| امروز چهارشنبه, ۲۸ شهریور , ۱۳۹۷ |
سرخط خبرها:

ابراهیم فیاض تأکید کرد:


عواقب سیاست سناریویی و اقتصاد اعتباری غرب/ چگونه پای استعمار علمی را به کشور باز می‌کنیم؟

مراکز علمی غربی با ترویج بحث ISI ادعا می کنند تنها آن چیزی که ما بیان می کنیم، علم است و باید از سوی ما مورد ارزیابی قرار گیرید. این همان معنای استعماری علمی است که محقق را در چارچوبی از قبل تعیین شده، تعریف می کند.

به گزارش پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه به نقل از شبستان، بررسی و تبیین شرایط محیطی و بین المللی پیرامونی و نیز نقش التزام و تعهد به مبانی اخلاقی در  مراودات بین المللی و همچنین تحلیل نکات و الزامات حرکتی نظام اسلامی در چارچوب دکترین انقلاب اسلامی، مقولاتی بودند که ما را بر آن داشتند تا گفت وگویی با ابراهیم فیاض، استاد مردم شناسی دانشگاه تهران، ترتیب دهیم که در ادامه از نظرتان می گذرد: 

*حرکت دنیای کنونی را با توجه به گزاره های عقلانی و مفاهیم فرهنگی چگونه ارزیابی می نمایید؟ با توجه به ارزش ها و بایسته های مردم شناسانه، نکات مورد توجه حال حاضر جهان پیرامونی، چگونه است؟

در باب این سؤال می بایست بیان داشت که در حال حاضر جهان به سمت و سویی در حال حرکت است که این رویکرد، به مذاق انسان معاصر مطلوب نیست.

سوگمندانه در شرایط کنونی، سیاست جهانی، بر مبنای دروغ و تزویر در جریان است. بر اساس همین دروغ ها بود که جنگ هایی نظیر جنگ عراق و افغانستان رخ داد. مناسبات غیراخلاقی آنچنان در عرصه سیاست گسترش یافته است که وزیر خارجه روسیه نیز با اذعان به این موضوع بیان می نماید که ما در دوران جنگ سرد نیز، به این حجم از بی اخلاقی های سیاسی، برنخورده  بودیم.

در حال حاضر، سیاست جهانی به سناریویی از قبل تعیین شده مبدل گشته که سیاسیون در پی اجرای آن هستند. این رویکرد ناثواب که از دوران بوش، رئیس جمهور اسبق ایالات متحده، آغاز شده تا کنون نیز در جریان است و براساس مستندات واهی و بی اعتبار، جنگ های خانمانسوز عراق و افغانستان شعله ور شدند. متأسفانه، هم اینک همین رویکرد در کشور سوریه نیز، در حال اجرا است.

در کنار سیاست سناریویی، اقتصاد جهانی نیز به اقتصاد اعتباری مبدل گشته است. هم اینک مهمترین معضلی که دامان کشورهای توسعه یافته را گرفته، همین اقتصاد اعتباری است که پول از جریان مالی خارج شده و تمامی کارها به صورت اعتباری و مجازی در حال اجرا است. باید توجه داشت که این بحث توسعه اعتباری باعث خواهد شد که اگر کشوری از لحاظ ارزش پولی  دچار مشکل گردد، بلافاصله بر سایر وجوهات آن نیز تأثیر گذاشته و این امر، به اقتصادهای وابسته به پول آن کشور، ضربات سنگینی وارد کند.

همین امر سبب شده است که کشورهایی همانند چین، به جای رو آوری به دلار، به دنبال افزایش ذخایر غیرارزی خود باشند تا با اُفت ارزش دلار آمریکا، دچار خُسران نگردند.

*رویکردهای سیاست سناریویی و اقتصاد اعتباری، چه چالش هایی را برای جوامع امروزی، ایجاد خواهد کرد؟ مواجهه با این مناسبات چگونه است؟

باید توجه داشت که در حال حاضر این دو رویکرد، یعنی، اقتصاد اعتباری و سیاست سناریویی، بشدت به اعتبار جهانی ایالات متحده آمریکا ضربه وارد کرده است و این کشور، علیرغم تمامی تلاش ها و سرمایه گذاری های انجام شده، به منفورترین کشور جهان مبدل گشته است.

این مناسبات نادرست باعث به وجود آمدن جبهه خطرناکی در عرصه بین المللی شده است که این جبهه، جبهه فاشیسم جهانی است.
این رویه ناصحیح نئومحافظه کارها، باعث برجسته شدن مذهب ایدئولوژیک شده مسیحیت، در عرصه بین المللی شده است.

فاشیسم ها و نئونازی های حاکم حال حاضر در عرصه های سیاسی اروپا، از همین گروه ها هستند. حکّام به شدت فاسد اخلاقی، همانند: ترامپ و برلوسکونی از این دست هستند که در عین حال، وجهه مذهبی نیز به خود می گیرند!!. این رویکردهای جنگ افروزانه و غیرمعقول در حال حرکت دادن جهان به سمت پرتگاهی عمیقی و ژرف است که خارج شدن از آن بسیار بسیار مشکل و مهیب خواهد بود. همین مناسبات بود که نطفه شجره خبیثه داعش را در این منطقه بنیان نهاد و گروهی تکفیری و ددمنش را در این خطه ایجاد کرد که، جز خونریزی و توّحش کار دیگری انجام نداد.

مردم و اغلب روشنفکران دنیای غرب به خوبی آگاه هستند این جنگی که بین مسیحیت و اسلام ایجاد شده است توسط سناریوی از قبل نوشته شده عمّال ر و زور غربی است که دنیای کنونی را مشتعل نموده است.
به عنوان یک محقق برای بنده جای شک و شبهه است که حملات صورت گرفته داعش در قلب اروپا، با توجه به وسعت و کارایی دستگاه های اطلّاعاتی و امنیتی آنها، بدون اطلاع و یکباره اتفاق افتاده باشد. حسب پاره ای تحقیقات انجام شده، دستگاه های اطلاعاتی اروپا در اجرای این سناریوی اسلام هراسانه، دست و سعی دارند با وقوع چنین اتفاقاتی، در آتش نزاع بین اسلام و مسیحیت بدمند.

مردم اروپا به خوبی دریافته اند که این اتفاقات و جریاناتی مانند داعش، ساخته و پرداخته سرمایه داران و سیاستمداران بیماری است که، نفع و سود خود را در آتش افروزی و جنگ طلبی می بینند.

در حال حاضر عدم اعتماد و مقبولیت سیاستمداران، نکته قابل توجه در مناسبات سیاسی اروپا است. ترس و اضطراب فزاینده مردم اروپا از سیاسیون از همین مبنا، متصوّر است. حرکت ها و گفتمان های شیطانی و نبود تعّهد اخلاقی، جهان را به سوی پرتگاهی عظیم سوق می دهد.

اگر در این شرایط سیاسیون بیمار آمریکایی در مسیر برافروختن آتش جنگی باشند، باید بدانند که این نبرد، نبرد نهایی و آخر آنها خواهد بود. آمریکایی ها باید بدانند اگر در پی جنگ افروزی باشند، اجساد کشته شدگانشان نیز، به ایالات متحده باز نخواهد گشت. ما با صدای رسا اعلام می نماییم که دوران سیطره ایالات متحده در جهان پایان یافته است و علیرغم تمام تلاش هایی که انجام داده اند، نه در کشور سوریه و نه در منطقه، دستاوردی نخواهند داشت.

همین ناتوانی است که باعث شده است دولت تا بُن دندان مسلح صهیونیستی، جرأت عرضه اندام نداشته باشد و با سیاست پوسیده، بزن و دررو، پاره ای حرکات سخیف را در منطقه انجام  دهد. رژیم صهیونیستی به حقیقت آگاه است که  توان رویارویی مستقیم با مقاومت اسلامی را در منطقه ندارد. رئیس جمهور ایالات متحده همان گونه که رهبری معظم انقلاب اسلامی(دامت برکاته) بیان کردند به شدت دروغ گو و افسانه پرداز است. این دروغ های جهانی و عدم التزام به معاهدات بین المللی، لکه ننگ دیگری است بر پیکره کریه سیاستمداران آمریکایی، تا جهانیان آگاه شوند که به هیچ حرف و سخن این قبیل افراد نمی شود اعتماد کرد.

*راهکارهای نظام اسلامی در برابر این توطئه ها، چگونه می بایست باشد؟

راهکار ما همین عدم اعتماد و اطمینان به دنیای به ظاهر متمدن غرب است. این موضوع را به خوبی در قضیه برجام شاهد بودیم، ایالات متحده به عهد و پیمانی که در برجام بسته بود، پایبند نبود. این رویکرد بیش از پیش این معنا را نزد جهانیان متبلور کرد که شاید اساساً معاهدات بین المللی برای این کشور برای انجام ندادن منعقد می شوند.

در حال حاضر دستگاه دیپلماسی ما می بایست از جهان غرب و بخصوص آمریکا، بازخواست نماید. در انتها و با توجه به تمامی عهدشکنی ها، ما می بایست همانگونه که رهبری معظم انقلاب(حفظه الله) بیان داشتند، با توجه به اقتصاد مولد و درونی و با توجه به منابع استراتژیک موجود منطقه ای، در پی گُسستن مجراهای اتصالی و اقتصادی با کشور متزور آمریکا باشیم. مراودات با کشورهای منطقه و توسعه مبادلات با بازارهای آسیایی از دیگر مؤلفه هایی هستند که می توان از آنها، در جهت بی اعتبار نمودن تمهیدات و تحریم های آمریکا  بهره جست.

*روش های آموزشی و پژوهشی ما در حال حاضر با چه معضلات و ناهنجاری هایی مواجه هستند؟ راهکارهای توسعه و تأثیرگذاری علمی در عرصه بین المللی را چگونه ارزیابی می نمایید؟

یکی از معضلات کنونی ما در سطوح و لایه های آموزش عالی، وجود رگه هایی از مناسبات ناصحیح سکولار است که باعث شده بعضاً استادان بدون تألیف و یا تحقیق و صرفاً از مجرای isi به کرسی های تدریس در دانشگاه ها راه بیابند. این رویکرد، خلاقیت ها و پژوهش های علمی را با چالش مواجه کرده است. در حال حاضر اشخاص صرفاً با توجه به چند مقاله منعکس شده در ISI به درجه استادی نائل می گردند. این معنا همان اعتماد بدون ضابطه به غرب است که قبلاً بیان شد. در حال حاضر کشورهای موجود در محدوده جغرافیایی ایران، همانند پاکستان، از مختصات آموزشی خود پیروی می کنند و هیچ توجه ای به مناسبات غربی ندارند. اما متأسفانه در ایران اسلامی، جهان غرب به مَهد آمال مبدل شده و تمام مناسبات بر اساس همین رویکرد، پایه ریزی می شوند.

هم اکنون بالاترین سطح در پزشکی گیاهی و بومی، در دانشگاه های کشور پاکستان در حال تحقیق است. حال چرا ما از این مختصات دور مانده ایم؟ سؤال مهمی است که دست اندرکاران نظام آموزشی می بایست به آن پاسخگو باشند. غرب زدگی و اعتماد به غرب با توجه به عهدشکنی های متعدد آنها نمی تواند نمودار خوبی در جهت توسعه و عزّت مندی ایران اسلامی باشد.

شاید به تحقیق بتوان بیان کرد که این عدم استقبال از تولیدات بومی و توسعه نامبارک صنعت مونتاژ و واردات بی رویه در ایران  و در طی این چند سال بعد از انقلاب اسلامی، از همین مجرا منبعث باشد که ما در تمامی دوره ها و بنا به مقتضیات زمانی، متوجه غرب بوده ایم و از توجه و برنامه ریزی در جهت توسعه صنعت های مولد و  درون زای داخلی، غافل مانده ایم.

در دوان قبل از انقلاب، نظام شاهنشاهی با نگاهی سوسیالیستی سعی داشت با تزریق ارزاق رایگان در بین دانش آموزان، حس سوسیالیستی و ملّت خواهی خود را به نمایش بگذارد و با این رویکرد، امکان بهره مندی عادلانه مردم از مواد غذایی را فراهم آورد. بعد از انقلاب هم در دوره هایی این حس ناسیونالیسی مشاهده شد، چنان که توسعه اقتصادی را به قیمت تعدیل اقتصادی و فشار به اقشار ضعیف  اجرا کرد.

همین رویکرد در دولت های نهم و دهم و با موضوع تخصیص یارانه به توده های مردمی و در جهت بهره مندی همگانی از تغذیه، پیگیری شد که سوگمندانه این امر نیز به علت نابسامانی در مناسبات ارزی و پولی و همچنین عدم برنامه ریزی کارآمد، به مشکل و معضلی دیگر مبدل شد. می بایست در مسیر توسعه و ترویج عدالت اجتماعی این امر لحاظ می گشت که ثبات و پایداری اقتصادی و مالی و توجه به فرودستان در کنار ایستادگی در برابر زیاده خواهان است که می تواند چارچوب های سیاسی و اقتصادی اجتماعی را، از آسیب ها وآفات مصون نماید. متأسفانه تنها جایی که بحث عدالت اجتماعی پیگیری شد در پرداختی به اساتید دانشگاه و معلمان بود که با پایین آوردن حقوق این افراد، سنگ بنای توسعه و تحقیق و آموزش کشور مورد هجمه قرار گرفت.

بنده بر این باور هستم که اگر برنامه ریزان و متولیان اقتصادی، برنامه ای جامع و کاملی داشته باشند، می توانند با همین حجم نقدینگی ای که در دست مردم در جریان است و همچنین با مدیریت بازار ارز و جلب سرمایه های ارزی، جامعه را نسبت به تحریم های پیش آمده واکسینه نمایند. نقدینگی موجود می بایست در مدار اقتصادی و تولید و اشتغال حرکت کند نه این که با انباشت سرمایه و تراکم آن به صورت ارز و طلا در خانه ها، چرخ های اقتصادی کشور، قبل از اعمال تحریم، از ریل خارج شود.

*جایگاه و نقش تحول در علوم انسانی را در پروسه خودکفایی و عدم وابستگی، چیست؟ نقش منابع و مجامع دینی را در این پروسه چگونه می بینید؟

یکی دیگر از معضلات علمی و دانشگاهی امروزی و با توجه به تأکیدات مکرر رهبری معظم(دامت برکاته) که می بایست مورد توجه متولیان قرار گیرد، بحث  تحول در علوم انسانی موجود و ایجاد علومی مبتنی بر شاخصه های فرهنگی و ملّی ایران اسلامی است.

علوم انسانی بشدت ضعیف و استعماری غرب که عمدتاً توسط سفارتخانه های آنها در ایران و در لایه های آموزشی ما رسوخ کرده، نهادهای مدنی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی کشور را دچار بحران نموده است. مراکز علمی غربی با ترویج بحث isi ادعا می نمایند تنها آن چیزی که ما بیان می کنیم، علم است و شما فقط می بایست در همان زمینه فعالیت کنید تا از سمت و سوی ما، مورد ارزیابی علمی قرار گیرید.

این همان معنای استعماری علمی است که محقق و پژوهشگر را فقط در چارچوبی از قبل تعیین شده، تعریف می نماید. شاید ناگوارترین رویکردی که بعد از انقلاب اسلامی به وجود آمد همین مطلب باشد که اساتید دانشگاهی بعد از انقلاب، دیگر کمتر کتاب و تألیف منتشر می کنند و فقط منحصر شده اند در بحث های مقاله ای و نشر تحقیقات در مجلات خارجی!

سوگمندانه غالب مأخذهای کتاب های درسی ما، ترجمه غربی و اروپایی است. متأسفانه برخی دانشگاه های ما بعد از انقلاب در مقایسه با پیش از آن، بیشتر به منابع غربی وابستگی و تمایل یافته اند چنان که نقدهای مقام معظم رهبری در پاره ای از مناسبات، گواهی بر این مدعا است.

شورای عالی انقلاب فرهنگی می بایست بِجد در برابر واردات اندیشه های غربی بایستد و جامعه را نسبت به اثرات مخرب القائات جهان سکولار غرب، واکسینه نماید.

نکته دیگر در پروسه تحول در علوم انسانی، نقش و جایگاه حوزه های علمیه و مراکز علمی دینی است. این مراکز می توانند با پرهیز از غرب گرایی و غرب زدگی و تمایل به علوم وارداتی و توجه به منابع متقن و مفید علوم اسلامی، همانند کتاب «بحارالانوار» که بحق می توان آن را دائره المعارف علوم اسلامی دانست، جامعه را از غوطه ور شدن در باورهای الحادی و ناثواب غربی مصون سازند. مرحوم علامه مجلسی با تألیف این اثر، چارچوب عقیدتی تشیع را بیان داشته است.

ما اکنون نیازمند ساختن و پرداختن افراد و محققانی همانند شهید مطهری و شهید بهشتی در حوزه های علّمیه هستیم و این رویکرد و توجه به مبانی ارزشی و اعتقادی، می تواند راهگشای ما در جهت توسعه و ترویج فرهنگ اسلامی ایرانی، در عرصه بین المللی باشد.

انتهای پیام/

کد خبر : 68091
تاريخ ثبت خبر : ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۷
ساعت بارگزاری خبر : ۱۱:۴۶
برچسب‌ها, ,

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)