| امروز دوشنبه, ۲۰ آذر , ۱۳۹۶ |
سرخط خبرها:

یک استاد حوزه و دانشگاه:


بی‌عدالتی‌های زیستی خانواده را در سراشیب انحراف قرار می‌دهد

حجت الاسلام مصطفی پور تاکید کرد: نبود شرایط عادلانه زیستی برای همه مردم و در همه استان ها و عدم توزیع مناسب ثروت بین اقشار مختلف جامعه، از عوامل مهم در ایجاد آسیب ها و انحرافات اجتماعی است.

به گزارش پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه به نقل از شبستان، در روز ۲۵ ذی الحجه که در تقویم رسمی کشور «روز خانواده» نام گرفته است به منظور بررسی بایدها و نبایدهای خانواده موفق و اسلامی که ریشه حل بسیاری از بحران ها و عامل رشد فردی و اجتماعی است با حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمدرضا مصطفی پور، استاد حوزه و دانشگاه و عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی گفت وگویی مفصل ترتیب داده ایم که در ادامه بخش دوم آن به حضورتان تقدیم می شود. وی در بخش نخست این گفت وگو به اهمیت تربیت در خانواده و توجه به فرآینده سه مرحله ای تربیت فرزند اشاره داشت و از اهمیت توجه والدین به این مهم سخن گفت.

*کدام مشکلات و معضلات اجتماعی خانواده را از مسیر رشد منحرف کرده و راه پیشرفت و اعتلای آن را سد می کند؟

مشکلات و مسائل فراروی جامعه اسلامی، به تعبیر اندیشمندان جامعه شناس، آسیب ها و انحرافات اجتماعی هستند و از دیدگاه حقوقدانان، این مسائل، جرم و بزهکاری و نادیده گرفتن قوانین تعبیر می شوند. بنا بر تحقیقات صورت گرفته در باب آسیب های اجتماعی و بنا بر گزارش های به دست آمده از وزارت کشور و بنا بر گزارش های میدانیِ انجام شده، از دهه ۳۰ تا اواسط دهه ۹۰ هجری، مهمترین مسئله در ایجاد معضل و آسیب در جامعه، بحث ازدیاد خارج از ضابطه جمعیت بوده که این امر بطبع خود، انباشت جمعیت را در حاشیه شهرها و استان های بزرگ ایجاد کرده است و این تکثیر و انباشت خارج از چارچوب و حجیم شدن خارج از ضابطه شهرها، معضلات و مشکلات بسیاری را برای نظام اداری و سیاسی و اجتماعی جامعه، ایجاد کرده است.

در بحث های مربوط به جامعه شناسی، بحث حاشیه نشینی، یعنی مهاجرت بدون برنامه و توجیه عملی، از شهرهای کوچک و روستاها، به امید رسیدن به شرایط بهتر، به شهرهای بزرگتر، که این امر اگر مدیریت و اصلاح نشود، بستر نابودی شهرها و روستاهای کشور را فراهم خواهد کرد و همزمان، نابسامانی شهرهای بزرگ را نیز به دنبال خواهد داشت. اکثر حاشیه نشین ها، به علت اینکه در خارج از محدوده قانونی و مشخص شده شهری قرار می گیرند، در نتیجه از بهره مندی از امکانات نیز، بی بهره خواهند بود و در نتیجه عدم دسترسی به امکانات شهری و بهداشتی و عمومی، شرایط برای ایجاد آسیب های اجتماعی، بیشتر نمود پیدا خواهد کرد.

*مهمترین شاخصه در این بین چیست و چگونه می توان با آن به رفع مشکلات معیشتی مردم کمک کرد؟

در مدیریت این مسئله، مهمترین شاخصه، توجه به معیشت و اقتصاد مردم و بنا به فرمایش بزرگان، ایجاد اقتصادی مقاوم است که بتواند رویکرد مهاجرت به شهرهای بزرگ را معکوس کند و اشخاص بتوانند، بدون خروج از شهرهای کوچک و روستاها، در همان موقعیت، ارتزاق نمایند و به کار و تولید  اقتصادی بپردازند. نبود شرایط عادلانه زیستی برای همه مردم و در همه استان ها و عدم توزیع مناسب ثروت بین اقشار مختلف جامعه نیز، یکی دیگر از مسائل مهم در ایجاد آسیب ها و انحرافات اجتماعی هستند.

بنده شخصاً، تجربه زندگی در روستا را دارم و با نوع زندگی در این شرایط آشنا هستم، هم اکنون با توجه به بررسی شرایط بیان می کنم که، مهاجرت فزاینده ای از روستاها به سمت شهرهای بزرگ در جریان است که یکی از مهمترین علل این رویکرد، بحث عدم توزیع امکانات مناسب بهداشتی و عمومی و تحصیلی در روستاها و شهرهای کوچک است.

در یکی از این سفرها، یکی از مسئولین آموزش و پرورش بخش شهرستانی مربوطه، با اشاره به این مطلب که در سالیان گذشته، قریب سیصد و پنجاه نفر دانش آموز، در این بخش وجود داشت که این تعداد، هم اکنون به کمتر از ۱۰ نفر رسیده است و عملاً بیان کردند نبود امکانات و عدم توزیع مناسب ادوات و ملزومات اداری و بهداشتی و عمومی، مردم را مجبور به مهاجرت و در نتیجه خالی کردن روستاها نموده است.

طبیعی است در بحث مهاجرت بی ضابطه، زمانی که افراد از نقاط مختلف به شهرها مهاجرت می نمایند بر اثر ناآشنایی با محیط و زندگی شهری، پاره ای از معضلات و کاستی ها، در رفتار و کردار افراد ظهور و بروز خواهد کرد.

*شرایط اجتماعی و محیطی و نوع نگرش با رشد فزاینده مهاجرت، چگونه می بایست مورد نظر و توجه قرار گیرند؟

مهمترین مشکل در پروسه مهاجرت های بی ضابطه، بحث های خانوادگی و اجتماعی و تربیتی هستند؛ به طور نمونه، بحث ازدیاد رفتارهای خشونت طلبانه و یا رفتارهای افراطی در جامعه، پاره ای از اوقات بر اثر فشارهای اجتماعی و یا اقتصادی و یا خانوادگی هستند که از افراد سر می زند؛ ولی گاهی نیز دیده شده که این رفتارها، بر اثر بیماری های روانی و روحی بروز می نمایند.

شاید مهمترین عامل تشدیدکننده رفتارهای خارج از عُرف در جامعه، مشکلات روحی و روانی حاصل از بحث های مرتبط به بی عدالتی ها و نابرابری های اجتماعی و اقتصادی باشد. رشد نامتوازن شهرها و عدم توزیع مناسب امکانات از عوامل تشدید کننده این سکنات و رفتارها هستند. داشتن شرایط برابر در استفاده از امکانات و داشتن منبع درآمدی، برای رفع حوائج و نیازهای روزمره که امروزه در زندگی شهری به معضلی تبدیل شده است، می تواند در کاهش فشارهای عصبی و روحی و کاستی معضلات و رفتارهای خشونت طلبانه مؤثر باشد.

مهمترین بحث در ایجاد فقر، یکی عدم تقسیم متوازن منابع و امکانات است و دیگری مهاجرت بی ضابطه و بی هدف به شهرهای بزرگ و در نتیجه ازدیاد جمعیت و نیافتن شغل مناسب که این مناسبات، جامعه را به سمت رفتارهای مجرمانه و بزهکارانه سوق می دهد. در حال حاضر سیل افسار گسیخته مهاجرت به شهرها، روستاهای آباد و دارای امکانات ما را نیز با مشکل و معضل روبرو کرده است. این روستاها که می بایست مراکز تولید و تکثیر منابع و دست آوردهای کشاورزی باشند، در حال حاضر فاقد سکنه و در پاره ای از اوقات رو به ویرانی هستند که این امر، توجه و اهتمام تمام مسئولین و دست اندرکاران فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی جامعه را می طلبد. جامعه و مردم و بخصوص جوانان، می بایست با کاستن از درخواست ها و نیازهایشان و توجه بیشتر به بحث اشتغال و کارآمدی بر روی مناسبات اقتصادی و تولیدی روستایی توجه و اهتمام بیشتری معطوف دارند تا هم از مهاجرت های افسار گسیخته جلوگیری شود و هم از تراکم جمعیت و بطبع آن از فشارهای عصبی و روحی ناشی از انباشت جمعیت در شهرهای بزرگ کاسته شود.

هم راستا با این رویکرد، مسئولین و متولیان امور نیز، می بایست هم گام با مردم در جهت توسعه و توزیع مناسب امکانات و برای همه افراد و در تمامی نقاط، همت مضاعف مبذول دارند تا روند مهاجرت کاهش یابد و یا معکوس گردد. در پاره ای نقاط، بنده خود شاهد بودم که افراد اعلام می کردند اگر در این مناطق، فقط گاز طبیعی به مردم داده شود و مردم بتوانند مشکلات سرمایشی و گرمایشی خود را با گاز طبیعی تأمین نمایند، قطعاً مهاجرت روند معکوس خواهد گرفت و افراد مهاجرت کرده، دوباره به مناطق اصلی خود باز خواهند گشت.    

*آیا می توان به نسخه های دین در رفع مشکلات خانواده مثل مشکلات اقتصادی و معیشتی و یا مشکلات فرهنگی مثل حجاب و عفاف متوسل شد و از آن کمک گرفت؟

بحث ابتداییِ قرآن کریم و دین اسلام در جهت رفع این مشکلات، بحث شناخت و معرفت به ماهیت وجودی خود انسان است. اگر انسان بتواند جایگاه و موقعیت والای خود را دریابد، بسیاری از این معضلات از جامعه رخت خواهند بست.

در اندیشه اندیشمندان غربی مانند افرادی مثل آلکسیس کارل(Alexis Carrel) نیز آمده که مهمترین عامل در ایجاد جامعه ای عاری از مشکلات و معضلات، بحث شناخت و دریافت مقام و مرتبه خود آدمی است. آیت الله جوادی آملی(حفظه الله) در بحثی در باب تفاوت دیدگاه اسلامی و غربی در باب ماهیت انسان، می فرماید: غربیان، مقام انسان را در حد حیوانی ناطق تنزل داده اند و دوم اینکه غربیان، برای انسان، ابدیتی قائل نیستند و تمام مناسبات انسانی را در همین دنیا لحاظ می نمایند؛ این در حالی است که اسلام، انسان را اشرف مخلوقات و خلیفه خداوند می داند و برای او ابدیت قائل است و او را وجودی ابدی و فناناپذیر می پندارد.

بنده در کتابی بنام «ویرانی عقل» نوشته (جورج لوکاچ)، از متفکرین مکتب فرانکفورت، دیدم که، نوشته شده است: ما با توجه به لذتجویی و منفعت طلبی صرف و توجه به مناسبات لیبرالیستی جامعه غربی، عملاً عقل و تفکر آدمی را نابود کرده ایم. تازه منظور نویسنده از عقل، عقل موردنظر دیدگاه مارکسیستی است نه عقل موردنظر دیدگاه اسلامی؛ بنا بر فرمایش امام صادق(ع) عقل می بایست باعث عبادت و توجه به ذات اقدس الهی و نیز توجه به ابدیت و سرانجام انسان باشد.

اسلام نه لذت خواهی و نه منفعت جویی را، نفی نمی کند بلکه معتقد است هر دوی این افعال، می بایست در چارچوب و مختصات مشخص و مدونی قرار گیرند. طبیعتاً اگر زن آگاه باشد که مقام و مرتبه انسانی او چه مقدار رفیع و متعالی است، قطعاً در حفظ شئونات اسلامی و دینی خود کوشا خواهد بود و از رویکردهایی که به این جایگاه آسیب بزنند، اجتناب خواهد کرد.

انتهای پیام/

کد خبر : 53032
تاريخ ثبت خبر : ۲۵ شهریور ۱۳۹۶
ساعت بارگزاری خبر : ۱۱:۱۸
برچسب‌ها, , ,

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)