| امروز دوشنبه, ۲۰ آذر , ۱۳۹۶ |
سرخط خبرها:

به مناسبت میلاد امام جعفر صادق(ع)؛


ویژگی‌های مدیر اسلامی از منظر امام جعفر صادق(ع)

وحید بنیسی، دانشجوی دوره دکتری مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان و مریم بیگی، دانشجوی دوره دکتری مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان مقاله‌ای با موضوع ویژگی‌های مدیر اسلامی از منظر امام جعفر صادق(ع) نوشته‌اند.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه، وحید بنیسی، دانشجوی دوره دکتری مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان و مریم بیگی، دانشجوی دوره دکتری مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان مقاله‌ای با موضوع ویژگی‌های مدیر اسلامی از منظر امام جعفر صادق (ع) نوشته‌اند که در ادامه ازنظر می‌گذرد:

چکیده:
بحث درباره مدیریت از دیرباز موردتوجه بوده است؛ زیرا از روزی که بشر پا به عرصه خاک نهاد و با خانواده و قوم و قبیله زندگی اجتماعی را آغاز نمود، اندیشه مدیریت و سرپرستی همان مجموعه کوچک را در ذهن خود پروراند.
در جهان امروز نیز که علوم، تکنولوژی و دانش پیشرفت نموده و سازمان‌های بزرگ صنعتی و تولیدی به وجود آمده است، مهم‎ترین مسئله، چگونگی اداره مجموعه‎های عظیم انسانی است.
امروزه از یک‌سو جهان هرروز به سمت بی‎عدالتی اداری پیش می‎رود و از دیگر سو، مدیریت به فنی پیچیده و تکنیکی تبدیل‌شده است، لذا لازم است با فقه پویای اسلامی و با استفاده از کتاب و سنت و… مدیریت سالم و نظام‌مند اسلامی ارائه شود؛ زیرا اسلام در هیچ موردی، بدون ارائه طریق نیست.

مدیریت منحصر به اداره زندگی مادی نیست، بلکه در امور مذهبی و معنوی هم ضرورت دارد؛ خداوند سبحان مدیرانی چون انبیا را برای هدایت مردم فرستاد، و ایشان با این‎که بیش‎تر داعیه معنوی داشتند، در حد قابل‌توجهی در مدیریت اجتماع هم موفق بودند و جوامع خود را به‌سوی رشد و تکامل و پویایی سوق می‌دادند.
واژگان کلیدی:مدیریت اسلام ،امام جعفر صادق (ع)

مقدمه:
از دیرباز و از زمانی که آدمی پا به عرصه جهان نهاد و زندگی جمعی و گروهی را آغاز کرد، فکر سرپرستی و مدیریت در اذهان پرورش یافت، تا جایی که امروزه تحقق اهداف هر سازمانی وابسته به مدیریت آن سازمان و چگونگی اداره آن به‌وسیله افراد شایسته و مجرب است. البته مدیریت به اداره زندگی مادی منحصر نمی‌شود، بلکه در امور معنوی هم ضرورت دارد. خداوند مدیرانی چون انبیاء را برای هدایت مردم فرستاد و آنان بااینکه بیش‌تر داعیه معنوی داشتند، در حد قابل‌توجهی در مدیریت اجتماع هم موفق بودند و جوامع خود را به‌سوی رشد و تکامل و پویایی سوق می‌دادند. در ضرورت مدیریت حضرت علی (ع) می‌فرماید: والی ظالم و غاصب بهتراست از فتنه و آشوبی که تداوم یابد (درایتی، ۱۳۷۸، ص۴۶۴).
بیان مسئله:
از مدیریت تعاریف متعددی ارائه‌شده است که هر یک با توجه به زمینه‌های کاری از دیدگاه‌های خاصی برخوردار است ولی جامع‌ترین تعاریف و مفاهیم دانشمندان بر این محور خلاصه می‌شود که مدیریت: «هنر انجام دادن امور به‌وسیله دیگران با هماهنگ‌سازی و استفاده صحیح از منابع انسانی و مادی در جهت تحقق اهداف است»(علاقه بند، ۱۳۸۵،ص ۱۰).
همچنین آیت‌الله شهید مطهری مدیریت را این‌گونه تعریف کرده است: «فن بهتر بسیج کردن و بهتر سامان دادن و بهتر کنترل کردن نیروهای انسانی و به کار بردن آن‌ها»(ابراهیمی، ۱۳۷۵،به نقل از نصیری:۱۳۸۸،ص۵۵). و منظور از مدیریت اسلامی عبارت است از: تعالی دادن جمع و فرد از بعد مادی و معنوی به‌سوی واقع(نصیری، ۱۳۸۸،ص۴۰).
ویژگی مدیر اسلامی از دیدگاه امام جعفر صادق :
۱- توجه به کرامت انسانی زیردست  
حضرت صادق(ع) فرمود: هر که مؤمنی را خوار شمارد چه (آن مؤمن ) مستمند باشد یا غیر مستمند، پیوسته خداى عزوجل او را خوار و دشمن دارد تا آنگاه‌که از خوار شمردن آن مؤمن برگردد.(اصول کافى جلد ۴ صفحه ۵۲).
۲- توجه به نیت عمل
 امام صادق (ع) : ارزش و فضیلت نیت از عمل به آن بیشتر است بلکه عمل خود جلوه و ظهور نیت است خداوند در قرآن فرموده : هر کس مطابق نیت خود عمل می‌کند. (الحدیث جلد ۳ صفحه ۲۳۳).
۳-  تأکید بر رضایت خدا در نتیجه امور     
 امام صادق (ع) فرمودند : مردی شرف یاب محضر رسول اکرم (ص) شد عرض کرد یا رسول‌الله به من سفارشی به فرما و دستوری بده حضرت به او فرمود : آیا دستور پذیر هستی تا به تو سفارش کنم ؟ و این سؤال را سه بار تکرار فرمود و مرد درخواست‌کننده در هر سه نوبت جواب داد بلی یا رسول‌الله . آنگاه پیغمبر (ص) فرمود سفارش من به تو این است که هر وقت خواستی برای انجام کاری تصمیم بگیری قبلاً به عاقبت آن کار فکر کن و نتیجه‌اش را در نظر بیاور اگر دیدی  حق و شایسته است اقدام کن و اگر ناشایست و برخلاف حق بود از انجام آن  کار خودداری بنما)  الحدیث جلد ۳ صفحه ۲۲۵).
۴- داشتن ایمان و ارتباط با خداوند
این مدیریت اصل بر اصلاح رابطه مدیر با خداوند، رابطه‏ای از حق به‌سوی خلق استوار است و مدیر همه‌چیز را از این‏ منظر می‏‌نگرد و بر مبنای آن به اداره امور می‏‌پردازد.سنت الهی‏ این‌گونه است که هراندازه رابطه میان انسان و خدا اصلاح شود به‏ همان اندازه رابطه انسان با عالم اصلاح می‏‌شود و انسان به هر مرتبه‏‌ای که در اصطلاح رابطه خود دست یابد به‌تناسب‏ همان مرتبه به توان اداره عالم می‏رسد و به‌اندازه تقوای الهی‌اش توان‏ اداره می‏یابد.این توان تابع مراتب قرب الهی و بندگی حق است.
میان«عبودیت»و«ربوبیت»رابطه‏ای مستقیم وجود دارد.انسان‏ به میزانی که در مسیر عبودیت گام برمی‏‌دارد در ساحت ربوبیت بالا می‏‌رود،هر چه از خود می‏‌گذرد به توانایی‏های بیشتری می‏‌رسد و مالک امور می‏‌شود.
امام صادق(ع)می‏‌فرماید:«بندگی(حقیقی)جوهره‏ای است‏ که اساس و ذات آن ربوبیت است پس آنچه از مقام عبودیت کم و ناپیدا شود در مقام ربوبیت پیدا و هویدا می‏شود و هر مقداری‏ که از مراتب صفات ربوبیت مخفی و پوشیده شود در مراحل عبودیت جلوه‏گر و آشکار شود.»(مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه،ص ۴۵۴-۴۵۳)
۵- داشتن مهر و عطوفت نسبت به مردم
در قرآن کریم سوره آل‌عمران،آیه ۱۵۹ می‌‏فرماید:»به‌موجب‏ لطف و رحمت الهی برایشان نرم‌دل شدی که اگر تندخو و سخت‏دل‏ بودی از پیرامونت پراکنده
می‌شدند پس‌ازآن درگذر و برایشان‏ آمرزش بخواه و در کار با آنان مشورت کن.»
خداوند سبحان پیامبر اکرم(ص) را این‌گونه توصیف می‏کند که ایشان در هدایت و رهبری و اداره مردم از نرمی و ملایمت و مدارا برخوردار بوده است که توانسته به‌وسیله آن موانع و مشکلات‏ عدیده جامعه را رفع و زمینه رشد کمال را فراهم نماید.
«نیروی محبت ازنظر اجتماعی نیروی عظیم و مؤثرتری است و بهترین اجتماع،آن اجتماعی است که با نیروی محبت اداره شود. محبت زعیم و زمامدار به مردم و محبت و ارادت مردم به زعیم و مردم،علاقه و محبت زمامدار عامل بزرگی برای ثبات و ادامه حیات‏ حکومت است،تا عامل محبت نباشد رهبر نمی‏تواند و یا بسیار دشوار است که اجتماعی را رهبری کند و مردم را افراد منضبط و قانونی تربیت کند ولو این‌که عدالت و مساوات را در آن اجتماع‏ برقرار کند.مردم آنگاه قانونی خواهند بود که از زمامدارشان علاقه‏ ببینند و این علاقه‏‌هاست که مردم را به پیروی و اطاعت می‏‌کشاند» (مرتضی مطهری،جاذبه و دافعه علی(ع)۶۲ ۶۱)
نظام هستی بر اساس رحمت،برنامه‌ریزی‌شده و بر اساس‏ رحمت اداره می‏‌شود،پیامبر(ص)نیز پیام‏‌آور رحمت و محبت‏ است.«و ما تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستاده‏‌ایم»(سوره‏ انبیاء،۱۰۷)و جامعه را باقدرت رحمت و محبت اداره کرد و مردم را به‌سوی کمال سوق داد.زیرا محبت بهترین عامل برای‏ اصلاح و اداره و رهبری و هدایت مردم است.
به همین دلیل پیامبر اکرم(ص)طبق آیه‏23 سوره شورا و آیه ۴۷ سوره سبا دوستی‏ اهل‌بیت خود را مزد رسالت خویش قرار می‏‌دهد،زیرا دوستی آنان‏ کارسازترین عامل در تربیت امت حضرتش است امام صادق(ع)به عمار بن احوص می‏‌فرماید:«بر مردم فشار نیاورید.آیا نمی‏دانی که حکومت‌داری و روش اداره امور بنی‌امیه‏ به‌زور شمشیر و فشار و ستم بود ولی حکومت‏داری و روش اداره مدیری که سعه‌صدر دارد اهل تدبر و عاقبت‏اندیش بوده و ظاهربین نیست و نسبت به‏ همه انصاف دارد
امور ما به نرمی و متانت و تقیه و حسن معاشرت و پاک‌دامنی و کوشش است پس‌کاری کنید که مردم به دین شما و مسلکی که دارید رغبت پیدا کنند»(وسائل الشیعه، ج ۷،ص ۴۳۰)
۶- داشتن صبر و شکیبایی در برخورد با مسائل
یکی دیگر از مهم‏ترین صفاتی که در مدیریت ضروری است؛ بردباری و شکیبایی است که بدون آن کار انجام نمی‌‏شود.از امام‏ حسن(ع)سؤال شد که بردباری چیست؟حضرت فرمود: «فروخوردن خشم و اختیار خود داشتن»(تحف العقول،۱۵۸).در مدیریت الهی،خشم به‌موقع و به‌جا اعمال می‏‌شود و هرگز برای‏ مسائل شخصی و وسیله تحقیر و ترساندن مردم نیست،بلکه فقط برای احیاء دین خدا و برداشتن مانع هدایت مردم است.
یکی دیگر از ضروریات مدیریت که فقط در سایه سعه‌صدر حاصل می‏شود انصاف داشتن است.کسی که سعه‌صدر ندارند و تنگ‌نظر است‏ نمی‏تواند عدالت و راستی و صداقت داشته باشد، نمی‏تواند احقاق حق کند و برای حق استقامت نماید.
امیرالمؤمنین علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر(نهج البلاغه،نامه ۵۳)می‏فرماید:«در مورد حق خدا و حقوق مردم و شخص خویش و خاندانت و کسانی‏ از مردم که به آنان مهر می‏ورزی،انصاف را رعایت کن،اگر چنین کسی که شایستگی و توانایی‏‌های لازم را برای‏ پذیرفتن مسئولیت دارد نباید خود را کنار بکشد نکنی ستم کرده‏ای و هر که به بندگان خدا ستم کند،خدا به‌جای‏ بندگان خود با او درافتد»
امام صادق(ع)می‌‏فرماید:رسول خدا(ص)نگاه‌‏های خود را میان اصحابش تقسیم می‏کرد.به این‌وآن به‌طور مساوی‏ می‌‏نگریست.
امیرالمؤمنین علی(ع)در نهج البلاغه نامه ۴۶ به یکی‏ از کارگزاران خود می‏فرماید:«در نگاه و اشاره و تحیت و درود میان‏ مردم مساوات را رعایت کن تا زورمندان در تبعیض طمع نورزند و ضعیفان از عدالت تو ناامید نشوند».همه این‏ها در سایه سعه‌صدر است،زیرا عدم آرامش اضطراب در اداره امور و همین‌طور سبکی گفتار و رفتار، توان مدیر را در اداره امور از بین برده و هیبت‏ او را به ذلت مبدل می‏کند.
عدالت برای تأمین آرامش و اطمینان‏ دل‏هاست و اگر در جامعه‌‏ای عدالت نباشد افراد آن احساس امنیت‏ و آسایش نخواهد کرد و در نتیجه دچار وحشت می‏‌شوند و دل‏های وحشت‏زده هرگز به‌نظام وحشت‏زا گرایش نمی‏یابند. امام سجاد(ع)در بیان حقوق متقابل والی و رعیت،مدیر و حاکم و مردم و ملت می‏‌فرماید:«حق مردم بر والی آن است که والی باید بداند این نعمت،یک آزمایش است که خداوند سبحان به او دیگر مسئولین داده است.
لذا باید عدالت را درباره مردم رعایت کند و نسبت به آن‌ها مانند پدر مهربان باشد و از نادانی‏های بعضی بگذرد و فوراً مبادرت به عقوبت آن‌ها نکند»(من لا یحضره الفقیه؛ج ۲،ش‏ 3214).امیرالمؤمنین علی(ع)به محمد بن ابی بکر(تحف العقول، ۱۱۹)می‏فرماید:«با مردم به نرمی و ملایمت رفتار کن و همه را به یک‌چشم نگاه کن و خویش و بیگانه را در حق برابر شمار و میان‏ مردم به عدالت رفتار کن و داد را میان آنان بر پادار.»
۷- داشتن شایستگی و لیاقت در انجام کار
یکی دیگر از مهم‏ترین مسائل مدیریت،انتخاب فرد شایسته و بالیاقت و سپردن کارها به آنان است یعنی کسی که می‌‏خواهد مسئولیتی را بپذیرد باید شایستگی‌های لازم برای آن مسئولیت را داشته باشد.
در قرآن کریم سوره بقره آیه ۱۲۴ می‏‌فرماید خداوند سبحان حضرت ابراهیم را پس از آزمایش‏های بسیار به مقام‏ پیشوایی مردم منصوب نمود.به‌علاوه شایستگی افراد باید از روی‏ عملکردشان باشد نه از روی گفتار و حرف،زیرا در میدان عمل‏ است که انسان صفات واقعی خویش را آشکار می‏کند.هم‏چنین درآیات ۲۴۶-۲۴۷ سوره بقره خداوند«علم»و«قدرت»را دلیل‏ شایستگی طالوت برای مدیریت و فرماندهی قوم می‌دانند.
در سوره‏ نساء آیه ۵۸ نیز می‏فرماید:«خداوند به شما امر می‏کند که امانت‏‌ها را به اهلش بسپارید و چون میان مردم داوری می‏‌کنید،به عدالت‏ داوری کنید.»از ظاهر آیه مذکور چنین برمی‌‏آید که مفهوم‏ «الامانات»در آیه مفهومی عام است که شامل همه امانت‏ها،اعم‏ از مالی و غیرمالی میان مردم و امانت‌‏های خداوند بر بندگانش اعم‏ از قرآن و سایر اوامر و نواهی و امانت‏های الهی که بر عهده زمامداران‏ است،می‌‏شود.
رهبری و پیشوایی نیز امانتی است الهی و زمامداران‏ موظف‌اند حقوق رعیت را ادا کنند و عدالت را میان مردم جاری سازند و با آنان از سر لطف و مهربانی رفتار کنند و بر اساس دین و شریعت‏ اسلام آنان را رهبری و حقوق آنان را از صدقات و غنائم بپردازند. پس وقتی مدیریت هم امانتی است سنگین،باید به اهلش سپرده‏ شود.کسانی که بدون داشتن شایستگی‏های لازم در جایگاه اداره‏ امور قرار می‏گیرند و یا آنان که اداره کارها را به افرادی فاقد شایستگی‏های لازم هستند،می‏سپارند مرتکب بالاترین خیانت‏ها می‏شوند که بدون شک مایه هلاکت خود و دیگران شده و در دنیا و آخرت مغضوب‌اند.
امام صادق(ع)می‏فرماید:«سزاوار نیست‏ که مؤمن خود را ذلیل کند.سؤال شد چگونه خود را ذلیل می‏کند؟ فرمود پذیرفتن کاری که در عهده و طاقت و توانایی او نیست. (وسائل الشیعه،ج ۱۱،ص ۴۲۵).از سوی دیگرکسی که شایستگی‏ و توانایی‏های لازم را برای پذیرفتن مسئولیت دارد نباید خود را کنار بکشد و نباید بگذارد کاری معطل‌مانده و خطری متوجه اسلام و جامعه اسلامی و مسلمانان شود.مدیر باید کسی باشد که کارهای‏ بزرگ و مهم،او را درمانده نکند و کار بسیار،مسائل و مشکلات،او را خسته و آشفته نسازد.
۸- ریاست‏طلب و خودکامه نبودن
در نظام اسلامی و حق،کسی حق قدرت‏طلبی و خودمحوری‏ ندارد و حق ندارند از سر نفسانیت و به‌دلخواه خود رفتار کند.در نظام اسلامی مدیران خواستار سلطه و تجبر نبوده و رفتار تصنعی و ریاکارانه را نمی‏پسندند و از شنیدن حق و عدل نمی‏هراسند و خود را بالاتر و برتر از دیگران نمی‏دانند.نزد آنان کسانی جای دارند و ارزشمندند که در گفتن حق صریح‏تر از همه هستند و حق را یاری رفتار هیچ مسئولیتی را از دید مسئول بالاتر نباید پنهان بماند،بر کارها باید نظارتی دقیق‏ صورت گیرد می‌کنند،و افراد تملق‌گو و چاپلوس و بله‌قربان‌گو نزد آنان جایی‏ ندارند.
امام صادق(ع)می‏فرماید: «هیچ انسانی گردن‏فرازی یا خودکامگی نکرد مگر به سبب ذلت و حقارتی که در درونش دارد»(کافی،ج ۲،۳۱۲)

نتیجه‌گیری
پرورش‌یافتگان مکتب وحی،امانت‌داران والاترین امانت‏ها یعنی انسان‏ها؛تلاش می‏کنند تا آنان را به مقصدی که برای آن خلق‌شده‌اند،هدایت کنند و این راه را با مدیریتی الهی که مدیریت بر قلب‏ها که مدیریتی عقلانی و بر اساس پیوند و ارتباط بر قلب‏هاست می‏توان طی نمود،زیرا در مدیریت بر بدن‏ها که‏ مدیریتی غیر الهی است،اداره امور بر استکبار،استبداد، استخفاف،ارعاب و ترس،خودنمایی و فضل فروشی،و ایجاد ابهت دروغین و دوری کردن استوار است.این مدیریت زمانی‏ توانمند است و کار آیی دارد که از آفات خراب‏کننده دل و قلب به‌شدت دوری کند.در غیر این صورت نمی‏تواند درست عمل کند. بدین ترتیب در نظام اسلامی،مدیریت،باایمان و ارتباط با حضرت‏ حق آزاد می‏‌شود و از همان‌جا هم حرکت به‌سوی جامعه الهی و اسلامی، جامعه ‏ای رشید و بالنده، با افرادی بصیر، آگاه، دانا، خدوم،خیرخواه، ایثارگر، مؤمن، صالح و در یک کلمه بنده خداوند نضج می‏‌گیرد.
با متخلف شدن مدیر به اخلاق الهی و حاکم شدن‏ چنین اخلاقی در کار و در مدیریت است که نه‌فقط کار کردن‏ لذت‏بخش که عین عبادت می‏‌شود و همه استعدادهای عالی‏ بشری و تمامی توان او در راستای رشد و کمال و سیر إلی‏ا…قرار می‏‌گیرد و همه آحاد مردم دست‌به‌دست هم می‌‏دهند ویده واحده‏ می‏‌شوند و با عشق و علاقه،برای پیاده کردن برنامه‏‌ها و پیشرفت‏ کارها و آبادی دنیایشان تلاش می‌‏کنند و بدین ترتیب دنیای‏ دیگرشان را هم آباد می‏کنند.از همه این‏ها مهم‏تر کسب رضا و خشنودی خالق است که موجب بارش رحمت و برکات الهی‏ می‏شود.چیزی که هر کس و در هر رده شغلی و بالأخص مدیران‏ باید بدانند و باور کنند این است که اولاً اولین ناظر و کسی که در همه حال ناظر و شاهد و حاکم بر او و پرسش‏کننده از اوست، خداوند متعال است که«آیا او ندانست خداوند می‏بیند»(سوره‏ علق،آیه ۱۴)،دوما بداند که این موقعیت برای او دائمی و همیشگی‏ نیست بلکه فرصتی است که به او داده‌شده که از آن؛با خدمت به‏ بندگان خدا برای تقرب الهی استفاده کند که«…این روزگار را با اختلاف،میان مردم می‏گردانیم که مقام اهل ایمان با امتحان معلوم‏ شود تا از شما مؤمنان هر که ثابت در دین است را گواه دیگران کند و خدا ستمکاران را دوست ندارد»(سوره آل‌عمران،آیه ۱۴۰).
علاوه بر این‏ها خداوند می‏فرماید اگر در راه خدا تلاش و کوشش‏ نکنید،ماکسانی را می‏آوریم که در راه او و به خاطر او کار و تلاش‏ می‏کنند و او را دوست دارند و خدا هم آنان را دوست دارد و خدا متقین را وارثان و حاکمان زمین قرار می‏دهد. پس با عمل به دستورات الهی و پیروی از معصومین(ع)که به‏ فرموده خدا بهترین اسوه و الگو برای ما هستند نه‌تنها زمینه این‏ سعادت را می‏‌توانیم فراهم کنیم بلکه مبلغان خوبی برای مکتب‏ اسلام شده و رضای خالق را در سایه رضایت بندگانش به دست‏ آورده و نام نیکی هم از خود بر جای می‏گذاریم،که این نام نیک‏ است که همیشه زنده می‏ماند. خلاصه این‌که مدیر لایق و شایسته از دیدگاه اسلام حداقل‏ باید این ویژگی‏ها را داشته باشد:ایمان و ارتباط با خداوند،مهر و عطوفت نسبت به مردم،سعه‌صدر،صبر و شکیبایی در برخورد با مسائل،شایستگی و لیاقت در انجام امور،ریاست‏طلبی و خودکامه‏ نبودن،تفویض اختیار و مسئولیت‏خواهی،مراقبت و نظارت، مشورت با افراد صالح و شایسته،وفای به عهد،عدم احتجاب و احتراز از فاصله گرفتن از مردم،عدم سوءاستفاده خود و وابستگان‏ از امکانات،داشتن روحیه انتقادپذیری،برقراری عدالت،قضاوت‏ و داوری بر اساس حق و عدالت.

انتهای پیام/

کد خبر : 57441
تاريخ ثبت خبر : ۱۵ آذر ۱۳۹۶
ساعت بارگزاری خبر : ۱۰:۰۲
برچسب‌ها, ,

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)