| امروز چهارشنبه, ۲۸ شهریور , ۱۳۹۷ |
سرخط خبرها:

عضو هیئت علمی فرهنگستان علوم اسلامی:


فقه تمدنی نقشه جامع حرکت جامعه به سمت تکامل است

حجت الاسلام حسینیان به عناصر فقه تمدنی اشاره کرد و گفت: فقه تمدنی فقهی است که قدرت ایجاد تمدن دارد که اولاً فقه موضوعات خرد نیست، ثانیاً مرتبط با مسائل اجتماعی است، ثالثاً حکم کل را در جهتی خاص و تکاملی ببینید، لذا صرف اکتفا کردن به منطقی که بتواند حکم کل را برایتان استنباط کند کفاف نخواهد داد بنابراین می شود که انسان منطقش منطق کل نگر باشد، اما در جهت حاکمیت لیبرالیسم، فقه خود را بیان کند، در این صورت باز پاسخگوی به حوادث لیبرالیستی است.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه به نقل از وسائل، جمهوری اسلامی از ابتدا تمدن اسلامی را جزء اهداف حرکت خود اعلام کرد که در کلمات امام و رهبری به طور روشن نمایان بوده و هست، لذا بررسی ابعاد و لوازم تمدن اسلامی یکی از ضروریات پیمودن در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی است؛ از این رو گفت و گویی با حجت الاسلام جعفر حسینیان، عضو هیئت علمی فرهنگستان علوم اسلامی پیرامون مولفه ها و نقش فقه حکومتی در رسیدن به تمدن اسلامی داشتیم که بخش نخست آن در ذیل تقدیم می شود.

*لطفاً قبل از ورود به بحث، اهمیت و ضرورت پرداختن به مباحث فقه حکومتی را تبیین و بفرمایید فقه حکومتی در ایجاد تمدن نوین اسلامی چه نقشی را ایفا می کند؟

خیلی مسرور هستم که موسسه‌ای تحت این عنوان تأسیس شده است و امیدوارم با امکانات وسیع و گسترده و نیروهای انسانی دقیق و جامع بتوانیم معضل بزرگ نظام مقدس اسلامی را انشاءالله برطرف کنیم و دورنمای تمدن اسلامی تحت لوای فقه حکومت یا فقه تمدن به جهان عرضه کنیم. به طور قطع آنچه مسلم است این اسلام فراگیر خواهد شد، شکی هم در آن نیست. منتهی در شرایط فعلی وظیفه هر کدام از ما است که پشتیبانی کنیم چه در عرصه های مفهومی و چه در عرصه های اجتماعی تا انشاءالله این مسیر روشن شود و ابواب آن پیدا شود.

چون این کاری نو است و ابتلای ما در شرایط فعلی یک ابتلایی است که در طول تاریخ هم سابقه نداشته است، شاید سابقه خیلی خیلی مختصر و کم در زمان صفویه، مردم به سمت حکومت فقهی میل پیدا کرده باشند که البته در آن زمان هم به گونه ای نبوده است از فقه در عرصه های مدیریت اجتماعی مطالبه گر باشند و برای فقه زمینه ای در زمینه مسائل اجتماعی و موضوعات کلان گشوده شود و ورود پیدا کند بلکه در آن زمان فقها آمدند و دولت به آنها اقبال پیدا کرد اما حضورشان در تصمیم گیری های دولتی حضوری ضعیف بود و ثانیاً نیازی به تحولات اساسی در پایه ها و مفاهیم بنیادی فقه نبود و با همان موضوعات خرد، قدرت کنترل مسائل را داشته اند.

اما در زمان ما به این دلیل که فقها تشکیل حکومت داده اند، نه اینکه فقیه به عنوان یک مشاور برای حکومت تلقی شود بلکه فقیه به عنوان یک حاکم، مدیریت کلان و مسئول جامعه، مسئولیت یک نظام را بر عهده گرفت و کارشناسان سمت مشاوره ای را نسبت به فقها داشته اند. فقها در منزلت ولایت و رهبری بوده اند و کارشناسان در منزل کارشناس بوده اند که درست برخلاف زمان صفویه است.

مسئولیتی که الان داریم این است که ملاحظه ای در رویکرد خود نسبت به فقه داشته باشیم و ببینیم این فقه همان فقهی است که در آن زمان به درد مردم می خورده و می توانسته که مشکل مردم را حل کند، آیا الان هم می توانیم آن را در مسائل اجتماعی به کار بگیریم؟ یا اینکه در مسائل اجتماعی نیاز به تغییراتی هم در سطوح استنباطی و هم در روش استنباط وجود دارد؟ هم موضوعات را باید مورد دقت قرار دهیم همانند آنچه که در سطح فقه کلان وجود دارد و قطعاً در سطح فقه خرد قابل مطالعه نیست.

اگر در سطح فقه خرد مطلبی را بیان کنیم، مکلف بر عهده اش است که این فقه موضوعی را انتخاب کند، موضوعات دیگری را بیاورد، ترکیب کند و … که تحت اختیار خودش است. اما زمانی که موضوعی در سطح کلان مطرح می شود یعنی باید نسبت به این امور ملاحظه داشته باشیم، در ملاحظه نسبت به این امور اساساً حق انتخاب به آن معنی وجود ندارد بلکه شما باید جهت تغییراتی که در جامعه باید ایجاد شود شرایط سازی کنید. یعنی فقهی که باید شیب ایجاد کند برای جامعه ای که به طور مثال از سمت فقه فردی به سمت فقه حاکمیتی و فقه تمدنی سوق پیدا کند.

باید فقه از رویکردهای تک انگاری و جزء نگری خارج شود و به فقهی ورود پیدا می کند که می تواند نسبت بین موضوعات را ببیند و در سطح کلان ملاحظه داشته باشد و حتی بالاتر فقهی که قدرت مطالعه و شناسایی موضوعات توسعه را داشته باشد و به حرکت جامعه موضوعیت می بخشد. یک جامعه، کل است و همه اجزاء و روابطش باهم مرتبط هستند، کل، یک موضوع در حال تغییر است و از آن بالاتر اینکه موضوع در حال تغیر یعنی جامعه ای که دائماً در حال تغیر است ما باید چه مسیری به آن بدهیم در چه جهت و حرکتی به آن بدهیم که بتواند در آن سمت و سو حرکت کند و به تعالی برسد. آیا حوادث را دیگران باید برای فقه ما ایجاد کنند و فقه ما باید پاسخ گو به حوادث باشد چه از فردی و چه اجتماعی؟

نقشه جامع حرکت جامعه به سمت تکامل در همه سطوح قطعاً باید فقه باشد. فقه ابزار جریان ولایت اجتماعی و ابزار حجتیتش هم است، یعنی ابزاری است که می تواند ارتباط حرکت اجتماعی را به سمت تمدن دینی با اسناد دینی مستند کند. در حقیقت مستند به سلسله اسانید و مسانیدی که ما در آیات و روایات داریم که مستند به این منابع بتواند مسیر حرکت و مراحلی را که در مسیر حرکت باید دنبال کنیم به دین مستند کنیم، بنابراین فقه تمدنی، فقهی است که قدرت ایجاد تمدن دارد که اولاً فقه موضوعات خرد نیست، ثانیاً فقهی است که مرتبط با مسائل اجتماعی است و در رابطه، تعین پیدا می کند یعنی اگر بخواهید موضوعش را شناسایی کنید باید جمیع روابطش را ببینید و من حیث المجموع حکم دهید و حکم کل را از منابع دینی استنباط کنید. ثالثاً حکم کل را در جهتی خاص و تکاملی ببینید. بنابراین صرف اکتفا کردن به منطقی که بتواند حکم کل را برایتان استنباط کند کفاف نخواهد داد بلکه باعث می شود نشان بدهد این کل در چه جهاتی در حال حرکت است. بنابراین می شود که انسان منطقش منطق کل نگر باشد، اما در جهت حاکمیت لیبرالیسم، فقه خود را بیان کند، در این صورت باز پاسخگوی به حوادث لیبرالیستی است.

آن کسی قدرت حاکمیت بر حرکت اجتماعی را دارد که بتواند نسبت به توسعه و تکامل سخن بگوید و حرف خود نسبت به تکامل را مستند به منابع دینی قرار دهد. فقه فقط مربوط به مسائل فردی نیست، مربوط به حرکات اجتماعی و کل هست و ثالثاً اینکه حکم کل باید مربوط با غایت هم باشد و هدفی هم برایش فرض شود و هر گامی که برداشته می شود باید دید چگونه به هدف عالی نزدیک می شود.

*از این بیان شما اینگونه برداشت می شود که فقه تاکنون منفعل بوده است؟

فقه ما فقه افتاء است نه فقه ولایت. متأسفانه در طول تاریخ فقه به دو دلیل یکی ابتلائات اجتماعی و عدم حکومت داری و دوم رویکرد جزء نگری و فرد نگری و تجزیه گرایی. ما معمولاً موضوعات را روی هم نمی دیده ایم و روش علمی و استنباط و علم اصولمان قائل به ارتباط نبوده است که لذا فقهی را که با این روش به دست می آمد محصولی بریده از هم و قابل تفکیک بوده است. به گونه ای نبوده است که بشود موضوعات مرکب را از آن درآورد و حکم مرکب صادر کرد، حکم مرکبی هم که صادر شده است به لحاظ حکم تک تک اجزاء داده شده است.

فقه ما تاکنون فقه افتاء بوده و تا اندازه بسیار زیادی متأثر از فقه اهل سنت است. فقه افتاء یعنی مکلف از فقیه سؤال کند و فقیه در روایات جستجو کند که ببیند موضوع با شرع مخالفتی نداشته باشد.

اگر موضوع را از سطح خرد به سطح کلان ببریم حکمش تغییر پیدا می کند، به طور مثال اگر وسیله ای را از کشوری خارجی وارد کنیم، تولید داخلی از بین می رود. حکم این شیء (مثلاً کفش) در فقه فردی روشن است همین که این موضوع حرمتی نداشته باشد و طرفین متعاملین شروط معادله را رعایت کنند این معامله اشکال شرعی ندارد اما وقتی این موضوع در جامعه و با رعایت تمامی الزامات سیاسی ـ فرهنگی و اقتصادی آن ملاحظه می گردد مسئله به گونه ای دیگر است به عنوان مثال حجم تولید آن در معادله نسبت بین عرضه و تقاضا و این معادله نیز در نظام توزیع ثروت در جامعه تعریف می شود و اینکه نظام توزیع ثروت در فرآیند تکامل جامعه چه سهمی را به کفش اختصاص می دهد که قیمت آن در مکانیزم بازار به یک تعادل طبیعی نزدیک شود تا نیاز کاذب برای وادرات کفش از کشورهای خارجی درست نشود و یا اگر قرار شد که کفش مثلاً ۱۰% وارد شود از چه کشورهائی واردات کفش در اولویت است تا بازار رقابت ضمن انجام فعالیت خود سیر تقاضا را به سمت بازار داخلی معطوف کند و … تمامی این احتمالات هنگامی است که موضوع از سطح خرد به سطح کلان ارتقاء یابد در این صورت متعاملین در نظام تولید، توزیع و مصرف حاکم بر جامعه قابل تعریف است.

تفاوتی بین افتاء و فقه ولایه وجود دارد. در فقه ولایت یعنی موضوع حکم فقهی مرتبط با سرپرستی است. یعنی فقیه باید ارتباطش را با سایر شئون جامعه و فرد ببیند. اگر فقیه معتقد به فقه الولایه باشد فتوایش از قبیل یک عنوان کلی برای یک حکم کلی نیست.

در مؤلفه های تمدن دینی و تمدن نوین اسلامی بحث های مفصلی باید داشته باشیم از جمله اینکه تمدن چه ویژگی هایی، چه ابعاد و ارکان و زیر ساخت‌هایی دارد. ما برای تمدن اسلامی ابعادی را معرفی می کنیم این ابعاد هم از نظر تکوینی باید مشخص باشد و هم از منظر تاریخی سیر تاریخ تمدن را باید ببینیم و مطالعه کنیم تا برسیم به اینکه جامعه چگونه می تواند تحت تأثیر یک تمدن دینی اسلامی شکل بگیرد. فرهنگ حاکم بر این تمدن اسلامی چیست؟
فلسفه چه کمکی می تواند به ما کند برای دست یابی به این تمدن نوین اسلامی و زیر ساخت های تمدن چیست برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی روش تحقیق مناسبی را باید ارائه دهیم. چه روش تحقیقی ما را به تمدن اسلامی می رساند؟ قائدتا روش تحقیق ما روش تحقیقی است که هم صحبت از فرهنگ می کند و هم صحبت از فلسفه و زیر ساخت تمدن می کند. در فرهنگ، ما به مطلوبیت های ارزشی تمدن مورد مطالعه قرار می دهیم. مطلوبیت های ارزشی به معنی باید ها و نباید ها و همه آنچه که به نظر می رسد برای ما ارزشمند است می باشد.

به عنوان کلی تر می توان گفت مجموعه ای از گرایش ها و بینش ها و دانش هایی که در جامعه قرار دارد تحت تاثیر فرهنگ اسلامی باید قرار گیرد. برای دست یابی به تمدن ابتدا باید فرهنگ تمدن را شکل دهیم. ساخت فرهنگ تمدن باید بتواند متغیرهای فرهنگ در تمدن را شناسایی کند، یعنی گرایش تمدنی چیست؟ بینش تمدنی چیست؟ دانش تمدنی چیست؟ اینها در بحث فرهنگ وجود دارد تا به لایه آخر برسیم که عبارت است از تاثیر اخلاق، تاثیر افکار و تاثیر رفتار در پیدایش تکنولوژی.
باید مطلوبیت هایمان در دین را از این جدول استخراج کنیم به عنوان مثال اخلاق تمدنی چه ویژگی هایی دارد؟ در بحث اخلاق هم صحبت از انتظارات اجتماعی یا تکامل انتظارات داریم که چه سمت و سویی دارد؟ یعنی آنچه که برای مردم خوب و لذت بخش است و به دنبال آن هستند را درست می کند.

در مرتبه دوم توازن در ارتباطات چگونه برقرار می شود و در مرتبه سوم هم اقتدار اجتماعی، که منشأ اقتدار به نحوه تولید، توزیع و مصرف قدرت، اطلاعات و ثروت جامعه بر می گردد. که این نحوه نشان دهنده تکامل اقتدار در جامعه است. تکامل اقتدار بیانگر فرهنگی است که دست یابی شما را به تمدن اسلامی میسور می کند. اگر شما نتوانید تکامل انتظارات اجتماعی را رقم بزنید و مراحل رشدش را بیان نکنید و تکامل ارتباطات اجتماعی را به صورت قاعده مند و سازمان یافته متناسب با تکامل انتظارات رقم نزنید، آن فرهنگ تمدن شکل نگرفته است.

پس از آنکه لایه اول که دست یابی به فرهنگ تمدن اسلامی است روشن شد باید به سراغ فلسفه رفت. فلسفه ابزار انتقال وضعیت موجود به سمت وضعیت مطلوب می باشد. یعنی می تواند برنامه و تعیین اولویت در حرکت به سمت مطلوب را بیان کند. چون فلسفه باید فلسفه حرکت باشد نه فلسفه ثبات نگر و ثبات گرا.

قسمت سوم این است که وقتی فلسفه مسیر حرکت به سمت شدن مطلوب را روشن کرد، سؤالاتی را مطرح می کند که با آنها باید به سراغ کتابخانه رفته و اطلاعاتی را در آورده، پیش فرض هایی را به دست آورد و بر اساس این پیش فرض ها تئوری داد. بدون تئوری پردازی نمی شود به سمت جامعه مطلوب حرکت کرد. تئوری نحوه شدنی است که برخواسته از نظام سؤالاتی است که از فلسفه می آید و در کتابخانه اطلاعات آن را جمع آوری می کنیم.

چرا کتابخانه را گفتیم چون کتابخانه حدواسط بین جامعه و کل گنجینه اطلاعات اجتماعی است. یعنی مجموعه اطلاعات پذیرفته شده های اجتماعی چه اسلامی و غیر اسلامی چه فلسفی و غیر فلسفی در کتابخانه است. در حقیقت ارتکازات شما با ادبیات کتابخانه آمیخته شده و شما ملزم به انتقال فرهنگ جامعه به فرهنگ مطلوب هستید.

هرگاه صحبت ها از انتقال تمدن و انتقال وضعیت به وضعیت مطلوب که می شود، یا به روش تحقیق خیلی بی توجهی می شود یا در آن قسمت ها به روش های تحقیق موجود بسنده می شود که به نظر بنده هر دو روش خطا است، باید روش تحقیقی متناسب با مبانی فلسفی خودمان داشته باشیم، مبانی فلسفی که قدرت توصیف از مطلوب، ارزش و قدرت مطالعه وضعیت را داشته باشد. تا زمانی که وضعیت را نشناخته باشیم و مطالعه نکنیم و متغیرها را نشناسیم، تا زمانی که نحوه انتقال وضعیت مطلوب و وضعیت موجود را ندانیم چگونه می توانیم حرکت ایجاد کنیم؟

اگر ما خودمان را مکلف به حرکت عینی بدانیم، نسبت به وضعیت و شرایط موجود احساس مسئولیت خواهیم کرد. در شرایط موجود باید دید که چه تغییراتی باید ایجاد کنیم تا به تدریج به سمت آن شدن مطلوب شیب درست کنیم. باید به فرمایش رهبر انقلاب که ۵ مرحله را ذکر کرده اند تکیه کرد، گفته شده است که الان در مرحله شکل گیری دولت اسلامی هستیم، انقلاب و نظام اسلامی صورت گرفته است و مرحله سوم شکل گیری دولت اسلامی است که اگر دولت اسلامی شد، در مرحله بعد جامعه اسلامی است و سپس دست یابی به تمدن است.

به نظر می رسد اصل قضیه همین باشد که چگونه می توانیم دولت اسلامی را تشکیل دهیم؟ فقه چه کمکی در این مسئله به ما می کند؟ آیا تحولی باید در فقه رخ دهد تا بتواند دولت سازی کند؟ در بحث دولت سازی ما حرف زیاد داریم، دولت چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟ چه جایگاهی در پیشبرد اهداف خرد و کلان جامعه می تواند ایفا کند؟ اساساً چه نقشی برای دولت در دست یابی به اهداف مطلوب و تمدن دینی می توانیم قائل باشیم.

زمانی که صحبت از دولت می شود همان جایی است که بین موضوع و حکم، بین کارشناسی و فتوا، بین دین و علم، بین حجیت و شناخت معادله پیوند می خورد. اگر دین نتواند با علم ارتباط برقرار کند، صحبت از دولت اسلامی یک صحبت بی فایده است چون دولت ابزار سازمانی به کارگیری معادلات علمی در ساختار اجتماعی است. دولت بزرگترین سازمان است، در زمان صفویه هم دولت داشته اند اما دولت سازمان نداشت که بتواند نحوه نسبت ها را به صورت دقیق محاسبه کند. دولت به صورت ملوک الطوائفی و به لحاظ خصوصیت های شخصیتی و کاریزماتیک به عضویت یک گروه در می آمدند و پس از بر عهده گرفتن مسئولیتی، بر اساس قدرت شخصی خود کار می کرده اند. اگر دولت به این معنا به کار گرفته شود که با زمان قبل بسیار متفاوت است و سازمان برگزار شده و شکل گرفته است، سازمان یک مجموعه انسانی است که می تواند موضوعات را در سطح کلان مطالعه کند و نسبت ها را با هم ببیند.

زمانی که موضوع از سطح موضوعات خرد و عنوان های فردی خارج شود و تبدیل به یک موضوع به هم پیوسته یعنی یک کل شد همه این چیزها به هم مرتبط می شود. اگر مرتبط شدند به یک سازمان نیاز است تا بتواند همه این ابعاد را با هم ملاحظه کرده و تصمیم بگیرد. جریان تصمیم سازی و تصمیم گیری در راستای یک هدف که وظیفه اصلی دولت است باید انجام پذیرد.

مؤلفه هایی که در تمدن نوین اسلامی لازم داریم، دست یابی به تکامل اخلاق است، تکامل اخلاق باید در صدر اهدافمان قرار گیرد، تمدن نوین اسلامی باید تمدنی باشد که صحبت از اخلاق پسندیده و اسلامی کند. اخلاقی که انسانیت انسان را معرفی می کند، منجر به حاکمیت خلق ایثار خواهد شد نه خلقی که انسان را در جامعه به حرص وادار کند. دولت ها نیز باید به این صفت اخلاقی مجهز شوند.

اولین ویژگی دولت اسلامی این است که مدیر عامل جریان اخلاق پسندیده ایثار و از خود گذشتگی در جامعه است نه دولتی که زمینه سازی می کند برای حرص اجتماعی. دولتی که به دنبال فروش محصولات انباشته شده در کارخانه های خود است، مجبور است فضای رسانه ای را به گونه ای رقم زند که بیشترین تنوعات از ذائقه های مختلف را ایجاد کند و یک حرص اجتماعی را پشت سرش تزریق کند که مردم دائماً خریدار باشند. شیبی را ایجاد کند تا مردم بیشتر مصرف کنند و محصولات تولیدی خود را به فروش برساند تا سود کارخانه ها به جیب سرمایه های کلانی که پشتیبان این دولت هستند برود. این می شود دولت سرمایه دار دولتی که نظام لیبرالیستی برقرار کرده است.

آیا دولت در تلاش است که فرهنگ ایثار و از خود گذشتگی، رشادت، شهادت، اربعین و امام حسین(ع) در مردم زنده بشود؟ تکامل انتظارات در سطح اجتماعی را دولت رقم می زند.

انتهای پیام/

کد خبر : 64489
تاريخ ثبت خبر : ۲۱ اسفند ۱۳۹۶
ساعت بارگزاری خبر : ۰۹:۳۵
برچسب‌ها, , ,

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)