| امروز یکشنبه, ۲۲ تیر , ۱۳۹۹ |
سرخط خبرها:

قاسم ترخان در گفتگو با طلیعه:


نقیصه معرفتی کاستی علوم امروزی است

عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی عنوان کرد: اگر علم و علوم بر مبنای اساس و منطق اسلام و علوم الهی و وحیانی شکل و قوام گیرد به طور قطع و یقین، آسیبهایی که در حال حاضر نهادهای علمی سکولار جهان با آن دست به گریبانند از بین می رود.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه، مناسبات مختلف و رویکردهای گوناگون پروسه تحول درعلوم انسانی و جایگاه ایده ها و اندیشه های مطرح و موجود در این مقوله و بررسی شاخصه ها و مولفه های اثرگذار در باب تحول در علوم انسانی و ایجاد علومی مبتنی بر پایه ها و گزاره های دینی و اسلامی، ما را بر آن داشت تا با حجت الاسلام والمسلمین دکتر قاسم ترخان، استاد حوزه و دانشگاه و عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ واندیشه اسلامی گفتگویی ترتیب دهیم که، ماحصل آن در ادامه از نظرتان می گذرد.

*استاد، مسائل رفتاری و رویکردهای اخلاقی در پروسه تحول در علوم انسانی از سوی قائلین به این معنی، از جایگاه والایی برخوردار است، این پروسه در تعیین چارچوب های علمی و پژوهشی چه تعریفی دارد؟

مسئله و شاخصه مهمی که در بحث اسلامی سازی علوم انسانی مورد توجه قائلین به این پروسه است، بحث و انگیزه اخلاقی و توجه به اخلاق مداری در شاخه های مختلف علمی است. علم موجود و امروزی، بنا به ماهیت شکل گرفته خود، از درون، فاقد مولفه ها و عناصر جهت دهنده و اثرگذار پژوهشی و علمی است. اگر بپرسیم که چه مولفه ای می تواند به این پژوهش های علمی جهت دهد، می بایست گفت که، دین و منویات الهی و کلامی هستند که می توانند به این عناصر جهت  ببخشند و در این مسیر نقش اساسی را ایفا نمایند.

باید عنوان کرد که این مقوله، بحث اساسی و مهمی دیگری در پیگیری طرح تحول در علوم انسانی خواهد بود. نکته مورد توجه و دیگری که در این مقوله باید عنوان شود، انگیزه های دینی است که باعث پیگیری طرح علوم انسانی اسلامی توسط محققین و اندیشمندان علوم اسلامی می گردد.

بحث مهمی که بین متفکرین فلسفه علوم دینی رایج و مورد تأکید است این مطلب است که آیا بین دین و علم، تعارض و تضادی وجود دارد یا خیر؟ و مطلب دیگر اینکه اصولاً رابطه بین دین و علم چگونه است و چگونه تعریف می شود؟ اگر بین اهداف دین و اهداف علم تعارض و تضادی وجود داشته باشد، راه و مشی صحیح و انتخاب درست، کدام مولفه ها هستند؟ بنابراین نکته که رابطه بین دین و علم چگونه و به چه صورتی تعبیر و تأویل می گردد، موضوعی است که  ایجاد و طرح علوم انسانی اسلامی را ایجاب می کند.

 

اگر علم و علوم بر مبنای اساس و منطق اسلام و علوم الهی و وحیانی شکل و قوام بگیرد به طور قطع و یقین، آن آسیب هایی که در حال حاضر نهاد های علمی سکولار جهان با آن دست به گریبانند از بین می رود و می توان امیدوار بود که علوم الهی، معضلات و مشکلات انسانی و اجتماعی جوامع سکولار و حس گرا را رفع و رجوع نماید. در این مقوله باید گفت: داشتن نقیصه معرفتی یک آسیب است و دور شدن از ارزش های الهی و اسلامی و متعالی قطعاً  آسیب دیگری خواهد بود.

*منتقدان تحول در علوم انسانی معتقد هستند قابلیت اجرای احکام اسلامی در تمامی سطوح وجود ندارد و در موارد گوناگون می بایست از فرضیه ها و شاخصه ها و مولفه های دیگر بهره جست و اسلام در پاره ای از موارد یا وارد نشده است و یا سکوت نموده است، این تحلیل را چگونه ارزیابی می نمایید؟

در پاسخ به این سوال باید عنوان کرد که مگر نظر و اعتقاد قائلین به علوم انسانی اسلامی بر این مبنا است که، دین و منویات آن می بایست در تمامی عرصه ها و مواضع وارد شوند و اظهارنظر نمایند. قطعاً برداشت قائلین به تحول درعلوم انسانی این گونه نیست که دین و تعالیم آن می باید در تمامی عرصه ها اظهار نظر نمایند، گرچه در این مقوله، یک بحث و دیدگاهی قابلیت پیگیری و مطرح شدن را دارد و آن بحث، جامعیت و فراگیری دین است.

منتقدان علوم انسانی اسلامی معتقد هستند که دین اسلام دارای این ظرفیت نیست که بخواهد در تمامی عرصه ها و مواضع علمی وارد شود و اظهار نظر نماید. در این جا می بایست برای یک بارهم که شده، تکلیف منتقدین اسلامی سازی علوم انسانی، با جامعیت و فراگیری علمی دین مبین اسلام، روشن گردد. منتقدین تحول درعلوم انسانی، دارای دیدگاه حداقلی نسبت به جامعیت و فراگیری دین اسلام هستند و در مقابل قائلین به اسلامی سازی علوم انسانی، قائل به جامعیت این مبانی ارزشی هستند.

منتقدین تحول درعلوم انسانی، دارای دیدگاه حداقلی نسبت به جامعیت و فراگیری دین اسلام هستند و در مقابل قائلین به اسلامی سازی علوم انسانی، قائل به جامعیت این مبانی ارزشی هستند

در دیدگاه حداکثری به جامعیت نیز، اختلافات و تفاوت هایی دیده می شود. برخی در این رویکرد به این نکته قائل هستند که دین درجهت هدایت و تکامل انسان و بشریت گام برمی دارد و در نتیجه این هدف و مقصود است که، اسلام، دارای ظرفیت حداکثری می باشد. اسلام و آموزه هایش برای این مسئله نیامده اند که همه چالش ها و موانع و مسائل علوم مختلف مانند؛ فیزیک و شیمی و علوم انسانی و غیره را برطرف نمایند.

اسلام کاملترین و جامع ترین دین الهی است یعنی، هرآنچه که لازمه سعادت و خوشبختی و همچنین هر آنچه که باعث شقاوت و گمراهی انسان است، باید به طور قطعی در معارف و آموزه های  اسلامی وارد شده باشد، در غیر این صورت، دین مبین اسلام، دین کامل و جامعی نخواهد بود.

اسلام و آموزه هایش برای این مسئله نیامده اند که همه چالش ها و موانع و مسائل علوم مختلف مانند؛ فیزیک و شیمی و علوم انسانی و غیره را برطرف نمایند. اسلام کاملترین و جامع ترین دین الهی است یعنی، هرآنچه که لازمه سعادت و خوشبختی و همچنین هر آنچه که باعث شقاوت و گمراهی انسان است، باید به طور قطعی در معارف و آموزه های  اسلامی وارد شده باشد

*در مسیر و راه دست یابی به علوم انسانی اسلامی و تحویل این معنا و مفهوم به جامعه آموزشی و پژوهشی و ایجاد رویکرد علم دینی در مختصات آکادمیک چه شاخصه هایی می بایست لحاظ گردد؟

در مقوله دست یابی به علوم انسانی اسلامی باید گفت که این علوم، در دو حوزه توصیفی و هنجاری ارتباط تنگاتنگ و فشرده ای با دین و منویات آن دارند . این مولفه ها به صورت کامل و جامع در آموزه های الهی و دینی، هم به صورت توصیفی و هم به صورت توصیه ای وارد شده اند؛ یعنی در هر نقطه ای که علوم انسانی وارد شده است و آن موضوع به سعادت و شقاوت انسان و جامعه بشری برمی گردد، اسلام، وارد شده و نظریه ارائه نموده است و می باید از این آموزه ها  بهره جست که به این نگرش و پروسه، دست یابی به علم اسلامی و دینی می گویند.

می بایست اهتمام داشت که نقل را، آن هم در مواردی که دارای حرف و نظر و ایده است، به کمک و یاری عقل و تجربه بیاوریم و به کمک و یاری این شاخصه ها و مولفه ها، به علم دینی دست یابیم

از اساس نباید این طور تبیین و تعریف شود که در هر مورد و مسئله علمی، می بایست دین وارد شود و نظر و ایده ارائه دهد، بلکه دست یابی به علوم انسانی اسلامی به این معنا و مفهوم است که، حتی اگر در این پروسه، نگاه حداکثری نیز تبیین و تعریف شود، می بایست اهتمام داشت که نقل را، آن هم در مواردی که دارای حرف و نظر و ایده است، به کمک و یاری عقل و تجربه بیاوریم و به کمک و یاری این شاخصه ها و مولفه ها، به علم دینی دست یابیم. جامعیت دین فراتر است از، حل و فصل مسائل و دغدغه های ابتدایی. دین آمده است تا راه سعادت و کمال و شقاوت و گمراهی را به انسان ارائه نماید و این رویکرد، منطق صحیح برخورد با دین است.

انتهای پیام/

کد خبر : 36990
تاريخ ثبت خبر : ۱۰ بهمن ۱۳۹۵
ساعت بارگزاری خبر : ۱۰:۱۸
برچسب‌ها, , , ,

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)