| امروز سه شنبه, ۲۸ دی , ۱۴۰۰ |
سرخط خبرها:

یادداشت؛


مدیریت اسلامی نوعی حسن اندیشه و درایت و تعمیق در کارهاست

مدیریت اسلامی نوعی حسن اندیشه و درایت و تعمیق در کارهاست که ریشه در مبانی ایدئولوژیک اسلام دارد.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه، دکتر محمدرضا سرمدی استاد دانشگاه یادداشتی در مورد مدیریت اسلامی نگاشته است که در ادامه قسمت اول آن را با هم می خوانیم:

در مباحث اسلامی بحث مشخصی بنام مدیریت اسلامی به معنای خاص آن وجود ندارد و به همین دلیل هم نمی توانیم در مصادر اسلامی قرآن و حدیث، آیه و روایت صریح و روشنی در باب مدیر و مدیریت پیدا کنیم؛ به استثنای نامه حضرت علی(ع) به مالک اشتر به عنوان فرماندار که در نهج البلاغه آمده است، لیکن در این مقاله و در بیشتر کتابهایی که در آن بحث مدیریت اسلامی مطرح شده است از آیات و روایات مرتبط و تفسیر آنها استفاده شده است و استفاده از آیات و روایات شریفه در توجیه مباحث مدیریتی به هیچ وجه به معنای مترادف گرفتن نبوت با مفهوم مدیریت یا امامت با مدیریت امروزی نیست. به همین دلیل در این مجال کوتاه مروری خواهیم داشت به بحث خلیفه و خلافت.

خلافت در لغت عرب به معنای نیابت از دیگری است و خلیفه به کسی گفته می شود که جانشین دیگری شده، در پایگاه او قرار گرفته و در جای او نشسته است. به همین معنی نیز در قرآن آمده است: «وَاذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفَاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ: و به یاد آورید آنگاه که شما را از جانشینان قوم نوح قرار دادیم.(اعراف/۶۹) یا اینکه در همین سوره در آیه ۱۶۹ می فرماید: «فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْکِتَابَ» یعنی جانشینانی بعد از ایشان جای آنها را گرفته اند.

در اصطلاح اسلامی «خلیفه الله فی الارض: جانشین خدا در روی زمین» به کسی اطلاق می شود که خداوند او را از میان بشر برگزیده و وی را امام و پیشوای مردم قرار داده است. این اصطلاح به همین معنا در قرآن کریم آمده است: «وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَهِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً» یعنی آنگاه که هدای تو به فرشتگان فرمود که من در زمین جانشینی قرار می دهم.»(بقره/۳۰)

برخی این آیه را چنین تفسیر کرده اند خدای تبارک و تعالی، آدم(ع) را خلیفه روی زمین قرار داده است، ولی گروهی دیگر آن را چنین تفسیر کرده اند که خدای تبارک و تعالی نوع انسان را خلیفه خود در روی زمین قرار داده است.

آیه ذیل مؤید تفسیر دسته اول است: «یَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاکَ خَلِیفَهً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ: ای داوود ما تو را جانشین خود روی زمین قرار دادیم، پس در میان مردم به حق داوری کن.»(سوره ص /۲۶) پس اگر معنای آن قرار دادن نوع انسان به جانشینی خداوند باشد تخصیص داوود به جانشینی خدا در روی زمین دیگر معنایی نخواهد داشت، زیرا این مقام ویژه نوع انسان است که خداوند او را پیش از داوود و به همراه او و پس از او جانشین خود در روی زمین قرار داده است. همچنین در «فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ» بررسی امور و حق داوری داوود در میان مردم به سبب جانشینی خداوند است بر روی زمین یا به جهت این است که خداوند او را در روی زمین جانشین خود کرده و حق داوری بین مردم را به او داده است.

همچنین خداوند متعال خاتم پیامبرانش را مخاطب قرار داده و به او فرموده است: «إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ» یعنی ما این قرآن را به حق بر تو فرو فرستادیم تا بین مردم حکم کنی.» (نساء/۱۰۵) همچنین خداوند متعال در سوره مائده آیه ۴۸ می فرماید: «وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتَابِ وَمُهَیْمِنًا عَلَیْهِ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ» یعنی ما این قرآن را به حق بر تو فروفرستادیم پس حکم کن بین ایشان به آنچه خدا فرستاده است.

خداوند جانشینان خود را در روی زمین، پیشوایان مردم قرار داده و به آنها کتاب و نبوت عطا کرده است. خداوند متعال از ابراهیم، لوط، اسماعیل و یعقوب در این مورد چنین یاد کرده است: «وَکُلًّا جَعَلْنَا صَالِحِینَ* وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاهِ وَإِیتَاءَ الزَّکَاهِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِینَ» و همه را صالح و شایسته گردانیدیم و ایشان را پیشوای مردم ساختیم تا خلق را به امر ما هدایت کنند و وحی کردیم به آنان هر کار نیکو و اقامه نماز و دادن زکاه را و آنها هم به عبادت پرداختند.»(نساء/ ۷۲ و ۷۳)

همچنین در یکی از سوره ها فرموده است: «وَتِلْکَ حُجَّتُنَا آتَیْنَاهَا إِبْرَاهِیمَ عَلَى قَوْمِهِ …*وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ کُلًّا هَدَیْنَا وَنُوحًا هَدَیْنَا مِنْ قَبْلُ وَمِنْ ذُرِّیَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَیْمَانَ وَأَیُّوبَ وَیُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ… * وَزَکَرِیَّا وَیَحْیَى وَعِیسَى وَإِلْیَاسَ… »(انعام/ ۸۳ تا ۸۵) و این است حجتی که ابراهیم را بر قومش دادیم … و ما به او اسحق و یعقوب را عطا کردیم. همچنین خداوند جانشینان خود را پیشوایان مردم قرار داده تا آنان را به کتابش راهنمائی کند و دین و شریعت او را به ایشان ابلاغ نماید. بنابراین مهمترین وظیفه جانشینان خدا، تبلیغ است. « فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ: آیا بر پیامبران جز تبلیغ آشکار چیز دیگر است؟ (نحل/۳۵)، «وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ» و بر پیامبران جز تبلیغ نمی باشد.»(نور/۵۴، عنکبوت ۱۸) همچنین کار تبلیغ جز به وسیله پیامبر صاحب وحی صورت نمی پذیرد. نهایتا در می یابیم که تبلیغ سیستم از جانب خداوند، جز وظایف و مقام ولایت پیامبران خدا(ص) است. منظور از این تبلیغ، همان ابلاغ احکام و مقررات اسلامی است که برای نخستین بار خداوند به پیامبرش وحی فرموده تا آن را به مکلفان برساند.

در ادامه بحث فوق علامه عسگری در کتاب ویژگیها و دیدگاه های دو مکتب در اسلام(ص ۲۷۹ و ۲۸۱) چنین بیان می کنند: «امام در واژه عرب به معنای انسانی است که دیگران از او پیروی و متابعت می کنند و گفتار و رفتارش را سرمشق و الگوی خود قرار می دهند، همچنان که خداوند در مورد امام بر حق می فرماید: «یَوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ …: روزی که هر گروهی از مردم را با پیشوایان بخوانیم.» (اسراء/۷۱) همچنین درباره انسان بودن امام می فرماید: «وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِی قَالَ لَا یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ: به یاد آور هنگامی را که ابراهیم را خدایش به اموری چند امتحان کرد و او آنها را انجام داد. خداوند به او فرمود: من تو را پیشوای مردم قرار دادم، ابراهیم گفت: این پیشوایی را در فرزندانم نیز قرار ده. خداوند فرمود: عهد من به ستمکاران نمی رسد.»(بقره/۱۲۴)

همچنین در سوره انبیاء(ع) آیه ۷۳ می فرماید: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا» و ایشان را پیشوایان مردم قرار دادیم تا آنان را به فرمان ما راهنمایی کنند.»(انبیاء/۷۳)

پس مشخص است که در اسلام شرط اثبات امامت و صدق کتاب او این است که از جانب خداوند واسطه پیامبرش برای هدایت مردم نازل شده باشد. همچنین کتاب حضرت محمد(ص) که قرآن کریم می باشد و نیز پیش از آن تورات موسی و دیگر کتب آسمانی بوده است.

با توجه به آنچه گذشت می توانیم بگوئیم امام در اصطلاح اسلامی: الف ) یا کتابی مُنزَل است که خداوند برای راهنمایی و هدایت بندگان بر پیامبر(ص) نازل شده است. ب) یا شخص معلوم و شناخته شده ای است که از جانب خدای تبارک و تعالی برای هدایت و رهبری مردم تعیین و معرفی شده باشد و شرط امامت معصوم بودن یعنی پاک بودن از آلودگی به هر پلیدی یا گناه است.

مقام انسان در اسلام

مکاتب مختلف پیرامون شناخت انسان و جایگاه آن در نظام هستی به بحث پرداخته اند. هر مکتبی بر اساس جهان بینی و نگرش خود، انسان را مورد تعبیر و تفسیر قرار داده است.

بدون شناخت انسان امکان هدایت او به سوی کمال ممکن نیست. شناخت انسان کامل یا انسان نمونه از دیدگاه قرآن کریم بر مسلمین واجب است. مهمترین و بهترین منبع برای شناخت انسان کامل، قرآن کریم می باشد، زیرا هیچ کس بهتر از پروردگار نمی تواند معرف شناخت انسان و موجودیت او باشد.

از دید قرآن مجید انسان موجودی است که از روح خدا در او دمیده شده است، جسمش به خاک اتصال دارد و روحش به پروردگار، با توجه به نیروی تعقل که پروردگار در انسان به امانت گذاشته است انسان می تواند به کشف قوانین کلی جهان بپردازد و طبیعت و جهان را به استخدام خود درآورد. از دید اسلام، ارزش شخصیتی یک انسان می تواند با ارزش جامعه بشریت برابر باشد، در این مکتب حیات بخش، انسان به مقام جانشینی خداوند نائل آمده است.

ضرورت و اهمیت مدیریت

بحث در خصوص مدیریت از دیرباز در جوامع بشری مطرح بوده است و در این خصوص نطرات متفاوت و متعددی نیز بیان شده است.

انسان برای ایجاد نظم اجتماعی ناگزیر از تشکیل حکومت و به دنبال آن رهبری و مدیریت صحیح و اصولی در جامعه خویش است. در این خصوص روایات زیادی نیز از پیشوایان ما وارد شده است. جمع آوری خراج و امن نمودن راه ها و تأمین معاش مردم و گرفتن حق ضعیف و جزء آن از جمله وظایف حاکم اسلامی است.

مدیریت اسلامی نوعی حسن اندیشه و درایت و تعمیق در کارهاست که ریشه در مبانی ایدئولوژیک اسلام دارد.

اهداف عمده مدیریت از دیدگاه اسلام عبارتند از: تزکیه و تعلیم ۲- برقراری قسط و عدل ۳- برقراری کلمه الله ۴- تزویج ارزشهای معنوی و اخلاقی.

ادامه دارد … .

انتهای پیام/

کد خبر : 58044
تاريخ ثبت خبر : 19 دسامبر 2017
ساعت بارگزاری خبر : 10:48
برچسب‌ها:,

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)