| امروز دوشنبه, ۴ تیر , ۱۳۹۷ |
سرخط خبرها:

مهدی مسائلی:


مهم‌ترین بایسته در روش علوم انسانی اسلامی قدم برداشتن فلسفه در راستای آرمان‌های اسلامی است

مدرس حوزه علمیه گفت: مهم‌ترین بایسته در روش علوم انسانی اسلامی قدم برداشتن فلسفه در راستای اهداف و آرمان‌های اسلامی و توحیدی است.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه، روش تولید علم یکی از بنیادی ترین و اصلی ترین ساختارهای تولید در هر علمی است. ما در تولید علوم انسانی اسلامی با بهره گیری از فلسفه اسلامی و منابع دین اسلام هنوز به روش علمی متقن و دستگاه روش شناختی دست پیدا نکرده ایم تا به شیوه صحیح علمی در این حوزه ارائه نظریه شود. انتظار می رود در تولید علوم انسانی اسلامی با وجود فلسفه غنی اسلامی روش های علمی و قوی استخراج گردد به طوری که این علوم امکان رقابت با رشته های علوم انسانی رایج را داشته باشد. در این زمینه با حجت الاسلام مهدی مسائلی مدرس حوزه علمیه و نویسنده و پژوهشگر گفت و گویی را پیرامون روش تولید علم در علوم انسانی اسلامی داشته ایم که در ادامه آن را می خوانید.

 *از دل هر فلسفه ای علم خارج می شود اما چرا تاکنون فلسفه اسلامی با وجود همه شایستگی ها نتوانسته روشی را استخراج کند و یا دستگاه روش شناختی در حوزه علوم انسانی اسلامی را ابداع کند؟ آیا فلسفه ما عقیم است یا ما توجهی به استخراج روش نداشته ایم؟

یکی از عواملی که باعث شده فلسفه رشد و بالندگی خود را نداشته باشد جمود و تاکیدی است که بر منابع گذشته اسلامی وجود دارد، در حالی که در دنیای اسلام به واسطه تغییرات اجتماعی و تحولی که تکنولوژی به وجود آورده، صورت بسیاری از مسائل تغییر کرده و مسائل جدید بسیاری نیز به وجود آمده است، ولی ما از تحلیل این مسائل جدید غافل هستیم. حقیقت‌ این‌که دین متصدی همه حوزه های علوم انسانی اسلامی نیست بلکه برای بعضی از رشته‌های علوم انسانی،‌ دین فقط قیود و حدودی درنظر می‌گیرد و تصدی آن بر عهده دانشمندان است. دین فقط تصدی آن دسته از علوم انسانی را بر عهده دارد که ما راهی برای درک مفاهیم فرامادی نداریم مگر از طریق شرع و دین. اما متصدی اصلی خیلی از علوم، دین نیست بلکه دین فقط قیود و محدودیت‌هایی را برای آنها بیان می‌کند.

پس دین برای بسیاری از رشته‌های علوم انسانی اسلامی فقط هدف توحیدی آنها را تعیین می کند و قیود و محدودیت‌های آنها را متذکر می‌شود. اما عده ای از علمای اسلامی بحث درباره علوم انسانی را تنها در چارچوب متون دینی و روایاتی می‌بینند که از شریعت به دست ما رسیده می بینند و فراتر از این گزاره‌ها تحلیل و بحث درباره علوم انسانی را بر نمی‌تابند. با این نگاه مسیری که در برابر علوم انسانی اسلامی قرار دارد گشاده نیست. اگر تحلیل از مسائل نداشته باشیم و نسبت به گزاره‌های گذشته تحجر داشته باشیم به بن بست می رسیم و حتی اگر حکمی نیز برای جامعه کنونی بیان کنیم، حکمی متحجرانه خواهد بود که قابل قبول برای جامعه علمی امروز نیست.

گسترش علوم انسانی به نحوی است که گزاره های گذشته نمی تواند همه مسائل امروز را تحلیل کنند. مثلا در اقتصاد افرادی می‌خواهند پاسخ همه مسائل و مشکلات اقتصادی امروز را از طریق روایات به دست بیاورند، این در حالی است که این مسائل در زمان ائمه و اهل بیت علیهم‌السلام مطرح نبوده که جوابی برای آنها در روایات داشته باشد. البته در روایات حدود و قیودی برای کل مسائل اقتصادی بیان شده که باید آنها در نظر گرفت و وارد محدوده حرمات الهی نشویم.

اقتصاد اسلامی به معنایِ اقتصادِ بیرون کشیده شده از متون دینی و روایی نیست بلکه به معنای اقتصادی است که حدود و قوانین اسلامی درباره آن لحاظ شده و اهداف آن نیز توحیدی و اسلامی است. هنگامی که این چارچوب را برای اقتصاد درنظر می گیریم کافی است که به آن اقتصاد اسلامی بگوییم. لازم نیست پاسخ به همه مسائل را از روایات استخراج کنیم. مسائل و موضوعات امروز جدید هستند و جواب همه آنها را نمی توان از متون دینی استخراج کرد.

در فلسفه اسلامی قواعد عقلی وجود دارد که در چارچوب دین هستند و هدف و آرمان آنها توحیدی است. ما قواعد عقلی را می توانیم به کار بگیریم اگرچه از متن دین نباشد اما باید این قواعد را با دین تطبیق دهیم. این قواعد باید در متن زندگی به کار گرفته شوند تا جامعه اسلامی را به تکاپو بیندازد و در گزاره‌ها تحول ایجاد کند.

در نگاه بعضی از گروه‌های متحجر مانند وهابیون بدعت معنی نادرستی دارد و آنها بدعت را به معنای هر کار جدید و نوآورانه ای معنا می‌کنند اما بدعت در معنای صحیحش نوآوری در گزاره‌های خاص دینی است که شأنیت بیان مستقیم از ناحیه شرع را دارند. حتی نوآوری‌های دینی را که تحت عنوان کلیات دینی قرار می گیرند، نمی‌توان بدعت نامید.

فلسفه اسلامی نیاز ندارد از روایات استخراج شود بلکه باید با روایات در تناقض نباشد. امروز فلسفه اسلامی به شکوفایی در مسائل جزئی نرسیده است و اجازه این کار به فلسفه اسلامی داده نشده است. تا زمانی که فلسفه اسلامی وارد جزییات نشود نتیجه آن را مردم نخواهند دید. متولیان اندیشه دینی تصور می کنند اگر فلسفه اسلامی وارد جزییات شود در تقابل با دین آمده است و رقیبی برای دین است در حالی که این گونه نیست.

بسیاری از روش ها که ارائه می شوند اگرچه گزاره های علمی ارائه می دهند اما آسیب هایی را هم به همراه دارند. روش علمی باید محک خورده باشد

*بنابراین شما علت غفلت ورزی ما از روش در علوم انسانی اسلامی را در عدم ورود به جزئیات می دانید؟

بله همین طور است. فلسفه اسلامی زمانی که در کلیات هم اظهارنظر می کند افرادی آن را برنمی تابند چه برسد به آنکه وارد جزییات شود. در گذشته به واسطه همت بعضی از علما فلسفه تا حدودی وارد جزییات شد مثلا معماری قدیم ایرانی در بسیاری مواقع از فلسفه اسلامی الهام گرفته است. ساختار معماری مدارس علمیه گذشته بر پایه وحدت در معماری شکل داده شده است. در بسیاری از حوزه های متعلق به دین و علوم انسانی باید فلسفه اسلامی را به کار ببریم که به رشد و بالندگی فلسفه بینجامد.

*آیا اصولا روش ها در تولید علم خنثی و عام هستند و یا جهت گیری دارند و آمیخته با دنیای ارزش ها و ایدئولوژی ها هستند؟

روش باید علمی باشد. بسیاری از روشها که ارائه می شوند اگرچه گزاره های علمی ارائه می دهند اما آسیب هایی را هم به همراه دارند. روش علمی باید محک خورده باشد. خیلی از روش های ارائه شده نادرست هستند و شاید گزاره های حقی را بیان می کنند اما آسیب های فراوانی را به همراه دارند. گاهی ما با نتایج مقابله می کنیم در حالی که باید با روش ها مقابله کنیم. نتایج محصول روش ها هستند و هر روشی مورد قبول دین نیست.

*هر علمی دارای روش است. روش در علوم انسانی اسلامی باید دارای ویژگی ها و بایسته هایی باشد. این ویژگی ها شامل چه مواردی هستند؟

مهم ترین بایسته در روش علوم انسانی اسلامی قدم برداشتن فلسفه در راستای اهداف و آرمان‌های اسلامی و توحیدی است. فلسفه اندیشه باز به افراد می دهد اما باید در چارچوب اندیشه های توحیدی حرکت کنند. شاید در بعضی از مباحث ذهن انسان به خطا برود و اندیشه توحیدی آن را اصلاح می کند و به اشتباهاتی که در ذهن وارد می شود هشدار می دهد.

افزون بر این نباید از هدف و آرمان توحیدی غافل شد بلکه باید در چارچوب اهداف و موازین شرعی قدم برداشت. دین حرام ها و حلال هایی را مشخص می کند که به واسطه فلسفه اسلامی تحلیل‌های نو ومبتکرانه ارائه می شود اما از چارچوب دین خارج نمی‌شود.

در غرب بسیاری از تحلیل ها وجود دارد و افرادی که قائل به اندیشه فلسفه غربی هستند، خودمحور هستند و به خدامحوری قائل نیست که نتایج ملحدانه ای از آن استخراج می شود که در چارچوب آن تعالیم بسط و گسترش پیدا می کند.

باید میان گزاره علوم انسانی غربی و علوم انسانی اسلامی تطبیق صورت بگیرد و مطالب درستی که به ذهن تحلیل گر غرب رسیده مورد استفاده قرار بگیرد و دین هم منعی برای این کار ندارد

*به نظر شما آیا می توان از روش های علوم انسانی غربی نظریه های علوم انسانی اسلامی تولید کرد؟ 

مبانی و اندیشه دینی اختصاص به یک جریان ندارد. بسیاری از حقایق هستند که از سوی طرف مقابل بیان می شود اما راه و مسیر آن اشتباه است. اگر رقیب حق را باطل جلوه می دهد به دلیل نادرست بودن مسیر او است اما در عین حال می تواند حرف صحیحی را بیان کرده باشد.

حکمت و گزاره های تحلیلی صحیح از هر شخص یا گروهی را می توان کسب کرد. بسیاری از تحلیلها درست هستند اما استفاده نادرستی از آن می شود و نتیجه‌های نادرستی از آن اخذ می شود. شاید بسیاری متن ها و گفتارها شبیه هم باشند و گزاره های یکسانی در غرب و اسلام مورد بحث قرار گرفته باشند و به همین علت تحلیلها و تفکری که غرب در موارد یکسانی داشته، می تواند به ما کمک کننده باشد و بالعکس.

باید میان گزاره علوم انسانی غربی و علوم انسانی اسلامی تطبیق صورت بگیرد و مطالب درستی که به ذهن تحلیلگر غرب رسیده مورد استفاده قرار بگیرد و دین هم منعی برای این کار ندارد به طوری که توصیه شده که «حکمت را کسب کنید حتی اگر در دست کفار باشد.»

*آیا در تولید علوم انسانی اسلامی می توان تکثر روشی داشت یا فقط وحدت روش مدنظر است؟

تکثر روش در تولید علم مانعی ندارد، اما باید دارای چارچوب خاصی باشد. روش های مختلفی در فلسفه اسلامی هستند اما اگر شامل قیودی باشد که از مسیر خارج نشویم توجیه پذیر است اما اگر راه هایی باشند که نتایجی ارائه بدهند که در چارچوب دین و شریعت نباشد قابل اتکاء نیستند.

انتهای پیام/

کد خبر : 67848
تاريخ ثبت خبر : ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
ساعت بارگزاری خبر : ۱۰:۱۹
برچسب‌ها, , , ,

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)