| امروز دوشنبه, ۲۹ آبان , ۱۳۹۶ |
سرخط خبرها:

گزارش برنامه چهلچراغ با حضور عماد افروغ؛


عاشورا اثر هنری متعالی ماهوی است/ تراژدی بی‌نظیر عاشورا

عماد افروغ در برنامه چهلچراغ گفت: عاشورا اثر هنری متعالی به لحاظ ماهوی و هستی شناختی و صورت است. عاشورا حقیقت و وجودی زیباست و به جوهر عالم و لایه های رمزآلود عالم گره خورده است.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه، برنامه چهلچراغ با حضور دکتر عماد افروغ جامعه شناس و استاد دانشگاه، شنبه شب ۲۰ آبان ماه با موضوع هنر عاشورایی از شبکه سوم سیما پخش شد.

افروغ در ابتدای این برنامه با اشاره به نگارش کتاب «نگرشی منظومه ای و دیالکتیکی در دفاع از سینمای اجتماعی ایران» گفت: معتقدم انسان موجودی هنرورز و خیال پرداز است. هنر تفنن و سرگرمی نیست، بلکه نسبت ماهوی با ذات انسان دارد. برخی مقوله هنر را با زیبایی و زیبایی را با تناسب مرتبط می دانند. من با این عقیده مشکلی ندارم، اما نگاه صرفا انسان انگارانه به هنر و زیبایی و تناسب ندارم، بلکه نگاه هستی شناسانه به هنر و زیبایی و تناسب دارم، یعنی اگر عالم و هستی زیبا نباشد انسان مُدرک این زیبایی و در قلمرو و گستره ای خلاق زیبایی نخواهد بود.

فعالیت‌های هنری و انسانی انسانها هم دارای مراتبی است. این مراتب می تواند پایین و یا متعالی باشد. هرچه اثر متعالی تر باشد ماناتر و جاودانه تر خواهد بود

وی ادامه داد: زیبایی فقط مختص به انسان نیست. هنر را باید وجودی و هستی شناسانه  دید. انسانها در حال انجام کار هنری هستند. هنر یک فعالیت خاص نیست. کسی که می نویسد و می سراید و می سازد اثر هنری خلق می کند.

افروغ با بیان اینکه بین اثر هنری و خلاقیت و شهود نسبت وثیقی وجود دارد، گفت: شهود و خلاقیت هم دارای مراتب است. گاهی مراتب آن نازل و گاهی متعالیه است. هر چه هنر به منبع خلاقیت انسانی و شهود انسانی، یعنی خدا نزدیک تر باشد، اثر بخش‌تر خواهد بود. فعالیت‌های هنری و انسانی انسانها هم دارای مراتبی است. این مراتب می تواند پایین و یا متعالی باشد. هرچه اثر متعالی تر باشد ماناتر و جاودانه تر خواهد بود.

وی با طرح این پرسش که فعالیت خلاقانه از کجا شکل می گیرد؟، بیان کرد: اگراز  فردی با اندیشه پوزیتیویستی که بحث فرضیه را مطرح کرده سوال شود که فرضیه از کجا آمده است؟ و او به این سوال پاسخ دهد در واقع تمام مبانی پوزیتیویستی خود را کنار می گذارد، چون او معتقد است همه چیز از حس و ادراک به دست می آید در حالی که باید پرسید فرضیه جدید از کجا آمده است و چه ربطی مستقیم با حس و ادراک مشاهدتی دارد؟

این استاد دانشگاه بیان کرد: هر شخصی که ایده و حرف جدیدی دارد، کار هنری انجام می دهد. اگر قائل به این باشیم که بین هنر و خلاقیت نسبت وثیق وجود دارد و خلاقیت را ارج بنهیم، سوال پیش می آید بخشی از خلاقیت به کجا برمی گردد؟ در واقع بخشی از خلاقیت هستی شناسی است، اما بخش دیگر به شخص بازمی گردد، زیرا خلاقیت صفت شخصی است.

وی در جواب این موضوع که ما قائلیم که خلق مختص خداوند است و ما حداکثر در مرتبه کاشفیت قرار می گیرم، گفت: من منکر این نیستم که انسان در مواقعی کشف می کند اما آیا شما منکر این هستید که انسان موجودی خدایی است؟ اگر معتقدید انسان دارای خلق الهی است در مرتبه پایین تر می توانید خلق کنید. انسان خلیفه خداست. همه انسانها بالقوه می توانند خلیفه خدا باشند پس می توانند در مراتب پایین تر خلق کنند. به علاوه قوه خلق هر اثری اعم از متدانی و متعالی از خداست اما اینکه بشر با اختیار خود چه اثری خلق کند مسئولیتش با خود اوست.

این استاد دانشگاه اضافه کرد: من معتقدم منشأ خلاقیت و شهود وجود دارد اما آن منشأ در کجا قرار دارد که از آن می توانید فرضیه خلق کنید؟ آن منبع رازی است که به خدا مرتبط می شود. آیا می توان گفت همه انسانها در مرتبه خلاقیت یکسان هستند؟ البته این طور نیست، اما آیا می توان بین آثار هنری به داوری نشست؟ جواب مثبت است زیرا هرچه به منبع بیشتر وصل شوید اثر هنری جاودانه تری خلق کرده اید. نمونه این اثر هنری فعل و قیام امام حسین(ع) است.

افروغ تصریح کرد: امام حسین(ع) کار هنری بزرگی انجام داد. وقتی حضرت زینب(س) می گوید «و ما رایت الا جمیلا» بهترین پاسخ برای وجود هنر عاشورایی است. این جمله به قیام عاشورا و ابعاد متنوع و لایه لایه آن اشاره دارد. پس بالاترین فعل زیبایی متعالی را می توان از امام حسین(ع) دید.

وی هنر را رمزآلود دانست و گفت: من اصلا به عنوان سرگرمی به هنر نگاه نمی کنم. عده ای هنر را صرف صورت و رها از محتوا می دانند، عده ای بالاتر به مثابه  صورتی در خدمت جوهر و محتوا می دانند، اما هنر حقیقت وجودی است و به همین دلیل بخشی از آن کشف و بخشی از آن خلق می شود.  درباره عقل هم معتقدم که فقط کشف نمی کند و در جایی منبعِ جواب نیز هست.

بالاترین مرتبت هنری و اخلاقی، مرتبت فاعلیت نفس و مرتبت جود و مرتبت احسان است. این یکی از فلسفه های قیام امام حسین(ع) بود. عاشورا بالاترین مرتبت اخلاقی و مرتبت هنرورزی را دارد

مجری برنامه در ادامه گفت: چرا در هنرهای تجسمی و مجسمه سازی صورت بخشی به انسان محل تردید است. آیا واژه خلق با آنچه که اتفاق می افتد در حال حاضر تناسب دارد و شما آن را می پذیرید؟

این کارشناس فرهنگی در پاسخ گفت: ما دارای منِ پنداری و منِ واقعی هستیم. منِ پنداری در واقع منم منم بدون اتصال به منبع است. منِ واقعی به خدا وصل است. من مخالفم با اینکه هر منم منمی  را شیطانی بدانیم. اگر انسان منم منم نداشته باشد مطیع و برده می شود.

وی افزود: زمانی عده ای از فیلسوفان شورش و عصیان کردند زیرا احساس می کردند نهاد و سازمانی دینی هر نوع نبوغ را به اسم آموزه های اخلاقی محکوم می کند و آنها در برابر آن نهاد قیام کردند. اگر شما غرق در خدا و مستحیل در او شوید، باز منِ یگانه و متصل به خدا دارید. هیچ منِ واقعی بدون فهم منبع، خلاقیت متعالی ندارد.

افروغ یادآور شد: بالاترین مرتبت هنری و اخلاقی، مرتبت فاعلیت نفس و مرتبت جود و مرتبت احسان است. این یکی از فلسفه های قیام امام حسین(ع) بود. عاشورا بالاترین مرتبت اخلاقی و مرتبت هنرورزی را دارد. من دوگانه عقل و عشق، دوگانه ذهن و علم و دوگانه نفس و بدن را نمی پذیرم، زیرا در عقل عشق و در عشق هم عقل است. اگر در عقل عشق نبود چگونه عقل می توانست به وحی برسد. در عشق هم عقل وجود دارد.

وی افزود: من دوگانه نگر نیستم، اما به تفاوت قائلم. من در تفاوت عقل و عشق می گویم که عقل راه و عشق، مقصد است. عشق تسلیم به منبع عقل و عشق از روی شوق و اشتیاق است که اگر اینها نبودند هیچ خلاقیتی وجود نداشت. اگر انسان به خدا وصل شود، خلاقیت و عشق حیققی را دارا می شود.

این استاد دانشگاه اضافه کرد: منم منم هم مراتب دارد که اگر به منبع و منشا وصل نباشد به مهبط  شیطان تبدیل می شود. معتقدم انسانی که خودش را نشناسد و با خود محاوره نکند، انسان نیست. در جایی که انسان با خود محاوره کند، شیطان جایی ندارد. شیطان در جایی وارد می شود که انسان با خود حرف نمی زند. فطرت انسان منبع جواب است.

وی در جواب این سوال مجری برنامه که چگونه عاشورا را به تولید و یا کشف اثر هنری وصل می کنید؟ گفت: عاشورا اثر هنری متعالی به لحاظ ماهوی و هستی شناختی و صورت است. عاشورا حقیقت و وجودی زیباست و به جوهر عالم و لایه های رمزآلود عالم گره خورده است. حضرت زینب(س) مراتب منِ خلاق و خیال ورز متعالی را طی کرد و به همین دلیل زیبایی را به خوبی می فهمد. ضمن اینکه او بخشی از وجود متعالی و خلاق است و می تواند وجود زیبا را زیباتر ببیند.

افروغ زندگی را دارای اصالت دانست و گفت: ما زندگی را زندگی می کنیم. ما در زندگی عشق می ورزیم، خطا و رجعت  می کنیم و زندگی روزمره داریم. قرآن کتاب زندگی است. قرآن ناظر به بشر خطاکار هم هست. قرآن خطاهای مختلف بشر، صواب و توبه و عالَم را بیان می کند. قرآن در سوره انفطار از گذشته و آینده و آگاهی می گوید و سپس توصیه اخلاقی می کند. قرآن دوگانه نگر نیست.

وی افزود: ارزش و واقعیت از یکدیگر جدا نیستند، زیرا ارزش واقعیت و حقیقت است ضمن اینکه از واقعیت، ارزش برمی خیزد. قرآن مخاطب خاص و عام دارد. مخاطب قرآن انسان است، ولی ما تخصصی شدن را ترویج دادیم و متاسفانه انسان فراموش شد و جای انسان خادم و مخدوم با هم عوض شد. یعنی انسانی که باید خادم می بود، مخدوم شد. انسانی که باید به او خدمت می شد، خدمت گزار نهادهای باصطلاح تخصصی شد.  

وی افزود: نهاد حکومت، نهاد وسیله است. قدرت فعل ابزار است و نباید هدف  شود تا به امام حسین(ع) بگویند که خروج کرده است. اصالت با قدرت نیست. نباید وسیله و هدف با یکدیگر خلط شود. اگر کسی بخواهد عاشورایی بنگرد، نمی تواند منتقد رابطه خدایان و بنده نباشد. امام حسین(ع) فرمود: «می خواهم امر به معروف و نهی از منکر را زنده کنم». آیا منظور ایشان همین امر به معروف و نهی از منکر خیابانی است؟ مراد امام حسین(ع) حکومت است. بالاترین سطح امر به معروف و نهی از منکر برخورد مردم با حکام است. امام حسین(ع) معتقد بود جای خادم و مخدوم عوض شده است.

این استاد دانشگاه اضافه کرد: اخلاق و عمل امام حسین(ع) مبتنی بر کرامت  و احسان و عزت و ایثار و بالاترین حد فعلیت نفس است. فعلیت نفس یعنی فعل شدن و تغییر و رسیدن به مقامی سرشار از شدن و وجود. ما باید به دنبال امام حسین(ع) باشیم. به طوری که اخلاق وظیفه گرایانه را فهم کنیم و این مسیر را برویم و از ما جود و وجود ببارد.

وی با بیان اینکه امام حسین(ع)، مهندسی مرگ انجام داد، گفت: بالاترین مرتبت احسان، ایثار جان است. قیام امام حسین(ع) سیاسی بود زیرا شرایط به گونه ای شد که انحراف ریشه دوانده و دین به کجراهه رفته بود. برای درگیری با حاکم که عِدّه و عُدّه کافی هم وجود ندارد، باید خون داد و او به زیبایی هم خون می دهد.

این نویسنده ادامه داد: امام حسین(ع) تراژدی بی نظیری خلق می کند که همه آن را ببینند و ادیان دیگر آن را می فهمند. عاشورا مصاف نرم است و هنر عاشورایی باید این مصاف نرم را به تصویر بکشد. اگر کسی بخواهد در خدمت هنر عاشورایی باشد باید ویژگی های آن قیام را بشناسد.

مهم ترین پیام امام حسین(ع) عزت و کرامت انسانی است و این بالاترین مرتبت فعل اخلاقی است. امام اوج توکل و عبودیت است

این جامعه شناس یادآور شد: واقعه عاشورا چند خصلت کلان دارد: اول اینکه این واقعه و مراسم مرتبط با آن، زایا است. من سالها راجع به این موضوع اندیشیده ام و همواره متوجه زایش خاص آن شده ام. هنرمند باید چشم و گوشش نسبت به این زایش باز باشد. عاشورا فلسفه زندگی و هستی است و از آن باید عبرت گرفت.

وی ادامه داد: نکته دیگر اینکه عاشورا به لحاظ تراژدی، بی نظیر است. در مسیحیت و البته به روایت مسیحیان یک نفر به صلیب کشیده می شود اما در این واقعه سخن از شهادت امام و بسیاری از اصحاب و نزدیکان ایشان و اسارت زن و کودک است. امام حسین(ع) می توانست با تصور وضعیت اسرا از فکر مقابله و تن به ذلت ندادن منصرف شود اما امام بر این مانع فائق می آید.

افروغ اضافه کرد: عاشورا اسطوره شد. اگر بگوییم اسطوره ها پاسخی به فلسفه هستی هستند، امام حسین(ع) وجه اسطوره ای کاملی دارد به پاسخی به مبدأ و مقصد آفرینش. مهم ترین پیام امام حسین(ع) عزت و کرامت انسانی است و این بالاترین مرتبت فعل اخلاقی است. امام اوج توکل و عبودیت است.

این محقق و نویسنده کشورمان اظهار کرد: نکته دیگر اینکه اصحاب ایشان اعتماد کامل به او داشتند. جمله ای که امام حسین(ع) خطاب به لشکرخصم می گوید که «إن لَم یَکُن لَکُم دینٌ و کُنتُم لاتَخافونَ المَعادَ فَکونوا اَحراراً فِی دُنیاکُم؛ اگر دین ندارید و از قیامت نمی ترسید، لااقل در دنیای خود آزاده باشید.» به این معنی است که پیام عاشورا قابل فهم برای ملحد و غیردیندار هم هست.

وی بیان کرد: من امسال متوجه شدم که اگر بخواهیم پیام عاشورا را به زبان امروزی برای کسی که دین ندارد، بیان کنیم به بخش عدم بیعت از روی اجبار می توانیم اشاره کنیم. از روی اجبار سعی در گرفتن بیعت از امام حسین(ع) داشتند. امروزه بشری که با دموکراسی آشناست قبح این کار را خوب می فهمد. کسی که قصد انجام بیعت از روی اجبار را ندارد دارای حریت است و این برای حکمای یونان باستان و غرب در جایی که بحث صدق و راستی مطرح می شود، آشناست. لازمه حقیقت جویی، حریت است.

افروغ اضافه کرد: نکته ای که در این قیام هست و ملحد نمی فهمد، فعل احسان و انفاق است که بدون اتصال به خدا معنا پیدا نمی کند. هنرمند عاشورایی باید این مصادیق را بفهمد ضمن اینکه زاویه دید خلاقه خود را برقرار می کند و منم منم الهی خود را تعریف می کند، شناختی داشته باشد که بتواند آثار متعالی الهی را خلق کند.

این استاد دانشگاه تصریح کرد: امام حسین(ع) در شب عاشورا می فرماید: «من یارانی باوفاتر از یاران خود سراغ ندارم و خاندانی مهربان تر از خاندان خود ندیده ام.» این جمله نشان می دهد اعتماد کامل بین امام حسین(ع) و یارانش وجود داشت و این می تواند سوژه هنری باشد، در جامعه بی اعتمادی که امروزه وجود دارد.

وی در پایان سخنانش گفت: کجا می توان از اخلاق حسیه و شهویه جدا شد و اخلاق متعادله را پشت سر گذاشت و به اخلاق کرامیه رسید و شاهد مثالی بهتر از عاشورا را پیدا کرد. نباید عاشورا را با خرافه و احساس صرف گره بزنیم بلکه باید معرفت حسینی را بالا ببریم.

یادآور می شود، برنامه چهلچراغ تا پایان ماه صفر هر شب از شبکه سوم سیما به روی آنتن می رود.  

انتهای پیام/

کد خبر : 56190
تاريخ ثبت خبر : ۲۲ آبان ۱۳۹۶
ساعت بارگزاری خبر : ۱۱:۱۳
برچسب‌ها, , , ,

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)