| امروز سه شنبه, ۲۸ دی , ۱۴۰۰ |
سرخط خبرها:

سیاست­‌ها و اولویت­‌های جذب کتاب در «نشر معارف»؛


توجه به نیازها و خلأهای فرهنگی و فکری روز جامعه

یاسر عسگری کارشناس دفتر نشر معارف در یادداشتی به سیاست‌ها و اولویت‌های جذب کتاب در این نشر پرداخته است.

به گزارش پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه به نقل از فارس، شناخت سیاست­‌ها و اولویت­‌های فرهنگی و انتشاراتی، باعث شناخت بهتر نویسندگان، مترجمان و نخبگان حوزوی و دانشگاهی و از همه مهمتر مخاطبان می­‌شود.

مشخص کردن سیاست­‌ها و اولویت­‌ها فقط اختصاص به ناشران ندارد، بلکه به همه ادارات و ارگان­‌های فرهنگی و پژوهشی دارد تا مشخص شود که آن­ها به چه راهی می­‌روند و چه اهدافی را مدنظر دارند. برای شناخت اولویت­‌ها و سیاست­‌های جاری نشر معارف یادداشتی شفاهی از «یاسر عسگری»، کارشناس کتاب دفتر نشر معارف می‌آید تا با رویکردها، دغدغه‌ها، سیاست­‌ها و اولویت­‌های دفتر نشر معارف و پیشنهادات موضوعی یک کارشناس کتاب آشنا شویم.

دفتر نشر معارف واحدهای مختلفی چون جذب کتاب (در عرصه تولید و چاپ)، پاتوق کتاب (در عرصه فروش و توزیع محصولات فرهنگی و فکری و…)، پشتیبان نشر (واحد IT (آی تی) و نرم‌­افزاری نشر) و تعامل با مراکز فرهنگی و پژوهشی دارد. بنده فقط در حوزه جذب کتاب در نشر معارف که حوزه کاری‌‌ام است، نکاتی را بیان می‌کنم. سیاست‌های نشر معارف از دل مأموریت سازمانی نشر وابسته به نهاد رهبری در دانشگاه‌­ها و پیشنهادات ریاست محترم نهاد و هیأت امنای نشر و همچنین نظرات مدیرعامل نشر و مشاوران و کارشناسان این حوزه برمی‌­آید.

*سیاست­‌ها و اولویت­‌های جذب کتاب

*توجه به نیازها و خلأهای فرهنگی و فکری روز جامعه

یکی از سیاست­‌ها و اولویت­‌های ما، توجه به نیازها و خلأهای فرهنگی و فکری جامعه است مانند اسلام رحمانی. نقد روشنفکران و غرب­‌گرایان یکی از سیاست­‌های جدّی ماست. متأسفانه ناشری اختصاصی و جدّی نداریم که به صورت مرتب و مستمر و برنامه‌ریزی شده، فعالیت جریان غربگرای داخلی را رصد و تحلیل کند؛ یعنی به نقد روشنفکران و غرب­‌گرایان داخلی بپردازند. غالب ناشران ارزشی ما به نقد کلی آراء و رویکردهای چند  روشنفکر و غرب‌گرای خاص می­‌پردازند که آن هم عمدتاً در حوزه معارف اسلامی و احکام اسلامی است، اما متأسفانه از دیگر حوزه­‌ها غفلت شده است. تاکنون رویکردهای غرب­گرایان و نئولیبرال‌های وطنی مثلاً در حوزه تاریخ، ادبیات معاصر، حقوق، حقوق بشر، اقتصاد، توسعه، مدیریت، مسکن، محیط زیست، فرهنگ عمومی و… به صورت جدّی توجه و نقد نشده است.

به نظرم تأثیرگذاری آثار این روشنفکران و غرب­‌گرایان حوزه‌های مختلف را نباید نادیده گرفت. اگرچه آن‌ها در حال حاضر اثرات اجتماعی و معرفتی چندانی نداشته باشند، ولی مباحث آن­ها در آینده مُستمسک و بهانه عده­‌ای خواهد شد و مخاطبان را از جریان فکری و معرفتی اصیل اسلامی و ایرانی دور خواهد کرد.

جلوی شبهات و انحرافات را باید در همان ابتدای کار گرفت. خصوصاً الآن در دوره‌ای هستیم که ابزار و کانال‌های ارتباطی فراوان شده است و با دوران گذشته بسیار فرق کرده است. الآن به راحتی با شبکه‌های مجازی، متون اصلی و حتی آثار نایاب این‌ها بازنشر می‌شود و در سطح گسترده در کشور توزیع و فایل‌های آنها قابل دسترسی است و مطالعه می‌شود.

*تاریخ معاصر به ویژه تاریخ انقلاب اسلامی

شاید بتوان گفت جدّی­‌ترین حوزه­‌ای که روشنفکران غرب­گرا و رسانه­‌های غربی به جریان انقلابی می­‌تازند، حوزه تاریخ معاصر یا تاریخ انقلاب اسلامی است. عمق فاجعه در اینجاست که در اذهان عده‌ای، در حوادث دهه شصت، جای «جلّاد و شهید»، «خائن و خادم» عوض شده است و موضوع مهمی است که اخیراً رهبر معظم انقلاب بدان هشدار داده‌اند. اگرچه از دهه هفتاد، حوزه معرفت دینی و کلام اسلامی عمده تمرکز جریان­ روشنفکری و غربگراها و مورد حمایت و بوق تبلیغاتی رسانه‌های نظام سلطه بود، اما در سالیان اخیر به صورت برنامه ریزی شده‌ای به سمت تاریخ‌سازی و تحریف تاریخ معاصر و تاریخ انقلاب و تطهیر رژیم منحوس پهلوی و بَزَک کردن آمریکا و کشورهای استعماری روی آوردند. این جریان به راحتی تاریخ را تحریف می‌کند؛ حقایق را کتمان می‌کند؛ مسائل را وارونه جلوه می‌دهد تا بلکه بتواند هویت تاریخی و انقلابی مردم را دچار خدشه و در انگیزه‌شان شک و تردید ایجاد کند. ایجاد شک و تردید در باورهای اعتقادی از سیاست‌های دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد بود و هم اکنون تردید در باورهای تاریخی و انقلابی، سیاست امروز آنهاست.

به نظرم حتی از سخنان برخی نویسندگان و روزنامه‌­نگاران درجه دوم و سوم که در حوزه­ تاریخ معاصر و یا تاریخ انقلاب اظهارنظر می­‌کنند، نباید بی­‌توجه گذشت و باید به آن سئوالات و شبهات و اظهارنظرات پاسخ داد. خصوصاً اینکه در حال حاضر، نیمی از شخصیت‌های برجسته انقلابی کشور، اگرچه سن و سالی ازشان گذشته، ولی در قید حیات‌ند و این فرصت خیلی خوبی برای ثبت و ضبط تاریخ معاصر و پاسخ به سئوالات و شبهات است. البته نحوه بیان و تنوع و تکثر شیوه­‌ها و قالب­‌های پاسخ ­دادن­‌ها هم خیلی مهم و موثر است.

حوزه بعدی، ثبت تاریخ شفاهی و تجربه نگاری تاریخی است. خوشبختانه انتشارات سوره مهر و مرکز اسناد انقلاب اسلامی و برخی موسسات دیگر در حوزه تاریخ شفاهی، کتب خوبی منتشر کرده‌اند، ولی نقص رویکرد آنها، توجه فراوان به تاریخ و خاطرات شفاهی شخصیت‌ها و مشهورین است و کتاب‌های کمی با رویکرد روایت مردم از تاریخ معاصر یا تاریخ انقلاب و حتی مناسبت‌ها و مراسمات انقلابی (مثل انتخابات، جشن‌ها، راهپیمایی‌ها و تظاهرات) داریم. اینکه کمتر خاطرات مردم کوچه و بازار، کارگر و کارمند، بیسواد و باسواد و در یک کلام، «توده مردم» یا «افراد عادی» را ثبت و ضبط کردیم و به شدت جای کتاب‌هایی مثل «لحظه‌های انقلاب» مرحوم محمود گلابدره ای خالی است.

خوشبختانه دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب و تیم همکاران آقای وحید جلیلی، کارهای خوبی در ثبت و ضبط خاطرات مردم و به ویژه تاریخ شفاهی هنر انقلاب آغاز کرده‌اند که تاکنون حدود ۱۰ عنوان از این کارها، از سوی دفتر نشر معارف منتشر شده است، ولی به خاطر حجم گسترده کار، حداقل کار برای ده‌ها موسسه برای ثبت و ضبط تاریخ شفاهی و تجربه نگاری در حوزه‌های مختلف فرهنگی، اقتصادی، کارآفرینی، علمی و بهداشتی و… وجود دارد. دفتر نشر معارف نیز مایل است در حوزه‌های کاری خودش یعنی ثبت و ضبط تاریخ شفاهی دانشگاه‌ها و تشکل‌های دانشجویی و نقش آفرینی آنها در قبل و بعد از انقلاب ورود پیدا کند. باید حافظه تاریخی مردم را تقویت کنیم. ملتی که حافظه تاریخی خودش را فراموش کند، به راحتی فریب خواهد خورد.

مبانی نظری هنر و تاریخ­ شفاهی هنر و ادبیات انقلاب اسلامی هم از موضوعات مورد علاقه ماست که تاکنون از طریق دو گروه «دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی» و تیم همکار آقای حسین قرایی هستیم که اوایل سال گذشته کتاب «از سناباد شعر» (زندگی و زمانه مصطفی محدثی خراسانی، شاعر برجسته انقلاب) اولین جلد از آن مجموعه بوده است و حدود هفت کتاب دیگر درباره زندگی و زمانه علیرضا قزوه، حسین اسرافیلی، مرتضی امیری اسفندقه، محمدرضا سنگری، سید عبدالله حسینی و حمیدرضا شکارسری در مراحل نهایی چاپ است. در حوزه داستان نیز گام‌هایی برداشته شده و در مراحل اولیه فعالیت در این زمینه هستیم.

*سفرنامه‌های علمی، فرهنگی و اجتماعی

یکی دیگر از حوزه‌­هایی که تمایل داریم در این حوزه­ ورود پیدا کنیم، سفرنامه‌نویسی است؛ چه سفرنامه­‌های داخلی و چه سفرنامه­‌های خارجی، البته نه هر سفرنامه‌ای، سفرنامه هایی که حداقل فرهنگ و روحیات و تجربیات مردم مناطق مختلف یا مردم جهان را به ما بشناساند و بیان این فرهنگ‌ها و انتقال این تجربیات، برای مردم و مخاطبان جوان و دانشگاهی نشر، به ویژه نخبگان، سیاستگذاران، مدیران و مسئولان قابل استفاده باشد. متأسفانه ما از این مسأله غفلت کردیم. با توجه به این­که نخبگان ارزشی و مبلغان فراوانی را داریم که سفرهای مختلف علمی، تبلیغی، آموزشی و یا حتی تفریحی می­‌روند، ولی خروجی مکتوب بسیار کمی از آن­ها موجود است.

ما در ثبت تجربیات موفق و ناموفق خودمان ضعیف و شاید بی­توجه­‌ایم. در برخی کشورها، بر اساس ثبت این تجربیات، توانستند تحولات عظیمی در کشور یا مناطق خودشان ایجاد کنند. تا ما شناخت دقیق و جامعی از جامعه خودمان و جوامع دیگر نداشته باشیم نمی­‌توانیم برنامه­‌ریزی دقیقی داشته باشیم و هم این­که اقدامات درست و به­‌جایی انجام بدهیم. اینکه داشته‌های واقعی خودمان را بدانیم و قدر بشناسیم، خیلی مهم و ضروری است. بنده معتقدم که یک مشکل جدّی ما، فقدان شناخت و تحلیل دقیق و جامع شرایط کنونی جامعه خودمان و جامعه جهانی است. اگر این شناخت و سپس تحلیل باشد، ما در برنامه­‌ریزی­‌ها و فعالیت­‌های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و حتی دیپلماسی خارجی موفق­‌تر خواهیم شد. حوزه اقتصاد و حقوق و کشاورزی هم از حوزه­‌های فراموش شده جریان­‌های ارزشی است که اگرچه در اولویت‌های اصلی نشر معارف نیست، ولی از این موضوع نباید غافل شد. بارهای زمین مانده‌ای هستند که باید فکری برای آنها کرد.

*توجه به ارتقای فرهنگ عمومی و تعیین وضعیت خودمان در این زمینه

به نظرم یکی از خلأهای جدی در حوزه ناشران ارزشی، توجه به مسائل و مباحث «فرهنگ عمومی» است. این­که ما با شاخصه­‌های ارزشی و دینی که داریم و هم­چنین استفاده از تجربیات کشورهای مختلف، وضعیت­مان در حوزه «فرهنگ عمومی» چگونه است؛ و در چه مرحله­‌ای قرار داریم؟ در کدام ­یک از موارد و شاخص­‌ها ضعیف هستیم و در چه شاخصه­‌هایی نیازمند تقویت بیشتر هستیم.

از سویی باید بین شاخصه­‌های فرهنگ­ عمومی، یک حالت اعتدال و میانه­‌روی را رعایت بکنیم تا شاخصه­‌های فرهنگ عمومی ما یک حالت نُرمال و متعادلی داشته باشد؛ حالت افراط و تفریط نداشته باشیم. متأسفانه علی­رغم یک­سری کارهای پراکنده و اعتراضاتی که در این خصوص می­‌شود، کمتر کار تحقیقی جامع و دقیقی صورت گرفته است. از سویی هنوز وضعیت کشورمان در این خصوص برای مدیران و مسئولان و کارشناسان فرهنگی به صورت جامع، روشن و واضح نیست. باید این دست کتاب­‌ها و گزارشات تحقیقی در اختیار مدیران، اساتید، فعالان فرهنگی و تشکل­‌های دانشجویی و حوزوی قرار بگیرد که در فعالیت­‌های خودشان بیشتر روی چه شاخصه­‌هایی تمرکز کنند و از سویی روی چه شاخصه­‌هایی کمتر تمرکز کنند تا حالت افراطی آن، اثرات منفی بر جامعه نگذارد. یا حالت تفریطی برخی شاخص­‌ها، به حالت متعادل دربیاید. ما در این زمینه نیازمند تجربه و الگوگیری از دیگر جوامع اسلامی و حتی غیر اسلامی هستیم؛ چون ممکن است تجربیات آن­ها برای فضای جامعه و کشور ما قابل استفاده باشد. حداقل ما در نشر معارف می­‌توانیم برخی از موضوعات و شاخص­‌های فرهنگ عمومی را که در آن دانشجویان، اساتید و دانشگاهیان می­‌توانند مؤثر باشند، به صورت جدی پیگیری کنیم.

*موضوعات کلان ملی با تمرکز بر مخاطب دانشگاهی

یک اولویت ما، موضوعات تحقیقی و کلان زمین‌­مانده در کشور ماست؛ خصوصاً موضوعاتی که نیازمند تحقیقات بیشتر و عمیق‏‌تر هستیم و رابطه عمیقی با تحقق عدالت، پیشرفت و ارتقای جامعه و حکومت اسلامی و رضایت عمومی مردم دارد. اگر ما تجربیات موفق در حوزه نظارت سازمانی یا حتی نظارت مردمی را در جهان رصد و ثبت می‌کردیم و این انتقال تجربیات جهانی صورت می‌گرفت، کمتر شاهد این اتفاقات ناگوار در جامعه اسلامی بودیم.

به نظرم با توجه به همین اوضاع رکود بازار کسب و کار و حتی تحقیق، فرصت خوبی است برای آسیب­‌شناسی فعالیت­‌های موسسات پژوهشی و انتشاراتی ما در این حوزه­‌ها. این­که تحقیقات گذشته تا چه حد اولویت­ و ضرورت دارد. بنده منکر انجام تحقیقات خوب و مهم و بنیادی نیستم، ولی با توجه به اوضاع کنونی اقتصادی کشور، قائل به اولویت‌­بندی و ضرورت داشتن موضوعات و تحقیقات هستم.

به صورت خلاصه می­‌توانم برخی از موضوعات و اولویت­‌های نشر را این­گونه برشمارم: مبانی نظری حکومت دینی و فقه حکومتی، جنبش دانشجویی، تحلیل وضعیت دانشگاه‌­ها و آموزش عالی در ایران و جهان، مهارت­‌های کاربردی و افزایش توانمندی مخاطبان جوان دانشجو و طلبه، نقد کتاب­‌های شاخص علوم انسانی معاصر، اعم از تألیف یا ترجمه، فقرزدایی و محرومیت‌زدایی (وضعیت ما در این زمینه و تجربیات کشورها و سازمان­‌های جهانی در این حوزه‌­ها)، ترویج فرهنگ جهاد و شهادت (به ­ویژه شهدای مدافع حرم و شهدای سال‌­های اخیر)، وضعیت روستا و روستائیان، وضعیت کشاورزی در ایران و تجربیات کشورهای مختلف در این زمینه که از جمله بحث‌های اصلی و کاربردی در زمینه اقتصاد مقاومتی است.

محیط زیست و بحران کم­‌آبی در ایران و جهان، قومیت­‌ها و قوم­‌گرایی در ایران، ورزش مدرن و تحلیل جامعه شناسی ورزشی در جهان و به ویژه ایران، جهانی شدن و پیامدهای آن در جامعه و جهان اسلام (خصوصاً پیامدهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی)، نقد توسعه غرب­گرایانه و اقتضائات آن (مثلاً بی­‌توجهی به استقلال و خودکفایی و…)، ترویج روحیه و فرهنگ تلاش و کار، قانون­‌گرایی و وجدان کاری و کتاب­خوانی مرتبط به حوزه فرهنگ عمومی، تاریخ­‌شفاهی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، تحلیل جامع و منصفانه دوره­‌ها و مقاطع مختلف تاریخ انقلاب (مثلاً تحلیل دوره­‌های میرحسین موسوی، هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی، محمود احمدی­‌نژاد و حسن روحانی) هرکدام در یک کتاب و به صورت جامع و منصفانه. نقد مدرنیته و تجدد، مسائل جهان اسلام و بیداری اسلامی، سبک زندگی اسلامی و جهادی و نقد سبک زندگی مادی­‌گرایانه و غربی، نقد فمنیسم و تحلیل وضعیت زنان و دختران و کودکان و خانواده در جوامع غربی و کاستی­‌ها و کمبود­ جامعه ما در این حوزه.

به نظرم می­رسد که ناشران ارزشی و همسو با دفتر نشر معارف و مأموریت سازمانی آن باید افق‌­هایی جدید را برای مخاطبان­شان باز کنند و هر ناشری با این­گونه برنامه‌­ریزی و عمل­کرد، موفق و مؤثر خواهد بود. کارهای سخت را انجام دادن، هنر هست. موضوعات جدید را کار کردن ارزشمند هست. گشودن افق‌های جدید برای مخاطبان و مدیران فرهنگی کشور مهم است.

خوشبختانه به خاطر برنامه­‌هایی مثل «جشنواره عمار»، «سینما انقلاب»، «مستندهای شبکه افق» و…، توجه جمعی از نیروهای ارزشی به سمت دوربین و سینما و مستند رفته است و همین رسانه­ تا حدی برای این دسته از مخاطبان و فعالان ارزشی و انقلابی جا افتاده است، اما باید افق‌های جدید یا به تعبیر برخی، سنگرهای جدیدی برای دفاع از انقلاب و تقویت نظام اسلامی و بهبود شرایط جامعه و رضایت عمومی مردم معرفی شوند. سنگرهایی مثل حقوق بشر، محیط ­زیست، میراث فرهنگی، ورزش و بهداشت عمومی و… در این میان توجه به حقوق بشر خیلی ضروری است. چرا که ایران یکی از متهمان اصلی در خصوص نقض حقوق بشر در جهان معرفی شده است، ولی نه مؤسسات مردمی ارزشی فعال در این زمینه داریم و نه جامعه دانشجو و دانشگاهی در این زمینه توجیه است.

متأسفانه غالب مؤسسات فعال داخلی در زمینه حقوق بشر، رویکردهای غرب‌گرایانه­ یا ضد نظام و یا غیرانقلابی دارند. از سویی دو سه مؤسسه یا ستاد حکومتی در این زمینه داریم که کار خاص اقناعی انجام نمی­‌دهند. مخاطبان عمومی و جامعه دانشجویی و دانشگاهی اطلاع دقیقی از وضعیت حقوق بشر در ایران و جهان ندارند. آمریکا سالانه، گزارشات مفصل نقض حقوق بشر در ایران و چین و برخی کشورها منتشر می­‌کند و کشور ما و از جمله چین نیز متقابلاً گزارشی از وضعیت نقض حقوق بشر در آمریکا و غرب منتشر می­‌کنند، ولی به دست مخاطبان دانشگاهی و عموم مردم نمی­‌رسد. ما درصدد بودیم که این گزارشات را در قالب کتاب و نشریه برای مخاطبان خودمان منتشر کنیم، ولی تاکنون موفق نشده‌ایم.

اخیراً با نظر هیأت امنای دفتر نشر معارف قرار شده است تمرکز اصلی نشر بر چاپ آثار مورد نیاز جامعه دانشگاهی (خصوصاً دانشجویان) باشد. یعنی از موضوعات و سوژه‌های فوق آن‌هایی اولویت خواهند داشت که ارتباط بیشتری با فضای دانشگاهی کشور داشته باشند یا بیشتر مورد نیاز فضای دانشگاهی کشور باشند.

شاید در این میان، ثبت و ضبط «تاریخ شفاهی تشکل­‌های فعال دانشجویی» و «خاطرات شفاهی و تجربیات اساتید برجسته» دو موضوع جذابی باشند که در هر دو موضوع کار قابل ذکر و شاخصی منتشر نشده است. ان­شاءالله که بتوانیم در این حوزه و دغدغه‌هایی که داریم، موفق باشیم.

انتهای پیام/

کد خبر : 48545
تاريخ ثبت خبر : 24 ژوئن 2017
ساعت بارگزاری خبر : 14:48
برچسب‌ها:, ,

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)