| امروز چهارشنبه, ۷ تیر , ۱۳۹۶ |
سرخط خبرها:

شب قدر از منظر اساتید حوزه و دانشگاه؛


شب قدر یعنی «بانوی حقیقت»

شب قدر یعنی «فاطمه خدا»، یعنی «بانوی حقیقت»؛ و هر کس «بانوی حقیقت» را بشناسد، شب قدر را درک کرده است.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه، با گشتی در فضای مجازی و مشاهده سایت ها، کانال های تلگرامی و … پیام های مختلفی از اساتید مختلف از استاد فلسفه و عرفان اسلامی، قرآن پژوه، استاد تعلیم و تربیت تا استاد علوم سیاسی و جامعه شناس … در مورد شب قدر مشاهده کردیم که جالب توجه است و نگاه‌های مختلف را به این موضوع نشان می دهد.

در ادامه گلچینی از آنها را برای شما مخاطبان آماده کرده ایم:

آیت الله العظمی جوادی آملی

«شب قدر یعنی شبی که «خیرٌ مِنْ اَلفِ شهر» از هزار ماه برتر است، ولی «وَ ما اَدْراکَ مَا لَیلَهُ الْقدر» چه می‌توانی درک کنی از شب قدر؟ اگر فهمیدن آن مشکل است، پیداکردن آن مشکل‌تر است، منتها اگر کسی با «مفهوم» انس گرفت، درک این معانی برای او مشکل است… عقل نمی ‌تواند بفهمد یک ‌شبه می‌شود ره صدساله رفت. عقل با مفهوم و برهان و استدلال کار دارد. از عمیق‌‌ترین برهان تا سطحی‌ترین دلیل، همه را عقل می‌تواند درک کند. اما پرکشیدن، دیدن، همین‌جا که نشسته است بهشت را ببیند، همین‌جا که نشسته است جهنم را ببیند، ناله جهنمی‌ها را بشنود، این نه کار دست و پا و چشم و گوش است، نه کار عقل، این کار دل است. این کار در درون انسان‌ها تعبیه شده است. هیچ‌کس با «دانایی» به جایی نرسید تا علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) در باره آن‌ها بفرمایند؛ «فَهُمْ وَالْجَنَّهُ کَمَنْ قَدْ رَاها فَهُمْ فیها مُنَعِّمُون».

آن‌ها همین حالا که در دنیا نشسته‌اند، دارند بهشت را می‌بینند و از نعمت‌های آن بهره‌مند می‌شوند. هرکس به این مقام رسید از «دارایی» رسید، نه از «دانایی». یعنی با مفهوم نمی‌شود بهشت را دید، با دل می‌شود بهشت را دید. در دیار دل، این معارف فراوان است. و لیله‌‌القدر برای آن است که انسان، این دلی را که خوابیده است بیدار کند، این بندها را از دست و پای دل بردارد، این مرغ باغ ملکوت را آزاد کند، یک‌شبه ره صدساله را طی کند. ما با بار گناه و با بار خیال و وَهم توان پَرش نداریم، باید شستشو کنیم. آنچه به عنوان توبه، به عنوان نیایش در این شب‌ها مطرح است برای شستشو و رُفت و روب و گردگیری است، منتها شستشوی ملکوتی – نه این‌که خاک‌ها را از این‌جا پاک کنیم و در جای دیگر قرار دهیم – شستشو، اما با کیمیاگری و محو و اثبات که کار ملکوتی ذات اقدس إله است و لیله‌‌القدر هم شب کیمیاگری و شب محو و اثبات است.

ما اگر می‌خواهیم گناهان مان را با توبه شستشو کنیم، مثل جاروکردن نیست که این آلودگی را از خود منتقل کنیم به جای دیگر، ما تبدیل می‌کنیم، به محو و اثبات. این‌که ذات اقدس إله سَیئات را به حسنات تبدیل می‌کند، کیمیاگری است.

غلامحسین ابراهیمی دینانی

زمان و لیل به آفاقی و انفسی، تقسیم می شود و همچنین نهار و شجر و حجر آفاقی و انفسی داریم و بطورکلی هرچیز که در این عالَم مُلکیِ دارای زمان و مکان، وجود دارد، در ملکوت نیز وجود دارد. ملکوت، یعنی باطن این عالُم؛ وعالَم انفسی همان باطن عالَم آفاقی است. هر دوی این عوالم آفاقی و انفسی، دارای اندازه هستند. زمان عالَم آفاقی، همین زمانی است که ما اندازه گیری و محاسبه اش می کنیم و ساعت و دقیقه و ثانیه و ماه و سال برای آن قائلیم. زمان انفسی نیز دارای اندازه است اما شایسته ی قرار گرفتن در تقویم نیست. بیشتر وقایعی که برای انبیا و به خصوص اولیا رخ می دهد در عالَم انفسی است  چون انبیاء، دارای جنبه ی آفاقی و خلقی نیز هستند و از هر دو جنبه ی آفاقی و انفسی برخوردارند. اولیا بیشتر دارای جنبه ی انفسی هستند و کمتر با خلق هستند، زیرا رسالت ندارند و رسول نیستند. بنابراین انبیاء، از هر دو جنبه برخوردارند. برای مثال، درست است که در عالَم آفاقی هم یک لحظه ای وجود داشت که شاید عایشه نیز در کنار پیغمبر نشسته بود و نزول وحی را تماشا می کرد. این واقعه در همین عالُم که عالَم آفاق است اتفاق می افتد و این لحظه ها را تاریخ، ثبت و ضبط کرده است. برای مثال، لحظاتی را که حضرت به غار حرا می رفت مشخص و آفاقی است، اما پیش از آن در عالَم انفسی بوده است. برای قضیه ی خضر(ع) و حضرت موسی (ع) به نظر می رسد که در عالَم آفاق باشد اما پیش از آن در عالَم انفس است.

برخی می گویند که این وقایع در زمان گذشته بوده است و زمانشان به پایان رسیده است و برخی دیگر می گویند که بشر در آینده به آنها دست خواهد یافت. اما باید گفت که در همین زمان نیز این قضیه حل شده است و این وقایع در زمان انفسی اتفاق افتاده است. کسانیکه می خواهند وقایع غیبی و حقایقی را که برای انبیا و اولیا اتفاق افتاده است، صرفا در بستر زمان و مکان، بسیاری از حقایق دینی به اسطوره تبدیل می شود. افرادی که این وقایع را اسطوره و ساخته ذهن بشر می دانند، به زمان انفسی آشنایی ندارند و می خواهند همه چیز را در زمان آفاقی ببینند. آنان می بینند که این حقایق انفسی، شبیه وقایع آفاقی نیست، آن را اسطوره می دانند. زمان انفسی، جزئی از حقایق، بلکه منشأ حقایق است.

اصغر طاهرزاده، استاد فلسفه و عرفان اسلامی دانشگاه اصفهان

همان‌طور که انسان کامل – که قلب عالم هستی است- یک حقیقت جامع است و همه‌ اسماء الهی در قلب توحیدی او جمع شده و یکی است که حامل این همه کمال است و از این جهت توحید را نشان می‌دهد، شب قدر نیز چنین رتبه‌ای دارد که ظرفیت جمع انوار روح را یک جا دارد – انواری از حقیقت را که هزار ماه امکان دریافت و ظهور آن را ندارند- در راستای تحقق تفصیلِ بعد از اجمال حتماً مهدی(عجل الله فرجه) ظهور می‌کند و شب قدر به مطلع فجر می‌رسد، شب قدر شب است، چون حقایق در آن شب در عین نزول، به صورت اجمال هستند همان‌طور که قرآن در شب قدر به صورت اجمال نزول کرد و آن اجمال در عرض بیست و سه سال به تفصیل در آمد.[۱]

 شب قدر، شبی است که باید به فجر سالم برسد و توحید به معنی «وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت» تحقق یابد، کل زندگی یک شب است، برعکس قیامت که روز است؛ قرآن می‌گوید: «یومُ‌ القیامه» ولی در مورد دنیا می‌گویند «وَ الَّیلِ إذَا عَسْعَس»[2] سوگند به شبی که ناپایدار و «عَسْعَس» است، دائماً می‌رود. ولی در مورد صبح، حرفی از رفتن نزد، فرمود: «وَ الصُّبْحِ إذَا تَنَفَّس»[3] یعنی آنگاه که صبح شروع می‌شود. چون دیگر شب تمام است، فقط روز است. کل زندگی یک شب است؛ اگر کسی توانست از این شب با جمع حقایق به صورت اجمال، به توحید برسد، در انتها که فجر محقق می‌شود با حقایق به شکل تفصیل رو به‌ رو می‌گردد که همان بهشت است. بعضی‌ها به هیچ صبحی نمی‌رسند؛ دنیا آن‌ها را می‌رباید، در قیامت هم که آن‌ها را می‌آورند با ظلمتِ زندگی در دنیا به قیامت می‌آیند چون در شب قدر ملائکه و روحی بر آن‌ها نازل نشد تا به توحید برسند، به توحید نظر نداشتند تا حقایق عالم غیب به صورت جامع در جان آن‌ها تجلی کند.

 انسانی که در این شب به حقیقتِ صبح می‌رسد و آن شب برای او «سَلامٌ» است، امام زمان(عجل الله فرجه) می‌باشند، ایشان صاحب اصلی شب قدراند، چون حضرت در دنیا تحت تأثیر دنیا نیستند، آماده‌ تجلی انوار ملائکه و روح می‌باشند و همچنان خود را در حالت پاکی و عصمت نگه ‌می‌دارند. «حَتّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ» تا وقتی که فجر طلوع کند و حقیقت هر چیز ظاهر ‌گردد و نیز هر کس که در مسیر امام زمان«عجل الله فرجه»قرار گرفت به توحیدی می‌رسد که منور به صبح ظهور حقایق است.

پی نوشت ها:

[۱] – این‌که قرآن در سوره‌ دخان در توصیف شب قدر می‌فرماید: «فِیهَا یفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ» در آن شب هر امر حکیمی جدا می‌شود، نسبت به مقام عنداللّهی می‌فرماید که در آن‌جا هیچ نحوه کثرتی نیست، حتی کثرت اجمالی، به همین جهت در آیه‌ بعد می‌فرماید: «أَمْرًا مِّنْ عِندِنَا» آن امری که نزد ما بود. امری که نزد خدا است در شب قدر به صورت جدا جدا نزول می‌کند. مثل آن‌که اعیان اشیاء از مقام احدیت به مقام فیض اقدس نزول می کنند که از جهتی در مقام فیض و مخلوقیت قرار گرفته‌اند و از جهتی نسبت به فیض مقدس در مقام اجمال هستند.

[۲] – سوره‌ تکویر، آیه‌ 17.

[۳] – سوره‌ تکویر، آیه‌ 18.

آیت الله ابوالقاسم علیدوست

حضرت فاطمه زهرا(س) القاب زیادی دارند، اما آن لقبی که فاطمه زهرا(س) را شب قدر می کند، ام الائمه است: یفرق فیها کل امرٍ حکیم؛ یعنی این ظرفیت در دامن فاطمه زهرا پیدا می شود.

شب قدر ارتباط وسیعی با فاطمه دارد و فاطمه با شب قدر.

فاطمه زهرا(س) اختصاصی به زمانی خاص ندارد؛ یعنی اختصاص به ماه مبارک رمضان ندارد .

ما یک شب قدری داریم که از خداوند متعال شروع می شود و باطن آن شب قدر است و اختصاصی به یک شب و یک ماه خاص ندارد.

عبدالحسین خسروپناه، رئیس مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران

شب قدر از مهمترین شب های الهی است که انسان باید با حضور قلب، ارتباط معنوی با حضرت حق پیدا کند با انسان کامل به ویژه امیرالمؤمنین(ع) و امام زمان(عج) انس یابد و با کنار گذاشتن امور مادی و خواندن دعاهای اهل بیت با خدای سبحان سخن بگوید آنگاه حاجت های مؤمنان را از درگاه ایزد منان بخواهد و پس از تطهیر جان از خبایث، نوبت درخواست های شخصی فرا می رسد. پس تا طی نکردن مسیر پیش گفته برای خود نخواهید.

الهی ما مسلمانان تنهائیم و در نزاعیم و گرفتاریم و بی بصیرتیم و دنیازده ایم و عقب مانده ایم و همه این بیچارگی ها، معلول نداشتن اضطرار به حجت است خدایا ما را به حجتت مضطر گردان آمین یا رب العالمین. الهی اگر امشب لطفت شامل حالم نشود چه کنم که بی نهایت بیچاره ام ای هستی بی نهایت چاره ام کن. الهی الغوث الغوث به حق انسان کامل ولی عصر عج، زیباترین سرنوشت را بر ما مقدر فرما.

علیرضا دبیری مهر، مدرس و پژوهشگر علوم سیاسی و رئیس انجمن اندیشه و قلم

شب وصل است و طی شد نامه هجر

سلام فیه حتی مطلع الفجر

دلا در عاشقی ثابت قدم باش

که در این ره نباشد کار بی اجر

من از رندی نخواهم کرد توبه

و لو آذیتنی بالهجر و الحجر

برآی ای صبح روشن دل خدا را

که بس تاریک می‌بینم شب هجر

دلم رفت و ندیدم روی دلدار

فغان از این تطاول آه از این زجر

وفا خواهی جفاکش باش حافظ

فان الربح و الخسران فی التجر

شب ۱۹ رمضان اولین شب قدر است صلحا و مقربین امشب به وصال می رسند و توبه و استغفار و انابه انها مقبول درگاه احدیت واقع می شود اما با طلوع فجر و سحر شب نوزدهم فرصت بازگشت به خدای زیبایی ها اتمام نمی یابد و شب ٢١ رمضان فرصتی است برای بازمانده ها از قافله مقربین مقبول شب نوزدهم، اما می دانید چرا شب ٢٣ رمضان بیشتر مورد توجه بوده و هست، زیرا این شب آخرین فرصت توبه و بازگشت و تصمیم و اراده برای انسان شدن است و رحمت واسعه الهی در این شب وسیع تر و فراگیرتر می شود.

خدایا مبادا که از محرومین و جاماندگان خیرات و برکات و نعمات و رحمت این شبهای جلیل القدر باشیم و با نگاه مهربان خود ما را به راه مستقیم وصلت هدایت کن به گونه ای که در مدرسه تربیت الهی به مقام خودسازی برسیم و با گفتار و کردارمان زینت دین و اسلام و مکتب باشیم.

سید جواد میری، جامعه شناس

شب قدر شب بیدار شدن است، نه بیدار ماندن؛ دعا کنیم بیدار شویم. اگر یادتان بود و باران گرفت، دعایی به حال بیابان دل ما هم بکنید.

نصرالله حکمت، استاد فلسفه و عرفان اسلامی دانشگاه شهید بهشتی

شب قدر یعنی «فاطمهٔ خدا»، یعنی «بانوی حقیقت»؛ و هر کس «بانوی حقیقت» را بشناسد، شب قدر را درک کرده است.

انتهای پیام/

کد خبر : 48191
تاريخ ثبت خبر : ۲۷ خرداد ۱۳۹۶
ساعت بارگزاری خبر : ۱۱:۳۹
برچسب‌ها,

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)