| امروز سه شنبه, ۲۴ مهر , ۱۳۹۷ |
سرخط خبرها:

رضا نباتی مطرح کرد:


مهجوریت قرآن در تعلیم و تربیت

رضا نباتی، نویسنده کتب آموزشی قرآن با بیان اینکه قرآن در نظام تعلیم و تربیت ما مهجور است، گفت: آموزش خواندن قرآن به مراتب حساس تر و پرثواب تر از سایر فعالیت های قرآنی است.

به گزارش پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه به نقل از مهر، رضا نباتی، کارشناس قرآن کریم در خصوص آسیب شناسی و جایگاه قرآن در نظام آموزشی و تعلیمی جمهوری اسلامی ایران گفت: مهجوریت قرآن کریم در نظام تعلیم و تربیت «تـحـمیـلی» است. برای این ادعا دلایل و مستندات فراوانی وجود دارد. از معضل لاینحل تقلیل ساعات کاری آموزگاران تا تمرکز بر تبلیغ و ترویج به جای آموزش و هم چنین از بی توجهی مطلق به آموزش عمومی قرآن کریم تا تمرکز بر نخبه گرایی و مسابقات بین المللی قرآن (که البته وظیفه سازمان اوقاف است)؛ همه و همه مؤید و مقوّم این سخن حکیمانه رهبر معظم انقلاب اسلامی است که در روز معلّم سال ۱۳۸۵ است که فرمودند : «حـقـیـقـتـاً قـرآن در آمـوزش و پـرورش مـهـجـور اسـت

وی ادامه داد: با این وجود در سال های اخیر شاهد اجرای طرح های متعددی بوده و هستیم که همه به نام قرآن و با استناد فرمایش رهبر معظم انقلاب اسلامی صورت می گیرد. از طرح ملی حفظ قرآن کریم در چهار سال قبل و طرح تأسیس ۱۰ هزار مدرسه قرآنی گرفته تا برگزاری مسابقات بین المللی قرآن و طرح ملی حفظ قرآن در سال جاری؛ تنها چیزی که در این میان هرگز دیده نمی شود، عبارت است از : «سیاست های ابلاغی رهبری» (به عنوان یکی از ارکان اصلی اسناد تحولی وزارت آموزش و پرورش) چنان که گویی مقام معظم رهبری هرگز چیزی به عنوان «سیاست های کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور» به این وزارت ابلاغ نفرموده اند و نیز انگار نه انگار که وظیفه آموزش و پرورش «آموزش و تربیت» است و نه تبلیغ و ترویج و باز هم انگار نه انگار که وزارت آموزش و پرورش مسئول آموزش عمومی قرآن «یعنی آموزش قرآن به  همه دانش آموزان کشور» است و نه نخبه گرایی و نخبه گزینی .

نباتی با طرح پرسش اینکه تربیت ده میلیون حافظ قرآن وظیفه کیست، تصریح کرد: آن چه از بررسی اسناد تحولی وزارت آموزش و پرورش و به ویژه سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری به این وزارت به دست می آید، به وضوح نشان می دهد که تربیت ده میلیون حافظ وظیفه مستقیم و اولیه این وزارت نیست. بلکه نظام رسمی تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران باید چنین هدفی (تربیت ده میلیون حافظ قرآن) را در برنامه های ضمنی خود و بنا بر تناسب با مأموریت ذاتی و محوله پیگیری کند.

وی به بیان خاطره ای از معاون پژوهشی سابق وزارت آموزش و پرورش پرداخت و افزود: خاطره ای از معاون پژوهشی سابق وزارت آموزش و پرورش فصل الخطابی باشد بر مسائل در حال حاضر در وزارت آموزش و پرورش«روزی از حجه الاسلام و المسلمین محی الدین بهرام محمدیان (معاون سابق وزیر) سؤال کردم «آیا موضوع تربیت ده میلیون نفر حافظ قرآن وظیفه نظام تعلیم و تربیت است، اگر چنین است ما هم (به جای اسناد تحولی) تغییر جهت بدهیم.» ایشان فرمود: «من همین سؤال را از مقام معظم رهبری پرسیدم، ایشان فرمودند: شما به وظیفه خود عمل کنید.» از آقای محمدیان پرسیدم: «اجازه دارم از طرف شما این مطلب را نقل قول کنم، فرمودند: مانعی ندارد. سخنان حکیمانه و به ویژه اوامر مقام معظم رهبری را می توان به دو گروه تقسیم کرد؛ احکام مولوی و احکام ارشادی؛ این تقسیم بندی از آن جنبه حائز اهمیت است که فضائل، جای فرائض را نگیرد و مستحبات به واجبات ضرر و زیان نرساند.

 نباتی در همین خصوص توضیح داد: عده ای تلاش می کنند خواسته یا ناخواسته فرمایش مقام معظم رهبری را در مقابل قانون قرار دهند. نکته مهمی که باید به آن توجه زیادی داشت آن است که موضوع «تربیت ده میلیون حافظ قرآن» به دلیل آن که یک «حکم ارشادی» است، مخاطب آن همه جامعه است. در چنین شرایطی هر یک از نهادها و ارگان های خاص، باید با توجه به مأموریت و وظایف ذاتی خود به آن توجه کنند. البته برخی از ارگان ها، نهادها و مؤسسات قرآنی به دلیل آن که مأموریت اصلی شان حفظ قرآن است باید بیش از دیگران در این زمینه همت گمارند، اما وقتی معظم له برای وزارت آموزش و پرورش (به طور خاص) «سیاست های ابلاغی» وضع و ابلاغ می فرمایند دیگر نمی توان گفت مخاطب این حکم مولوی، همه جامعه است. بلکه به واقع وزارت آموزش و پرورش به صورت خاص باید به مأموریت ذاتی و وظیفه اصلی اش عمل نماید. در واقع تفاوت عمل نسبت به حکم ارشادی و حکم مولوی مانند تفاوت عمل به مستحبات و فرائض است.

این مؤلف کتاب‌های درسی قرآن ابتدایی با تأکید و برشمردن سیاست های ابلاغی رهبری ادامه داد: در سیاست های کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور که توسط مقام معظم رهبری ابلاغ گردیده است، تنها نام یک درس برده شده است و آن نام «درس قرآن» است و ایشان حتی به جزئیات این درس هم اشاره فرموده اند: ایجاد تحول در نظام برنامه ریزی آموزشی و درسی با توجه به توسعه فرهنگ و معارف اسلامی و یادگیری قرآن (روخوانی، روان خوانی و مفاهیم) و تقویت انس دانش آموزان با قرآن و سیره پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت) و گسترش فرهنگ اقامه نماز.(۱۳۹۲/۲/۱۰) عنایت بسیار ویژه معظم له به درس قرآن و ابعاد و اجزاء و عناصر آن، حاکی از دغدغه مندی ایشان است که درباره هیچ یک از دروس دیگر دیده نمی شود.

همچنین وی با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جامعه قرآنی کشور با معظم‌له گفت: مقام معظم رهبری در دیدار جامعه قرآنی کشور  نیز این خصوص اظهاراتی را بیان کردند که «یکی از چیزهایی که میتواند تدبر در قرآن را به ما ارزانی بدارد، حفظ قرآن است. ما حافظ قرآن کم داریم. من قبلاً گفتم که در کشور ما حداقل باید یک میلیون نفر حافظ قرآن باشند – حالا یک میلیون که عدد کمی است نسبت به این جمعیتی که ما داریم – اما حالا چون دوستان الحمدللَّه یک مقدماتی فراهم کرده‌اند، کارهائی را مشغول شده‌اند و دارند برنامه‌هائی را فراهم می‌کنند برای اینکه ان‌شاءاللَّه حفظ راه بیفتد، ما هم امیدمان بیشتر شده و به جای یک میلیون، می گوئیم ان‌شاءاللَّه ما باید ده میلیون نفر حافظ قرآن داشته باشیم.«(۱۳۹۰/۵/۵)

این کارشناس کتب قرآنی به طرح چند پرسش پرداخت و گفت: وزارت آموزش و پرورش با داشتن بیش از ۱۴ میلیون و ۷۰۰ هزار دانش آموز، در ۱۰۵ هزار مدرسه، حدود ۶۰۰ هزار کلاس درس، ۳۹۰ هزار معلم قرآن، یک میلیون و ۱۳۶ هزار کلاس درس قرآن در هفته و ۳۴ میلیون و ۸۰ هزار زنگ قرآن در سال، چگونه می تواند بدون داشتن سیاست های نظارتی و حمایتی، سیاست های ابلاغی معظم له را جامه عمل پوشاند؟ آیا با تمرکز بر فعالیت های تخصصی قرآن و صرف وقت و هزینه های فراوان در موضوعات فرعی چون «نخبه گرایی، توسعه طرح ملی حفظ قرآن در مدارس، برگزاری مسابقات متعدد قرآنی پرهزینه در رشته های غیر مرتبط با اهداف و اسناد مصوب، مانند مسابقات بین المللی قرآن کریم، کلاس های حفظ و قرائت و تجوید و صوت و لحن و مفاهیم و … » و متمرکز کردن بهترین معلمان و مربیان در این بخش و بالتبع آن، محروم کردن سایر بخش ها از امکانات و نیروهای مؤثر، می توان به تحقق سیاست های ابلاغی رهبری خوش بین بود؟ آیا این حکایت ضرب المثل «همه کاره هیچ کاره» نیست؟ کسانی که با کمک اعتبارات بادآورده آموزش عمومی قرآن ضمن به خدمت گرفتن تریبون های مختلف، به دنبال زیر سؤال بردن برنامه درسی و رسمی قرآن هستند، به جای پاسخگویی، اقدام به «فرار به جلو» را پیش گرفته اند و این همان نگاه انحرافی و خطرناکی است که سعی دارد رهبری را در مقابل قانون قرار دهد.

وی در ادامه گفت: سایر اسناد تحولی مانند سند تحول بنیادین و سند برنامه درسی ملی نیز در راستای تبیین سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری و کاملاً الزام آور است. تنها مشکل اجرای این اسناد تحولی نبودن عزم لازم برای اجرای آن است. اولین و کم هزینه ترین و در عین حال ساده ترین و مؤثرترین راهبرد اجرایی برای تحقق اسناد تحولی جلوگیری از اجرای طرح و برنامه های متعدد پرهزینه و بی خاصیت است.

وی افزود: اخیراً مقام عالی وزارت آموزش و پرورش در جمله ای حکیمانه و امید بخش، نوید چنین تحول بزرگی را بیان فرموده اند. امیدوارم این فرمایش آقای بطحایی شامل همه موارد، اعم از کتاب های قرآنی داخل و خارج از سیستم هم بشود؛ ایشان فرموده اند: »تـنـها کـتـابی که معـتـبـر است و باید مورد تـأکـید قرار بگیرد، کـتـابی است که به عنوان کـتـب درسی در مدارس دارد تـوزیـع می شود. مـا در مـدارسـمان به کـتـاب های دیـگری نـیاز نـداریـم.« (۴ شهریور نمایشگاه دستاوردهای وزارت آموزش و پرورش(

این نویسنده کتب آموزشی قرآن ادامه داد: یکی از کج فهمی های رایج آن است که اغلب افراد و حتی کارشناسان و دلسوزان امور قرآنی به این نکته ظریف و در عین حال بدیهی توجه ندارند که «آموزش خواندن قرآن، بسیار مهم تر از پرداختن به حفظ و قرائت آن است.» به این مثال توجه کنید: «آیا در فارسی آموزی، آموزش حفظ اشعار فارسی کتاب، مهم تر و ضروری تر است و یا مهارت آموزی خواندن و نوشتن؟»؛ قطعاً هر عقل سلیمی می گوید: مهارت خواندن و نوشتن؛ زیرا :خواندن و نوشتن، کلید ورود به همه علوم است. سنگ زیر بنای هر علمی توانایی خواندن و نوشتن و فهمیدن است و سن یادگیری خواندن و نوشتن همان دوران ابتدایی و مدرسه است و اگر این فرصت طلایی از دست برود جبران آن با مشکلات فراوانی ( همچون وضعیت نهضت سواد آموزی ) روبه رو خواهد شد. از این رو آموزش خواندن قرآن به مراتب حساس تر و پرثواب تر است از سایر فعالیت های قرآنی وَ لکِن اَکثَرُهُم لایعلَمونَ.

وی گفت: یکی از سؤال هایی که اغلب دلسوزان امور قرآنی و نظام تعلیم و تربیت اسلامی سؤال می کنند این است که آیا مشکل بی سوادی قرآنی در جامعه قابل حل است. به عنوان یک متخصص حوزه آموزش قرآن در وزارت آموزش و پرورش عرض می کنم: بله؛ به یک شرط آن که برنامه درسی قرآن و ساعات آموزش قرآن به رسمیت شناخته شود. توضیح آن که حدود ۲۰ بخش و موقعیت در وزارت آموزش و پرورش به انجام فعالیت های قرآنی مبادرت دارند. در صورت تحقق مراحل زیر، می توان به ریشه کنی بی سوادی قرآنی در طول یک برنامه منسجم پنج ساله امیدوار بود؛

۱تمرکز بر برنامه درسی قرآن (ساعات درسی و رسمی)، با حذف یا اصلاح کلی فعالیت ها و برنامه های غیر مرتبط با این بخش

۲ایجاد وحدت اندیشه و انسجام عمل بین بخش های متکثر موجود در این وزارت، با تعیین و تثبیت مدیریت متمرکز و کارآمد به عنوان مجری و پاسخگوی هدف مشخص شده

۳تخصیص اعتبارات موجود بخش آموزش عمومی قرآن به این بخش تا ۵ سال

وی گفت: این ایده که طرح کلی آن قبلاً تقدیم مسئولان و متولیان امر شده می تواند در فراهم آوردن زمینه مناسب تربیت ده میلیون حافظ قرآن توسط سایر بخش های ذی ربط مؤثر و کارآمد باشد.

وی در ادامه گفت: تحول همیشه اضافه کردن و شاخ و برگ دادن نیست. بلکه کاستن شاخ و برگ های زائد و مزاحم را هم شامل می شود. وزارت آموزش و پرورش با تمرکز کامل بر اجرای سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری می تواند نوید بخش و زمینه ساز تربیت ده میلیون حافظ قرآن باشد. به شرطی که بر مأموریت اصلی خود متمرکز شده و از حواشی پرهیز نماید.امید است با درایتی که از وزیر محترم سراغ داریم از سیطره تحکمی جریان های خاص کاسته شود و فرصت برای رشد علمی و تربیتی در این زمینه فراهم گردد. عده ای به دلیل داشتن تعصب و نگاه تک بعدی به موضوع حفظ قرآن، خواسته یا ناخواسته رهبری را در مقابل قانون و مستندات قرار می دهند ( کما این که همین خواص چند سال پیش در همین وزارت آموزش و پرورش از جایگاه رفیع رهبری معظم انقلاب برای اجرای طرح ملی حفظ قرآن هزینه کردند که به دلایل متعدد جلوی آن گرفته شد و امروز دوباره تاریخ تکرار می شود و این رویه، نه معقول است و نه شایسته.

رضا نباتی در پایان گفت: سخن را با جملاتی از یک شهید قرآنی پایان می دهم؛ شهیدی که به یاد و نامش، ده ها محفل قرآنی برگزار شد؛ اما آخرین سخنانش شنیده نمی شود. حاج محسن حاج حسنی شهید تفکر وهابی – تکفیری آل سعود در صحرای مِناست، او در آخرین یادداشت وبلاگ خود چنین مویه می کند: «قرآن، من شرمنده‌ام، اگر به یک فستیوال مبدل شده‌ای حفظ کردن تو با شماره صفحه، خواندن تو از آخر به اول یک معرفت است یا رکوردگیری؟ ای کاش آنان که تو را حفظ کردند، حفظ کنی تا این‌چنین تو را اسباب مسابقات هوش ندانند. خوشابه‌ حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو؛ آنان که وقتی تو را می‌خوانند، چنان حظ می‌کنند که گویی قرآن همین حالا بر ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده‌ایم، تنها بخشی از اسلام است که به  صلیب جهالت  کشیده‌ایم.

انتهای پیام/

کد خبر : 76647
تاريخ ثبت خبر : ۱ مهر ۱۳۹۷
ساعت بارگزاری خبر : ۰۹:۵۵
برچسب‌ها, ,

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)