| امروز دوشنبه, ۲۹ آبان , ۱۳۹۶ |
سرخط خبرها:

یادداشت؛


چگونگی دستیابی به مقام رضوان و قرب

بهترین مردم کسی است که به عبادت عشق بورزد(عبادت را معشوق خود بداند) با عبادت معانقه کند و آن را با تمام وجود لمس نماید و خود را برای آن فارغ سازد، آنگاه نگران نخواهد بود که دنیا برای او به سختی بگذرد یا به آسانی.

به گزارش پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه به نقل از شبستان، حجت الاسلام والمسلمین قاسم ترخان، استاد حوزه و دانشگاه، در یادداشتی به تبیین ابعاد و وجوه گوناگون عبادت و ارتباط با خالق هستی و همچنین تحلیل معانی وجودی و آثار روحی و جسمانی عبادت و کنکاش در این زمینه پرداخته است که مشروح این بررسی، در ادامه از نظرتان می گذرد:

عبادت ما برای خود ماست، یعنی چه؟

پاسخ به آنچه در سؤال آمده است، می تواند در دو بخش تنظیم گردد:

الف: گرچه عبادت ها آثاری دارند، اما معصومین (ع) به این آثار چشم ندوخته اند و انگیزه آنان از عبادات، فقط و فقط ذات اقدس الهی است و خدا را فقط برای خدا می خواهند نه برای خود.

برای توضیح این پاسخ، توجه به نکاتی ضروری می نماید:

۱ـ بدیهی است که عبادات آثاری دارند و کاری لغو و بیهوده نیستند؛ زیرا خداوند هرگز به کاری بیهوده امر نمی نماید و بر ترک آن وعده عذاب نمی دهد. اما یقیناً این تأثیر در مقام والای خداوندی نیست که باعث تقویت قدرت خداوند و ارتقای مقام الاهی شود؛ زیرا مقامی فوق مقام پروردگار متصور نیست و همه انسان ها و مخلوقات، ذره ای از دریای بیکران عظمت او محسوب می شوند. او غنی بالذّات است و فقری ندارد تا غیر او بخواهد آن را جبران نماید و هیچ کس نمی تواند به او ضرری برساند تا با عبادت بندگان خالص، جلوی آن گرفته شود.

پس تأثیر این عبادت ها، در خود انسان عبادت کننده و دیگر انسان ها و موجودات است و فرقی نمی کند که انسان های عادی آنها را انجام دهند یا معصومین (ع) و البته معصومین(ع) از عبادت های خود، بیشتر از دیگران سود می برند؛ زیرا آنها با معرفت کامل تری آنها را به جا می آورند.

 2ـ اثر و فایده عبادت که از آن به هدف و غرض فعل تعبیر می نمایند، نباید با هدف فاعل، یعنی نیت و انگیزه انجام دهنده کار خلط شود و هیچ الزامی وجود ندارد که انگیزه فاعل، همان هدف فعل باشد.

بهتر است فرق بین هدف فاعل و هدف فعل را با مثالی توضیح دهیم:

فرض کنید که برای مریضی، دارویی مفید و شفابخش تجویز شده است، اما مریض از خوردن آن استنکاف می کند، ولی این مریض برای پدرش، احترام خاصی قائل است و پدرش بر خوردن این دارو اصرار دارد. او در این جا اقدام به خوردن دارو می کند، نه به خاطر این که آثار مفیدی برای او دارد، بلکه چون پدرش از او خواسته است؛ یعنی هیچ الزامی وجود ندارد که انگیزه فاعل، همان هدف فعل باشد.

حال می گوییم گرچه خداوند، بهترین شاکران است و هیچ عملی را بدون شکرگزاری رها سازد، اما انسان هایی هستند که اگر بدانند و یقین داشته باشند که این عبادت، برای آنها هیچ گونه سود و فایده و نفعی ندارد باز هم دست از عبادت خدا بر نمی دارند؛ چون خدا به آنها امر کرده است، آن را به جای می آورند و ما معتقدیم که ائمه معصوم(ع) از این دسته هستند.

عمل برای خدا بودن ، درجات و مراحلی دارد

۳ ـ هدف فاعل از انجام عبادت، میزان تأثیر و فایده آن عمل عبادی را مشخص می نماید؛ یعنی به هر میزان، انگیزه فاعل خالص تر باشد به همان میزان، هدف فعل و آثار عمل عبادی گسترده تر و بهتر خواهد بود و در واقع، یک عمل تا مادامی که برای خدا انجام نشود، اثری ندارد و آنگاه اثری دارد که برای خدا انجام شود. اما عمل برای خدا بودن، درجات و مراحلی دارد؛ گروهی به شوق بهشت خدا را عبادت می کنند که این عبادت تجّار است (ارزش و فایده چندانی ندارد) و گروهی از ترس جهّنم خدا را عبادت می کنند که عبادت بردگان و بندگان است (این هم ارزش و اثری ندارد)، ولی گروهی هستند که چون خداوند را اهل و شایسته عبادت می بینند، برای شکر نعمت ها، او را عبادت می کنند که این عبادت، عبادت احرار و آزادگان است (بسیار با ارزش و سودمند است)؛ این جمله که از سخنان گوهربار حضرت امیر (ع) است، به هدف و انگیزه فاعل اشاره دارد که گرچه انسان، با انگیزه رفتن به بهشت یا نرفتن به جهنم، از انگیزه الاهی فاصله نمی گیرد (بالاخره رفتن به بهشت، چیزی است که خدا آن را خواسته و اثر طبیعی اعمال عبادی هم همین است که انسان به گوهر تقوا دست یابد و در پرتو آن وارد بهشت گردد)، اما انسان باید به جایی برسد که خدا را فقط برای خدا بخواهد:

خلاف طریقت بود که اولیاء                        تمنّا کنند از خدا جز خدا

گر از دوست چشمت به احسان اوست        تو در بند خویشی، نه در بند دوست

همان طوری که تذکر دادیم، آثار چنین عبادتی که فقط برای خداوند است، به خود عبادت کننده می رسد و باعث می گردد تا عبادت کننده، مقام رضوان و قرب الاهی را به دست آورد، اما او برای این آثار، تن به عبادت خدا نداده است.

انسانی که به این جایگاه رسیده است، عبادت را، راه عشق بازی با معبود یافته است؛ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «أَفْضَلُ النَّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبَادَهَ فَعَانَقَهَا وَ أَحَبَّهَا بِقَلْبِهِ وَ بَاشَرَهَا بِجَسَدِهِ وَ تَفَرَّغَ لَهَا فَهُوَ لَا یُبَالِی عَلَى مَا أَصْبَحَ مِنَ الدُّنْیَا عَلَى عُسْرٍ أَمْ عَلَى یُسْرٍ»؛ یعنی «بهترین مردم کسی است که به عبادت عشق بورزد(عبادت را معشوق خود بداند) با عبادت معانقه کند و آن را با تمام وجود لمس نماید و خود را برای آن فارغ سازد، آنگاه نگران نخواهد بود که دنیا برای او به سختی بگذرد یا به آسانی»؛ و عاشق جز وصال معشوق، چیزی در سر ندارد و حتی به جایی می رسد که از خود خواسته ای ندارد؛ او هستی اش را به پای معشوق فدا می نماید. بابا طاهر عریان در این باره چنین سروده است:

یکی درد و یکی درمان پسندد                     یکی وصل و یکی هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران               پسندم آنچه را جانان پسندد

ب:  پاسخ دیگر آن است که انسان دارای دو بُعد است:

بُعد الاهی و بعد نفسانی که از آن دو، به خود واقعی و خود مجازی تعبیر می کنند. آنچه در اسلام، مذمت شده و جهاد و مبارزه با او به عنوان جهاد اکبر تلقی شده است، همین خود مجازی و خواسته های نفسانی است. اگر در قرآن کریم آمده است که بزرگ ترین باختن ها، این است که انسان خودش را ببازد، منظور همین خود و منِ واقعی است.

این خود حقیقی است که قرآن کریم درباره آن فرموده است: مانند آنهایی نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا نیز چنان کرد تا خود را فراموش کنند. یعنی انسان این خود را آنگاه کشف می نماید که خدا را کشف کرده باشد و لذا شهود منِ خود، هیچ وقت از شهود خداوند جدا نیست؛ با این خود، نه تنها نباید مبارزه کرد، بلکه باید او را عزیز و گرامی داشت و به همین جهت است که انسان حق ندارد عملی را که آبرویش را در بین مردم به خطر می اندازد، انجام دهد.

به تعبیر شهید مطهری (ره): روح و حقیقت عبادت که توجه به خدا است، بازیافتن خود واقعی است؛ انسان خود حقیقی اش را در عبادت و در توجه به ذات حق پیدا می کند و می یابد.

به هر حال، اگر هدف انسان از عبادت، ارتقای بعد الاهی و تقرب به پروردگار باشد و عبادت را به این نیّت انجام دهد، در این صورت، عبادتی که برای ارتقای درجات معنوی و الاهی خود انجام می دهد کاملاً هم جهت و هم سو با عبادت «الله» می شود و از مسیر حق، ذره ای انحراف پیدا نمی نماید. عبادت معصومین (ع) از این نوع است. ما انسان ها نیز باید با پیروی از ایشان (ع) سعی کنیم عباداتمان در این مسیر قرار ­گیرد.

 در این صورت، انسان باید خودخواه باشد؛ یعنی ارزش های الاهی خود را بشناسد و آنها را دوست داشته باشد و آنها را بیهوده از بین نبرده و در مسیر افزودن بر آنها باشد؛ زیرا خودخواهی، به معنای دوست داشتن بُعد الاهی، خداخواهی و خدادوستی است. پس آنچه از نظر اسلام مذموم است، تلاش و کوشش، در راه خودِ حیوانی و مادی و نفسانی است، اما تلاش و فعالیت در راه ارتقای خود (بُعد) الاهی، در حقیقت، تلاش و کوشش در راه خدا و برای خداوند است. از این رو است که اگر انگیزه کسی که اجیر می شود عبادتی، مثل حج را برای دیگری به جای آورد، ارتقای خود واقعی باشد، این انگیزه او ممدوح است.

انتهای پیام/

کد خبر : 56308
تاريخ ثبت خبر : ۲۳ آبان ۱۳۹۶
ساعت بارگزاری خبر : ۰۹:۵۲
برچسب‌ها, ,

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)