| امروز یکشنبه, ۲۲ تیر , ۱۳۹۹ |
سرخط خبرها:

حجت الاسلام دکتر قاسم ترخان:


برخی از مخالفت ها با تحول در علوم انسانی، شهوت عملی است

یک سنخ از موانع تحول در علوم انسانی در رابطه با کسانی است که با این بحث مخالفند و شبهات علمی مطرح می کنند. طبیعی است که باید مقالاتی نوشت، کرسی ها و نشست هایی در پاسخ به این شبهات برگزار کرد تا زوایای این بحث روشن شود و مباحث در معرض نقد به پختگی برسند. اما برخی از مخالفت ها شهوت عملی است و از سر جهل نیست.

به گزارش طلوع نیوز؛ دومین کنگره بین المللی علوم انسانی اسلامی که ۲۶،۲۷ و ۲۸ آبان ماه با هدف گردهمایی اندیشمندان مسلمان داخلی و خارجی به منظور نقد علوم انسانی غربی رایج و هموار نمودن راه دست یابی به علوم انسانی اسلامی برپا می شود، بهانه ای شد تا در خصوص لزوم، موانع و چگونگی تحول علوم انسانی، با حجت الاسلام دکتر قاسم ترخان مدیر گروه کلام و دین پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به گفتگو بنشینیم. آنچه می خوانید حاصل این گفتگو است:

*امروزه تحول در علوم انسانی در حال تبدیل شدن به یک گفتمان علوم انسانی اسلامی است. نظر شما در این باره چیست؟

بنده معتقدم مباحثی که در این حوزه مطرح می شود از برخی مراحل گذر کرده است. تا حدودی بحث هایی که ناظر به امکان علم دینی یا ضرورت تحول یا نقد علوم انسانی متداول است را پشت سر گذاشته ایم. اکنون موضوعات و مسائلی که در این حوزه مطرح است را به این صورت دسته بندی می کنم.:

یک سری مسائل ناظر به چیستی علوم اسلامی است، مسائلی مربوط به اینکه آیا علوم انسانی اسلامی الان موجود است یا خیر، برخی سوالات ناظر به چرایی و برخی از سوالات ناظر به چگونگی دستیابی به علم دینی است.

بنده معتقدم تا حدودی برخی زوایای بحث چیستی علم دینی روشن شده است. ملاک دینی بودن علم مشخص و تبیین شده است. ضرورت برخورداری از علم دینی نیز تا حدودی تبیین شده و امکان آن اثبات شده است. طیفی که معتقد به تحول علوم انسانی هستند در واقع باید قدم های بعدی را بردارند. باید به دنبال این باشند که در این گفتمان ایجاد شده، نظریه های علمی تولید کنند و البته قدم های اجرایی آن را بردارند. نشان دهند که مبانی متافیزیکی دینی و باورهای کلامی چگونه و با چه مکانیسمی در علوم انسانی تأثیر گذار است. یعنی در واقع اگر قرار باشد ما علوم تجربی انسانی تولید کنیم که به دین استناد داشته باشد باید یک فرآیندی را طی کنیم که در آن موضوع، هدف و روش علم، قلمرو و پارادایم حاکم بر علم دینی تبیین شود. ناظر به نیاز جامعه، گزاره ها و نظریه هایی تولید شود، در معرض نقد قرار گیرد و به مرور زمان علم دینی تولید بشود.

*اسلامی شدن علوم انسانی به چه معناست؟ و برای تحقق آن چه اقداماتی باید صورت گیرد؟

این سوال شامل دو بخش است که اولی سخن از چیستی علوم انسانی اسلامی و بخش دوم ناظر به هستی شناسی علوم انسانی اسلامی است که ما در بحث های علمی از آن تعبیر به حل بسیطه می کنیم. برای تحقق این چنین علمی چه اقداماتی باید صورت گیرد.

راجع به چیستی علوم انسانی، آیا اصلا می توان علوم را اسلامی لقب داد یا خیر. در این باره نظریه های متفاوتی وجود دارد. دیدگاه های مختلف را می توانیم به این صورت طبقه بندی کنیم؛ برخی از دیدگاه ها ناظر به هدف و غایت علم هستند، که اگر غایت علم دینی باشد آن علم را دینی می دانند.

بعضی ناظر به موضوع دینی؛ اگر علم در بستر فرهنگ اسلامی رشد کند آن را دینی می دانند. بعضی ناظر به کارکرد علم که اگر نیازی از جامعه مسلمین را برآورده کند آن را دینی می دانند. شاخص های متفاوتی وجود دارد. برخی نیز علمی را دینی می دانند که مبانی متافیزیکی دینی در آن تأثیرگذار باشند.

بعضی نگاه حداکثری دارند و معتقدند علم دینی، علمی است که گزاره ها و نظریاتش از منابع دینی استخراج شود. یا به این معنا که با ابزاری تولید شود که مورد تأیید دین باشد. خب این ها دیدگاه های متفاوت و متعددی است که می توانیم آن را در قالب دیدگاه های حداقلی، دیدگاه های میانی و دیدگاه های حداکثری طبقه بندی کنیم. دیدگاه میانی قائل به تأثیر مبانی متافیزیکی در نظریات و گزاره های علم دینی است.

به هر حال ما معتقدیم که اگر ما دیدگاه حداکثری را نیز بپذیریم، می توانیم در مقام داوری بر اساس تجربه و روش تجربی نیز علم دینی تولید کنیم. به عبارت دیگر دخالت دین در مقام تولید علم اختصاص به گردآوری اطلاعات ندارد. یعنی اگر ما تجربه را هم داور قرار دهیم می توانیم تصویری از علم دینی تولید کنیم که توضیح مفصل آن در مقالات بنده آمده است.

اما راجع به بحث تحقق علم دینی، در واقع سخن از هستی و حل بسیطه است. این بحث مفصل است و با توجه به فرصت به برخی زوایای این بحث اشاره می کنیم. به عنوان مثال یکی از راه ها این است که ما تلاش کنیم تا خردورزی و اندیشه ورزی را در بین دانشجویان و مردم تقویت کنیم. اسلام بر تفکر و خردورزی تأکید فراوانی کرده است. اینکه گاهی قرآن می فرماید: «چرا تعقل نمی کنید؟» و در روایات نیز آمده «ساعتی تفکر از هفتاد سال عبادت برتر است» و از این دست روایات که به خردورزی تشویق می کنند.

با خردورزی است که علم تولید می شود و بدون خردورزی تولید علمی نداریم. مستحضر هستید که تولید علم همانطور که مقام معظم رهبری در یکی از فرمایشات شان دارند سلطان است، قدرت است. اگر شما تولید علم داشتید دست برتر را دارید در غیر این صورت اقتدار نخواهید داشت. اقتدار با تولید علم است و تولید علم نیز با خردورزی و اندیشه ورزی است.

بنابر این باید بستر ها آماده شوند. ما وارث مکتبی هستیم که ممیزه اصلی آن خردورزی است. در مکتب تشیع نه خردورزی افراطی تأیید شده و نه تفریطی، بلکه هردو محکوم شده است. ما باید تلاش کنیم که این ظرفیت را شکوفا کنیم. با شکوفا شدن این ظرفیت است که به تولید علم می رسیم. باید بسترهای لازم را فراهم کنیم.

من معتقدم که ما می توانیم به صورت موجبه جزئیه علم را مدیریت کنیم. در واقع در جهت تولید علم نافع و کاربردی و ناظر به نیاز جامعه علم را مدیریت کنیم. به نظر می رسد که ما در استفاده از فناوری های جدید موفق عمل نکرده ایم. این ها زمینه هایی را فراهم می کند که بتوانیم در تحقق علم دینی موفق عمل کنیم. ما باید رشته های میان رشته ای تأسیس کنیم. عالمانی تربیت شوند که هم با علوم حوزوی آشنایی داشته باشند و هم با علوم دانشگاهی. برای تحقق چنین علمی باید یک طرح پژوهشی مفصلی فرآیند تولید علم را مرحله به مرحله تبیین کند و ما باید بر اساس این مراحل و اولویت گذاری هایی که کردیم قدم به قدم حرکت کنیم تا به نقطه مطلوب برسیم.

*تحول در علوم انسانی راجع به رشته هایی مانند کلام که اسلامی هستند به چه معناست؟

به هر حال در این زمان مشکل ما این علوم نیستند که ما به دنبال تحول در این ها باشیم. اما می شود بسته به نوع تعریفی که از علم دینی داریم این علوم را نیز به نقطه مطلوب نزدیک تر کنیم. منتها نکته اساسی این است که ما نباید محل نزاع را در این مباحث گم کنیم. محل نزاع ما اگر در علوم تجربی محدود شویم این است که ما در علوم تجربی تا چه حد می توانیم از دین استفاده کنیم. در علومی مثل کلام و فلسفه و امثال این ها تا حدودی از منابع دینی استفاده شده است، مبانی متافیزیکی دینی ورود پیدا کرده است.

این طیف از علوم دغدغه اصلی کسانی که علم دینی را طرح می کنند نیست. بیشتر ناظر مباحثی در علوم انسانی است که به عنوان علوم تجربی رایجند؛ مثل علوم اجتماعی، سیاست و اقتصاد و … در واقع روشی که در این علوم وجود دارد روش تجربی است و حالا بر اساس پارادایم هایی که وجود دارد، درصدد تبیین، تفسیر یا تلفیق پدیده های اجتماعی هستند. بیشتر این علوم محل بحث است.

*آیا شما با این نظر موافقید که تحول در علوم انسانی به معنای پویا کردن انها است؟

در این باره نظریات متفاوتی وجود دارد. برخی معتقدند که با حفظ مبانی متافیزیکی که علوم امروز دارند فقط ما دست به گزینش و تهذیب بزنیم. بنده معتقدم که چنین چیزی امکان پذیر نیست. یعنی ما نمی توانیم با حفظ مبانی متافیزیکی که در این علوم وجود دارد، گزینش کنیم، مطلبی را بپذیریم و دیگری را نپذیریم. چنین چیزی امکان پذیر نیست. اگر قرار است دیدگاهی مورد پذیرش قرار نگیرد در واقع باید مبانی متافیزیکی اش که در آن تأثیر گذار است، اصلاح شوند.

یکی از اشکالات مهمی که ما به علوم انسانی رایج داریم این است که این علوم بر مبانی مادی و سکولار بنا شده است. بنابراین چنین چیزی باید از اساس درست شود. باید علومی را پی ریزی کنیم که بر مبانی دینی ما مبتنی باشد. در این صورت است که ما به علم دینی می رسیم.

من اعتقادی به دیدگاه تهذیبی در این زمینه ندارم. ما باید یک علم کارآمد تولید کنیم که قادر به حل مشکلات جامعه باشد. بنده معتقدم که ما بایدآن را بر مبانی متافیزیکی دینی بنا کنیم تا دینی شود. در واقع باورهای کلامی اسلامی باید در این امر مؤثر باشند و دین را از حالت سکولار خارج نماید. در مراحل بالاتر و با نگاه حداکثری می توانیم دین را به عنوان منبعی برای نظریه پردازی قرار دهیم.

*موانع پیش روی تحول در علوم انسانی را چه می دانید؟

اگر ما بحث را ناظر به چیستی، هستی، چرایی، چگونگی پیگیری کنیم، با دو سنخ مانع مواجه می شویم.

یک سنخ از موانع در رابطه با کسانی است که با این بحث مخالفند و در این گفتمان قرار ندارد، شبهات علمی مطرح می کنند. طبیعی است که باید مقالاتی نوشت، کرسی ها و نشست هایی در پاسخ به این شبهات برگزار کرد تا زوایای این بحث روشن شود و مباحث در معرض نقد به پختگی برسند.

اما برخی از مخالفت ها شهوت عملی است و از سر جهل نیست. در واقع مخالفت ها جنبه خواهش های نفسانی دارد. ما باید در مقابل شبهه علمی و شهوت عملی صبورانه کار را پیش ببریم. شتابزدگی در این مسائل می تواند آسیب های بزرگ و جدی را وارد کند.

تولید علم در یک زمان محدود ممکن نیست بلکه باید با آزمون و خطا و نقادی پیش رفت. نکته دیگر به زمینه های اجرایی و فرهنگی بر می گردد؛ حمایت و پشتیبانی لازم از پژوهشگران بشود. اعم از پشتیبانی های مالی و فرهنگی.

تا زمانیکه در کشور ما به تحقیق و پژوهش آنطور که باید بها داده نشود نباید توقع داشت که ما در این عرصه به موفقیتی دست پیدا کنیم. باید علم و عالم ارزشمند باشد. یکی از آسیب ها این است که مباحث با مباحث سیاسی آغشته شود که اصل بحث را در معرض خطر قرار می دهد. بنابراین ما باید به صورت جدی و علمی در این عرصه ورود پیدا کنیم و چالش ها را حل کنیم.

*نهاد های موثر در این تحول کدامند؟

طبیعتا نهادهای دانشگاهی و حوزوی در این تحول نقش اصلی را بر عهده دارند. باید رشته های میان رشته ای تاسیس شوند. پژوهش های میان رشته ای باید تولید شوند. نهادهای غیر علمی در حد حمایت و پشتیبانی موثر باشند. این نهاد ها باید نیاز های موجود را مطرح کنند تا تحقیقات علمی سمت و سوی عملی نیز پیدا کنند. اما تعیین سیاست های کلی و هدف گذاری ها و مدیریت باید به عهده حوزه و دانشگاه باشد.

*آیا شما دستاوردی در این زمینه داشته اید؟

بنده چند سالی است که درگیر طرحی هستم تا تأثیر باورهای کلامی در علوم انسانی را نشان دهم. طبیعتا برای رسیدن به نقطه مطلوب پژوهش های مفصلی مربوط به چیستی علم دینی، امکان و چگونگی تاثیر باورهای کلامی و پاسخ به شبهاتی که در این زمینه وجود دارد، انجام داده ام که به زودی جلد اول آن منتشر می شود و در کتاب دوم به دنبال ورود به ساحت های مختلف علوم انسانی اعم از هدف، ساختار، موضوع و روش هستم. می خواهم نشان بدهم که باورهای کلامی چگونه می تواند این ها را تغییر بدهد. بنده در مقالات متعدد نشان داده ام که باورهای کلامی چگونه در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت موثر است.

کد خبر : 387
تاريخ ثبت خبر : ۲ شهریور ۱۳۹۳
ساعت بارگزاری خبر : ۲۰:۴۷

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)