| امروز جمعه, ۲ آبان , ۱۳۹۹ |
سرخط خبرها:

دکترعبدالمجید شیخی در گفت و گو با طلیعه؛


کدام محورهای اقتصادی را نباید به بخش خصوصی واگذار کرد؟

دکتر شیخی گفت:ما باید اقتصاد را به یک مرحله ای از بلوغ برسانیم که در مقابله با هر گونه عامل درونی و برونی که باعث تلاطم در اقتصاد می شود، علاوه بر این که استحکام لازم را داشته و انعطاف پذیر باشد، بتواند از آسیب و گزند عوامل بیرونی و درونی خودش را حفظ کند؛ بلکه به طور درون زا بتواند موجبات رشد خودش را نیز فراهم نماید. این را به نظر من بایستی محور بحث اقتصاد مقاومتی قرار داد و این محور را هم من فکر می کنم که منبعث از فرمایشات حضرت آقا می باشد.

پایگاه خبری-تحلیلی طلیعه، علی کاکایی؛در ارتباط با راهبرد اقتصاد مقاومتی و مقولات مرتبط با آن تحلیل های مختلفی از سوی اقتصاددانان مطرح شده است و از زوایای مختلفی بدان پرداخته شده است. بایستی به این نکته توجه داشت که چنین راهبردی نوعا مختص شرایط فعلی اقتصاد ایران است و پیشینه و تجربه منطبق با شرایط حال حاضر کشور ما را هیچ کجای دنیا نداشته است، از اینرو موضوع مزبور مقوله ای چالشی است که نیازمند بررسی و تحلیل بیشتر برای واکاوی ابعاد آن است. دکتر عبدالمجید شیخی معتقد است ۴ انحراف اصلی در حوزه نظریات اقتصاد مقاومتی وجود دارد که باید میزان ارتباط آن با نطریه اقتصاد مقاومتی که از سوی مقام معظم رهبری بیان شده است، مورد ارزیابی قرار گیرد. مشروح گفت و گو با این استاد دانشگاه را در ادامه می خوانید:

 

طلیعه:به عنوان اولین سوال بفرمایید بعد از مطرح شدن اقتصاد مقاومتی، اقتصاددانان نظرات متفاوتی در خصوص آن داشته اند. این نطرات چگونه ارزیابی می شود؟
ما باید به خود اصل مطلب توجه کنیم که چه چیزی می تواند معیار سنجش ما از اقتصاد مقاومتی باشد. بعد سنجش نظرات دیگران را با توجه به این معیار انجام دهیم. ببینید حضرت آقا در فروردین ماه دو سال پیش دقیقاً در حدود ده بند در ابعاد اقتصاد مقاومتی صحبت کردند. در واقع ابعاد اقتصاد مقاومتی (آنچه هست و آنچه باید اتفاق بیفتد) را خودشان تبیین کردند. حالا دیگران راجع به این که اقتصاد مقاومتی چه هست و چه نیست، باید بیایند با طراح نظر خودشان را وفق دهند، نه این که به زعم خود هر کسی یک نظری بدهد. با این حال طرح نظر در این خصوص مانعی ندارد و تاکنون نیز نظرات متفاوتی درباره این مساله بیان شده است. ارائه راهکار هم از سوی اساتید، نظریه پردازان و تببین کنندگان هم می تواند متنوع باشد که آن هم بسیار قابل قبول و اتفاقاً می تواند موجب تکامل بحث شود.

 

طلیعه:اگر شما بخواهید تعریفی از اقتصاد مقاومتی بیان کنید که بر اساس آن نظرات مختلف را بسنجیم، چه می گویید؟

من به نظرم می آید که اقتصاد مقاومتی را به این ترتیب تعریف کنیم که ما باید اقتصاد را به یک مرحله ای از بلوغ برسانیم که در مقابله با هر گونه عامل درونی و برونی که باعث تلاطم در اقتصاد می شود، علاوه بر این که استحکام لازم را داشته و انعطاف پذیر باشد، بتواند از آسیب و گزند عوامل بیرونی و درونی خودش را حفظ کند؛ بلکه به طور درون زا بتواند موجبات رشد خودش را نیز فراهم نماید. این را به نظر من بایستی محور بحث اقتصاد مقاومتی قرار داد و این محور را هم من فکر می کنم که منبعث از فرمایشات حضرت آقا می باشد.

 

طلیعه:پس شما پیشرفت در عین مواجهه با مشکلات و تحریم ها را لب کلام در اقتصاد مقاومتی می دانید؟

بله. من این محور را ملاک قرار می دهم و نظرات را با این مقیاس و میزان می سنجم. که حالا باید ببینید چه کسی به این میزان نزدیک تر است و چه کسی دورتر است. با این حال ارائه بحث هیچ گاه بسته نمی ماند. چون طرح مسأله خودش یک فضای فکری  را باز می کند و تضارب آراء باعث تکامل بحث می شود و این از نظر ما یک مساله بسیار پسندیده است و هرگونه نظری در این ارتباط و مخصوصاً ارائه راه حل می تواند مفید به فایده باشد. در این موضوع ۴ اندیشه وجود دارد که نزدیکی کمی به آنچه مقام معظم رهبری فرمودند، دارد.

 

طلیعه:آقای دکتر عده ای اقتصاد مقاومتی را به معنای ریاضت اقتصادی گرفته اند، شما این نظر را چگونه ارزیابی می نمایید؟
بله. یک طبقه بندی این است که بعضی ها فکر می کنند اقتصاد مقاومتی همان ریاضت اقتصادی است. در صورتی که ریاضت اقتصادی یعنی در واقع خودسانسور کردن، ولی در بیانات حضرت آقا این معنی از اقتصاد مقاومتی برداشت نمی شود و ایشان این اقتصاد را درون زا و برون گرا می دانند و نه چیز دیگری. برنامه ریاضت اقتصادی در واقع خسّت ورزیدن به هزینه است. جامعه اروپایی الان، برنامه ریاضت اقتصادی را اتخاذ کرده است. راه حلش چه بوده؟ هزینه های عمومی و خدمات عمومی را دارد کاهش می دهد. یا دارد سن بازنشستگی را بالا می برد و یا عرض کنم پرداختی ها را کاهش می دهد. یا سیاست انقباضی مالی و پولی در پی گرفته است. این ها از علائم ریاضت اقتصادی هستند. این برداشت از اقتصاد مقاومتی بسیار سطحی بوده و کسانی که این مساله را مطرح می کنند نسبت به شناخت اقتصاد مقاومتی و آنچه در تعریف بالا آمد، بیگانه هستند.

 

طلیعه:عده ای از اساتید لیبرال کشور هم اقتصاد مقاومتی را همان طرح های بانک جهانی و اقتصاد سرمایه داری می دانند، تحلیل شما راجع به این مسأله چگونه است؟
این ها متأسفانه نه بانک جهانی را می شناسند، نه اشرافی به عملکرد بانک جهانی دارند. دیگر الان منتقدین منصف غربی می گویند که بانک جهانی فقط به نفع بنگاه های چند ملیتی و قدرت های اقتصادی فکر می کند و در واقع تعیین تکلیف برای اقتصادهای دنیا می کند و در واقع دارد فشار می آورد به اقشار آسیب‌پذیر و این برنامه از نظر ما مردود است. اقتصاد مقاومتی با هر نام دیگری، برنامه ای است که اصولاً کشورهای پیشرفته کلاً تا به الان در این ۲۰۰ یا ۳۰۰ سال گذشته پیاده کرده اند؛ ما فراتر از آن حرفی نزدیم. ما می گوییم اقتصاد را به یک مرحله ای برسانیم که بتواند سر پای خودش سوار باشد و بتواند نیازهای اساسی خود را تامین نماید. مخصوصاً با حمایت از تولید داخلی. خب این برنامه حمایت را همه پیاده کرده اند. الان دنیای غرب هم همچنان دارد حمایت می کند. ما داریم می گوییم که اتکای به درون داشته باشیم و درون زا باشیم. ارزش افزوده در درون اقتصاد تولید شود. خب دنیا هم به این اعتراف دارد و همه هم به آن عمل کرده اند. ما برنامه های بانک جهانی را مضر حال کشورهای خودمان و کشورهای جهان سوم و حتی کشورهای پیشرفته دانسته ایم. الان واکنش کشورهای غربی حتی در برابر برنامه های بانک جهانی منفی است. چطور این ها جرأت می کنند چنین چیزی را بیان می کنند به نام اقتصاد مقاومتی. این ها متأسفانه نه نظرات آقا را می خوانند و نه توجه دارند و در آن چهارچوب معادلات وارداتی ای که در ذهن خودشان جای گرفته است، همه چیز را با عینک خودشان می بینند. این ها خودشان دچار مشکل هستند.

 

طلیعه:عده ای هم اعتقاد دارند که باید درهای اقتصاد کشور را بست و از دروان گرایی به جای درون زایی استفاده می کنند. درست است؟
عرض کردم این هم به نحوی انزواست و از به اصطلاح زوایای ریاضت اقتصادی است. دنیایی که تا به الان به این مرحله پیشرفته هم رسیده است، هرگز چنین تفکری هم نداشته است و هیچ کشوری هم تا کنون چنین تفکری نداشته است. ما اعتقاد داریم که تقسیم کار جزء ذات خلقت است. تنوع در زندگی، ذات خلقت است. بالاخره ما استعداد تولید بعضی از کالاها را داریم و استعداد تولید بعضی کالاهای دیگر را نداریم. این که نمی شود که به خودمان فشار بیاوریم چیزی را که اصلاً امکان تولیدش را نداریم؛ نه این که توان تولیدش را نداریم، امکان تولیدش را نداریم؛ آن را بخواهیم خودمان تولید کنیم. چنین چیزی شدنی نیست. ما می گوییم که آن چه که خودمان توان تولیدش را داریم تولید کنیم. ولو امکاناتش را هم بتوانیم از بیرون فراهم کنیم. بنابراین اقتصاد مقاومتی درون‌زایی برون‌گراست. نه درون‌گرا.

 

طلیعه:عده ای هم اقتصاد مقاومتی را همان خصوصی‌سازی می دانند؛ حضرت آقا از اقتصاد مردم بنیاد صحبت نموده اند؛ ولی آن ها حرف از خصوصی سازی می زنند. آیا خصوصی سازی ای که در کشور ما در حال اجراست می تواند ما را به اقتصاد مردمی که پایه اصلی اقتصاد مقاومتی است برساند؟
ما اقتصاد مقاومتی را یک نسخه ای از اقتصاد اسلامی می دانیم. که عرض کردم اقتصاد اسلامی اعتقاد دارد که هرآن چه از دست مردم برمی آید باید به عهده مردم واگذار شود. آن چه که از دست مردم برنمی آید باید دولت متقبل انجام آن بشود. خصوصی سازی در کلیه فعالیت هایی که در حوزه فعالیت های بخش خصوصی جای می گیرد جزء وظایف دولت اسلامی است؛ مگر آن سری کالاها و خدماتی که در اصطلاح اقتصاد بخش عمومی در اقتصاد متعارف به آن می گویند کالاهای عمومی، این ها کالاهایی هستند که از عهده بخش خصوصی برنمی آیند. به لحاظ امنیتی، به لحاظ سیاسی، به لحاظ عرفی و به لحاظ اجتماعی از دست بخش خصوصی برنمی آیند؛ این را اگر دولت انجام ندهد روی زمین می ماند و به لحاظ امنیتی هم، هیچ کشوری نیست که امنیت کشورش را بدهد به دست بخش خصوصی. چنین چیزی را هیچ کسی تا به الان نپذیرفته است. اصلاً عرف و عقل هردو منطبق با همدیگر باید باشند. در هر حال  عرف و  عقل اقتضاء می کند که امنیت را به بخش خصوصی واگذار نکنید. اقتصاد اسلامی این را به ما دارد در واقع تکلیف می کند که هرآنچه از دست بخش خصوصی بربیاید و از دست مردم بربیاید مردم انجام بدهند، آن‌چه که از دست مردم برنمی‌آید، پرچمی که روی زمین می افتد و روی زمین می ماند را دولت موظف است آن را از روی زمین بردارد و علم کند. در واقع وظایفی از دست بخش خصوصی برنمی آید. مثلاً امنیت مرزها را چه کسی باید برقرار کند. یا مثلاً کالاهای استراتژیک نظامی را نمی شود داد به بخش خصوصی و الا آشوب می شود. یا مثلاً بسیاری از فعالیت هایی که عام المنفعه است. چون هزینه اش برنمی گردد و یا نمی شود هزینه هایش را  از مصرف کننده ها گرفت، استثناء ناپذیر هستند. بنابراین این‌ها را بایستی دولت به عهده بگیرد. اتفاقاً این نظر با نظریه اقتصاد متعارف هم منطبق است. ما هم می گوییم اگر فعالیت هایی هستند که دولتی هستند و می شود به بخش خصوصی واگذار کرد طبعاً بایستی واگذار شود. مگر این که خلافش ثابت شود. یعنی فعالیت هایی باشند که به لحاظ امنیتی و به لحاظ مسائل راهبردی امکان واگذاری شان به بخش خصوصی وجود نداشته باشد.

 

طلیعه:غیر از این چهار نظری که بیان شد شما گروه دیگری را در تعریف اقتصاد مقاومتی می شناسید؟
من نظریه پردازی های متنوعی را دیده ام که اکثرا در ذیل همین ۴ محور قرار می گیرد.. به هر حال من به اصطلاح به جای دادن ماهی دست شما توربافی یاد داده ام. یعنی گفته ام که محور باید بیانات حضرت آقا باشد. هر نظریه ای که به این نزدیک نیست بداند که در شعاع دورتری از این نظریه اقتصاد مقاومتی قرار دارد.

کد خبر : 6174
تاريخ ثبت خبر : ۱۶ خرداد ۱۳۹۴
ساعت بارگزاری خبر : ۱۹:۳۰

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)