| امروز جمعه, ۲۸ تیر , ۱۳۹۸ |
سرخط خبرها:

یادداشت؛


تأثیر دین در تمدن‌سازی/ عقل و علم در پرتوی دین تمدن‌ساز می‌شوند

شاکرین، معرفت بخشی را نخستین موضوع در تمدن سازی دین عنوان می کند و خاطرنشان می شود: دین الهی مهم ترین منبع معرفت آموز و آگاهى آفرین است که در عرصه های خداشناسی، هستی شناسی، جهان شناسی، انسان شناسی، فرجام شناسی، راه شناسی و راهنما شناسی ایجاد معرفت می کند.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلیی طلیعه به نقل از مفتاح، حمیدرضا شاکرین، استادیار گروه منطق فهم دین پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در مقاله «گستره دین و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت» می نویسد: بنیاد قرارگرفتن اسلام برای تـدوین الگـوی پیشـرفت مبتنـی بـر مبـانی دیـن شـناختی متعددی است.

وی اضافه می کند که الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت با دو سطح از مبانی دین شناختی ارتباط برقرار می کند؛ در لایه زیرین آن دسته از مبانی و زیرساخت های نظری قرار دارند که توجیه گر ساخت الگو بر اساس دین مبین اسلام می باشد. در لایه زبرین مبانی تمدن ساز و الگودهنده اسلام واکاوی می شود تا در ساخت الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به کار گرفته شود.

شاکرین، معرفت بخشی را نخستین موضوع در تمدن سازی دین عنوان می کند و درباره آن خاطرنشان می شود: دین الهی مهم ترین منبع معرفت آموز و آگاهى آفرین است که در عرصه های خداشناسی، هستی شناسی، جهان شناسی، انسان شناسی، فرجام شناسی، راه شناسی و راهنما شناسی ایجاد معرفت می کند.

وی ادامه می دهد: مجموع آموزه های دینی در عرصه های یاد شده، دست مایه های ارزشمند و بدیل ناپذیری جهت تولید علم دینی و نرم افزار تربیت انسـان و اداره جامعـه، تمـدن سـازی و الگـوی پیشرفت فراهم می آورد. افزون بر آن دین نقش نیرومندی در شکوفاسازى خرد و رهاسازى آن از گرفتار آمدن در دام عوامل لغزنده، انحراف انگیز و مزاحمت آفرین دارد.

وی سپس به تبیین لغزشگاه هاى اندیشه پرداخته و موارد زیر را به عنوان علل رخـداد خطا در فکر و اندیشه بشر از دیدگاه قرآن یادآور مى شود؛

۱ – تکیه بر ظن و گمان به جاى علم و یقین.

۲ – میل ها و هواهاى نفسانى.

۳ – شتاب زدگی.

۴ – سنتگرایى و گذشته نگری.

۵ – شخصیت گرایى.

این استاد دانشگاه یادآور می شود؛ افزون بر نشان دادن لغزشگاه هاى اندیشه و راه چاره آن، دین حق از راه هاى دیگـری به رشد و شکوفایى خرد آدمیان مدد مى رساند؛ نخست، انگیزش و دعوت به سوى تفکر، اندیشه و خردورزى. دوم، تأیید و تقویت آموزه هاى عقلى از طریق نقل. سوم، سمت و سودهى به عقل و خرد و فعال ساختن آن در جهت صحیح و مفید بـه حـال بشریت. چهارم، پشتیبانى احکام عقلى چون دین تضمین کننده و پشتیبان احکـام و دسـتورات عقلی است. بدین معنا که وقتى عقل عملى ما، فضایل اخلاقـى را بـه عنـوان وظـایف انسانى از ما درخواست مى کند چه ضمانت اجرایى براى انجام چنین دستوراتى وجود دارد؟ در شرایط عادى اگرچه وجدان اخلاقى مؤثر است، ولى در نها یـت ـ به ویژه در شرایط خاص ـ این دیانت و اوامر و نواهى الهـى اسـت کـه مـا راوادار به انجام وظایف خود خواهد ساخت.

استادیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، هدف گذاری را دومین موضوع در تمدن سازی دینی بر می شمارد و می گوید: یکی از نیازهای اساسی انسان و تمـدن بشـری تعیـین هـدف اسـت. یک مطلب اساسى در تمدن این است که چه چیز باید هدف تمدن و هدف بشـریت و هدف اجتماع باشد. قطعاً پیامبران توانستند هـدف مشخصـى را عرضـه بدارنـد و یـک تمدن هدفدار به وجود آورند در حالى که بشر امروز هنوز نتوانسته است هدفى بـراى تمدن خویش عرضه بدارد.

وی اضافه می کند: برخى از محققان برآن اند کـه عصـر مـا عصـر بـازنگرى وبازگشت به دین است زیرا دو قائمه بزرگ مادى گرى و مادى نگرى یعنى پوزیتیویسـم در زمینه اندیشـه و علـم و سوسیالیسـم و لیبرالیسـم در زمینـه عمـل و اقتصـاد و جامعه گردانى شکست خورده است و بـراى بشـر رنجدیـده امـروز مجـال تأمـل در معنویات و بازگشت به سنت هاى مینوى که جامع ترین مصـداق آن دین اسـت، فـراهم گردیده است.

شاکرین، سومین امتیاز دین برای تمدن سازی را قانون گذاری می داند و تأکید می کند: دین اسلام در عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتمـاعی و… انسـان بـه قانون گذاری پرداخته است. امام خمینی(ره) نیز در وصیتنامه سیاسی ـ الهی خود آورده «اسلام… در تمام شئون فـردی و اجتمـاعی و مـادی و معنـوی و فرهنگـی و سیاسـی و نظامی و اقتصادی دخالت و نظارت دارد و از هیچ نکته ولو بسـیار نـاچیز در تربیـت انسان و جامعه و پیشرفت مادی و معنوی نقـش دارد، فروگـذار ننمـوده اسـت.»

این استاد، از نظام سازی به عنوان دیگر مؤلفه مهم دین برای تمدن سازی یاد می کند و خاطرنشان می شود: دین اسلام افزون بر بیان اهداف، احکام، نظام مناسب سیاسی اقتصادی… نیـز ارائـه داده است. به باور امام خمینی احکام شرعی حاوی قوانین و مقررات متنوعی است که یـک نظام اجتماعی را می سازد. در این نظام حقوقی هرچه بشر نیاز دارد فراهم آمـده اسـت.

وی اذعان می کند: البته مراد از نظام سازی لزوماً این نیسـت کـه اسلام همه نظامات مختلف زندگی مانند نظام اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگـی رابه صورت مدون در اختیـار نهـاده اسـت، بلکـه آیـین اسـلام درون مایـه هـای جـامع و منسجمی دارد که از آن ها نظامات خاص و معینی قابل استنباط و استخراج است.

استادیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، برنامه دهی را مؤلفه پایانی دین برای تمدن سازی عنوان می کند و می نویسد: از دیگر برون دادهای دین جامع اسلام ارائه پاره ای برنامه ها و شیوه های اجرایی در امـور زندگی دنیوی است.

البته وی برای اثبات سخن خود به این سخن امام راحل «البته مسیحیت راجع به تدبیر مدن و راجع به سیاست مدن و راجع به کشورها و راجع به اداره کشورها برنامه ندارد. گمان نشود که اسلام هم مثل آنها برنامه ندارد.» تکیه می کند و اذعان می دارد: در عین حال باید توجه داشت که منظور از برنامه دهی دیـن لزومـاً ایـن نیسـت کـه اسلام همه برنامه های ریز و درشت مربوط به امـور و عرصـه هـای زنـدگی بشـر را بـه صورت مدون در اختیار نهاده، علم و عقل بشری را از کار انداختـه اسـت بلکـه آیـین اسلام در عین این که در مواردی برنامه ها و شیوه های اجرایی خاصی را ارائه کرده با درون مایه های جامع و منسجم و اصول و هنجارهایی که دارد و نیـز بـا مجـال دادن و فعال ساختن علم و خرد و تدبیر انسانی بسترساز تولید برنامه هـا و شـیوه هـای اجرایـی خاص و معینی است که با اصول و اهداف اساسی آن در زمینه پیشـرفت ایـن جهـانی وکمال و سعادت جاودانی انسان هماهنگ و کارآمد باشد.

شاکرین، جمع بندی و نتیجه گیری خود را این گونه عرضه می کند؛ شناخت گستره دین تعیین کننده حدود و چگونگی مراجعه به دین در ساخت تمـدن و الگوی پیشرفت است. البته هدف نهایی دیـن سـعادت فرجـامین اسـت و تنهـا بـه میزانی که دنیا می تواند در کار آخرت امداد کند یا مزاحم واقع شود، مـورد توجـه دین قرار می گیرد. بر اساس این رویکرد مرجعیت دین در ساخت تمدن و پیشـرفت تنهـا در جهت هم سازی آن با غایات کلی و سعادت فرجامین است و بیش از ایـن نمـی تـوان از دین استمداد جست.

وی اضافه می کند: در نگرش جامع دیـن الهـی بـه کمـال و سـعادت دنیـوی و اخـروی انسـان بـه نیکوترین وجه ممکن می پردازد. در این نگرش صلاح و فساد دنیـایی افـزون بـر نقـش مقدماتی برای فلاح و شـقاوت اخـروی خـود نیـز از ارزش و اهمیـت نفسـی و ذاتـی برخوردار است. البته مرجعیت جامع و فراخ دین به معنای کنار نهادن علم، تجربه و خرد بشری نیست، بلکـه عقل بشری خود یکی از منابع دین است و دین احیاگر، پرورش دهنده و جهت بخش عقل می باشد. در نگرش جامع بسیاری از مشکلات به ویژه امور متغیر را باید با کمک خـرد، تجربـه و دانش بشری حل کرد لکن از عقل و علم در پرتو اصـول و هنجارهـای دینـی اسـتفاده می شود و نباید میان روش های برگزیده با احکام دینی تعارضی وجود داشته باشد.

انتهای پیام/

کد خبر : 73150
تاريخ ثبت خبر : ۷ مرداد ۱۳۹۷
ساعت بارگزاری خبر : ۱۱:۴۹
برچسب‌ها, ,

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)