| امروز پنج شنبه, ۲۸ دی , ۱۳۹۶ |
سرخط خبرها:

عبدالمجید مبلغی:


فارغ از ورود مؤثر به ادبیات موجود در علوم انسانی وارد فاز ایده‌پردازی می‌شویم!

یک عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی گفت: متأسفانه در کشور، گاهی فارغ از ورود مؤثر به ادبیات موجود در علوم انسانی وارد فاز ایده پردازی می شویم!

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیی طلیعه، دکتر عبدالمجید مبلغی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در کرسی علمی ترویجی تعقیب معیارهای عدالت سیاسی در نظریات توسعه معاصر که روز گذشته ۱۸ دی ماه در دفتر تهران پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد، گفت: این پرسش از گذشته ذهن من را درگیر کرده بود که نسبت عدالت و پیشرفت چیست؟ مقام معظم رهبری هم به این مبحث ورود داشتند و از توأمان بودن پیشرفت و عدالت سخن گفتند، البته بعضی از دوستان به این بحث نگاه ایدئولوژیک داشتند.

وی افزود: این گونه به نظر می آید که توأمان بودن اگر هم مورد تایید است اما دفاع زیادی از آن نمی شود. توأمان بودن رویکرد عدالت و پیشرفت گاهی به صورت شعاری و آرمانی مطرح می شود و تلاش نمی شود ادبیات و عقبه و ایده مدافع این شناسایی شود. با چنین دغدغه ای من شروع به مطالعه درباره نسبت عدالت و پیشرفت کردم. تصور من این بود که ابتدا باید ادبیات معاصر درباره نسبت این دو را فهم کنیم، اما متاسفانه در کشور ما گاهی فارغ از ورود مؤثر به ادبیات موجود در علوم انسانی وارد فاز ایده پردازی می شویم!

وی افزود: اگر ما نقد هم به اندیشه غرب داریم باید اندیشه خود را پیدا کنیم و اندیشه ای بر مختصات زندگی بومی خود حاصل کنیم که در گام نخست فهم پایه ای و انتقادی اندیشه جدید است. علوم انسانی واقعیت است و پیشرفت های جدی را تجربه کرده است و اگر ما معنی دقیق علوم انسانی را درنیابیم و در نظریه ها و ایده پردازی های موجود دید تحلیلی و انتقادی نداشته باشیم صحبت ما به دوران پیش از تحول ها بازخواهد گشت و کارآمدی نخواهد داشت. این به معنی پذیرش ایده هایی که مطالعه می کنیم نیست و به معنی برخورد انتقادی و پایه ای با آنهاست.

مبلغی بیان کرد: در نسبت عدالت و توسعه که سایه آن بر عرصه های متعددی در مطالعات سیاسی افکنده شده و مباحث مربوط به عدالت، سعی کردم بر مباحث عدالت و توسعه در اندیشه معاصر غرب مروری داشته باشم و چند مقاله هم درباره آن ارائه کرده ام.   

وی ادامه داد: زمانی که ما به بحث عدالت و توسعه بپردازیم در دو حوزه می توان این مطالعه را انجام داد: اول در عرصه فلسفه سیاسی و مباحث اندیشه ای و دوم در حوزه نظریه سیاسی و مباحث عمدتا جامعه شناختی سیاسی.

وی اظهار کرد: این تفکیک معتبر و پذیرفته شده و با استانداردهای مطالعات علوم سیاسی سازگار است. ما می‌توانیم در حوزه نظریه توسعه و جامعه شناسی سیاسی و در حوزه فلسفه سیاسی و حکمت عملی به موضوع نسبت عدالت و توسعه بپردازیم. با چنین علاقه ای ابتدا به مباحث بنیادین تر باید ورود کنیم. این گونه نیست در حوزه فلسفه سیاسی از زمان رنسانس کسانی که در این عرصه ورود کردند قائل به توسعه باشند. در این زمینه دو طبقه بندی پذیرفته شده داریم. یک گروه از نظریات واقع گرا هستند که دارای نگاه قدرت پایه و بر پایه عدم ارتباط بخش های مختلف تاریخ است مانند ماکیاول، نیچه و فوکو و کسانی که مطالعات گفتمانی انجام می دهند و … این افراد دارای نظریه توسعه نیستند. 

وی ادامه داد: گروه دیگری از نظریه ها هستند که خردباور و خردمحور هستند و بر اساس این ایده اند که آگاهی امری انتقال یابنده در تاریخ است و از حوزه ای به حوزه دیگر می رود و متأثر از هگل هستند. در دل این جناح از فلسفه سیاسی امکان رویکرد به عدالت و توسعه فراهم می آید، زیرا قائل به توسعه هستند. در این گروه از نظریه پردازان چهار نفر را برگزیدم که وزن مطالعات عدالت و نسبت آن با توسعه بر دوش آنهاست. برای آگاهی از نسبت عدالت و توسعه در طول تاریخ اندیشه معاصر غرب حتما به این چهار ایستگاه بر خواهیم خورد. نسبت اینها انتقادی و تکمیل گرا است.

به گفته مبلغی آنچه که امروز در فلسفه سیاسی معاصر غرب در باب نسبت عدالت و توسعه وجود دارد، ماحصل تأمل کانت، مارکس، هابرماس و راولز است.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی بیان کرد: تا پیش از کانت و بعد از او زمانی که از عدالت صحبت می شد، عدالت به مثابه ایده پایانی در نظر گرفته می شد و تحت تأثیر نظریه های افلاطونی و نگرشی مدرسی، از عدالت به مثابه امری در پایان پروسه توسعه و پیشرفت که باید ارزیابی شود، یاد می شد. کانت عدالت را در دل فرایند توسعه توضیح داد و عدالت را به زبان علوم اجتماعی و نه فلسفه، ذاتی توسعه معرفی کرد. مکانیزمی که برای انجام این کار لحاظ کرد ناشی از فهمی بود که از جایگاه خرد داشت.

وی ادامه داد: کانت می گوید انسان دارای خرد است و تا زمانی که در صحنه بیرون از آدمی بروز و ظهور پیدا نکند خرد گفته نمی شود. خرد زمانی است که بروز و ظهور در عرصه داشته باشد. زمانی که از خرد و جهان بیرون صحبت می کنیم از روابط بین انسانها صحبت کردیم و به نسبی بودن خرد تن دادیم. بنابراین خرد امری نسبی و اجتماعی است. در یک سر طیف بروز و ظهور خرد، انسان کمابیش به حیوان شباهت دارد و جایی است که ما با انسانها تعامل نداشته باشیم و خرد ما بروز و ظهور در قالب قرارداد اجتماعی ندارد. قرارداد اجتماعی امکان می دهد خرد را به منصه ظهور برسانیم. هر چقدر قرار اجتماعی های ما بیشتر شود بر طیف خردورزی بیشتر پیش می رویم که به نقطه نهایی که کانت به آن صلح پایدار می گوید، می رسیم.

مبلغی ادامه داد: از نظر کانت زمانی که ما آن قدر قرار اجتماعی گذاشتیم و توانستیم توافق کنیم چگونه عمل کنیم که در سطح جهان به حکومت ملی و سیستم های منطقه ای نیاز نداشته باشیم و صلح جهانی تولید شده و همگی بر اساس قرارهای مدنی بپذیریم رابطه خرد پایه داشته باشیم و بهره گیری از منابع از چهارچوب از پیش تعیین شده و قرارهای بین آدمی انجام شود. بنابراین نظریه توسعه کانت بر اساس خرد است و از وضع طبیعی به سمت صلح پایدار می رود.

وی اظهار کرد: کانت توضیح می دهد محصول این روابط تولید عدالت است. اگر ما خرد پایه عمل کنیم و مرتب قرارهای اجتماعی را افزایش دهیم میزان بیشتری از عدالت حاصل می کنیم زیرا عدالت ناشی از عدم وجود روابط اجتماعی اندیشیده شده است و آن اندیشه در دل قرارداد اجتماعی متعدد بروز و ظهور تاریخی ادامه پیدا می کند. کانت بیان می کند همگام سازی خرد، همگام سازی عدالت و پیشرفت است.  

وی افزود: کارل مارکس دیناسیم حرکت اجتماعی و نسبت عدالت با توسعه را برای اولین بار به شیوه ای کاملا اجتماعی و اقتصادی توضیح داد. مارکس نشان داد چگونه می توان به شیوه ای محاسبه پذیر بر خط توسعه و پیشرفت گام هایی را برداشت که به عدالت منجر می شود. برای مارکس وضع موجود نه تنها گویای عدالت نیست بلکه گویای دیناسیم ضد عدالت است و آنچه که در دست داریم ذاتا روابط ناعادلانه است.

وی با اشاره به اینکه مارکس نسبت ابزار و نیرو و روابط تولید را در وضعیت تولید بررسی می کند، گفت:  وضعیت تولید تعیین می کند که چقدر جامعه عادلانه و غیر عادلانه است. مارکس می گوید اگر تسلط فنی بر تسلط اقتصادی منجر نشود آنگاه جامعه حتما ناعادلانه خواهد بود. ما باید به سمت نقطه مقابل آن برویم که دیکتاتوری پرولتاریا است و از دل آن دموکراسی کمونیستی و جامعه بی طبقه بروز و ظهور پیدا می کند. اگر کانت همگام سازی عدالت و توسعه را از مسیر خرد توضیح می دهد مارکس دیناسیم اجتماعی و پویایی ناشی از روابط اجتماعی این نسبت را توضیح می دهد.

وی در تشریح اندیشه هابرماس گفت: هابرماس متاثر از مکتب فرانکفورت است و ویژگی سنخ شناسانه مکتب فرانکفورت متأثر از کانت به لحاظ امید داشتن به خرد و متأثر از مارکس به لحاظ علاقه مند بودن به عدالت به عنوان امر اجتماعی است. هیچ کس مانند هابرماس این دو را در یکدیگر ادغام نمی کند و این همگام سازی به شیوه ای انتقادی و پایه ای رخ نمی دهد و نظام فکری کمابیش موثری را شکل می دهد.

مبلغی افزود: مهم ترین و جدی ترین نظریه موجود انتقادی در جهان معاصر شادی اندیشه هابرماس باشد که کاخ اندیشه ای بنا می گذارد که محل مراجعه اندیشه عدالت و توسعه در نگاه غربی است. هابرماس می گوید ما به دنبال خرد هستیم و عدالت را به مثابه امری در حوزه اجتماع دنبال می کنیم اما آن خرد نه به شیوه ای است  که کانت می گوید و ناشی از استعداد فردی و ارتباط قرارداد اجتماعی است و نه آنگونه که مارکس می گفت عدالت توزیعی است، بلکه خرد امری ارتباطی و جمعی ناشی از همدلی بین انسانهاست و عدالت امری بطئی و تدریجی است.

وی تصریح کرد: هابرماس می گوید خرد زمانی بروز و ظهور پیدا می کند که محصول روابط بین الاذهانی می شود زیرا خرد امری زبان شناختی است. در زبان شناسی تاریخی داریم که در هیچ جای دیگر نداریم. خرد آنچه که کانت می گفت اگر در بستر زبان قرار بگیرد یعنی در حوزه روابط و مناسبات قرار بگیرد و خارج از قوه فاهمه فرد و به مثابه امری بین الاذهانی و انتقادی دانسته شود، تولید آگاهی می کند که دست مایه پیشرفت در جامعه خواهد بود. در آن جامعه گفتگو در بالاترین حالت قرار می گیرد. اگر در جامعه گفتگو رخ دهد منجر به توسعه می شود. گفتگو شان کاملا حیاتی و پایه ای برای پیشرفت دارد و این گفتگو در درون خود تولید خرد افزایش یابنده و دورانی دارد.

مبلغی اضاف کرد: گفتگو که به توسعه منجر می شود و بر اساس عدالت است جامعه را پیشرفت می دهد اما بسیاری مواقع اتفاق نمی افتد زیرا زبان که مستعد گفتگو و تولید عدالت است، مستعد انحراف هم است. اگر زبان را به شیوه ای به کار ببریم که منافع گروه و طبقه خاص به مثابه خیر عمومی معرفی شود، آنگاه انحرافی در گفتگو رخ می دهد که به عدالت منجر نمی شود و گفتگو صوری خواهد بود و گفتگوی کوبنده نخواهد بود. در آنجا سیستم ایجاد می شود و نه پیشرفت. پیشرفت محصول گفتگوست و سیستم محصول انحراف از گفتگوست.

وی در تشریح اندیشه جان راولز گفت: جان راولز به شدت متاثر از هابرماس است اگر چه ناقد او هم است و سنت هابرماس را وارد فلسفه اخلاق می کند. اگر کانت سنت فلسفی را بنیان نهاد و مارکس سنت علوم اجتماعی را بنیان کرد و هابرماس این را در ارتباط با زبان شناسی و اندیشه معاصر توسعه داد و جان راولز بعد اخلاقی به آن می دهد و با فلسفه اخلاق پیوند می زند و این نظم اندیشه غرب در باب نسبت عدالت و توسعه را تکمیل می کند. بعد از راولز کسی نبوده که خلاقیت و ایده پردازی موثر تازه ای را ارائه دهد که بگوییم این بحث جلوتر رفته است.

وی اظهار کرد: جان راولز می گوید اگر بخواهیم به توسعه دست پیدا کنیم باید دریابیم که این توسعه اکیدا نمی تواند فارغ از سنگ بنای اخلاقی تحقق پیدا کند. بنابراین توسعه را باید امری اخلاقی بنامیم. کسانی که توسعه را اخلاقی دیدند مشکل بزرگی دارند، زیرا در این صورت به سرعت به سمت عدالت توزیعی سوق پیدا می کنند. یعنی توسعه را به معنای کاملا مکانیکی تقلیل می دهند. اهمیت راولز این است که برای اولین بار از زاویه اخلاق نشان داد چطور می توان به توسعه دینامیک و پویا متعهد بود که بر اساس عدالت توزیعی بنا نشده است.  راولز اصطلاح انصاف را به مطالعات توسعه و عدالت تزریق می کند و می گوید اگر انصاف را به مثابه موقعیتی نفس الامری و اخلاقی و محک و معیار شناسایی سره از ناسره در فرآیند توسعه تزریق کنیم، آنچه که حاصل می شود توسعه پویا و دینامیک خواهد بود.

وی افزود: راولز می گوید اگر می خواهید به سوی توسعه بروید خود را در موقعیت منصفانه قرار دهید. قبل از اینکه تم های توسعه خود را شناسایی کنید و مکانیزم توسعه را تحقق ببخشید بگویید در پشت پرده جهل هستم. در پرده جهل سوالاتی در باب نسبت خود با توسعه و عدالت بکنید. سوالات درباره آزادی برابر، برابری در فرصت ها و … بکنید.

وی در پایان سخنانش گفت: جامعه عادلانه ای را بنا بگذاریم که در آنجا بی طرفی محض وجود دارد و آن بی طرفی محض در نحوه رویکرد به توسعه این گونه خود را نشان می دهد که تعهد به اصول پیشینه عدالت را در همه فرآیند لحاظ کنیم. مطالب بیان شده مباحث فلسفه سیاسی بودند. نظریه سیاسی در میان نظریه های سیاسی درباره نسبت توسعه آزادی و توسعه و عدالت ارائه شدند که هیچ کدام همپای مجموعه خانواده نظریه های توسعه پایدار به این بحث نپرداخته اند.


انتهای پیام/

کد خبر : 59572
تاريخ ثبت خبر : ۱۹ دی ۱۳۹۶
ساعت بارگزاری خبر : ۰۹:۵۷
برچسب‌ها, , , ,

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)