| امروز یکشنبه, ۲۰ آبان , ۱۳۹۷ |
سرخط خبرها:

یادداشتی از حسینعلی رمضانی؛


خبر و آگاهی کاذب باعث از هم‌گسیختگی درون‌سیستمی خواهد شد

هم‌چنان که خبر و آگاهی صادق برای انسجام اجزای یک سیستم مفید است به همان نسبت خبر و آگاهی کاذب مضر فرض می‌شود و باعث از هم گسیختگی درون‌سیستمی خواهد شد.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه، یادداشت زیر با عنوان فضای مجازی؛ عامل اصلی شکسته شدن حریم شرعی در عصر حاضر به قلم حسینعلی رمضانی، مدرس دانشگاه و کارشناس علوم انسانی نوشته شده است که در ادامه از نظر شما می گذرد:

در عصر انفجار اطلاعاتی که زمان و مکان دسترسی به اطلاعات به نقطه صفر نزدیک شده است؛ انسانها برای کسب خبر در طیفهای مختلف انواع گوناگون و سطوح عمومی و خصوصی در ولع دائمی به سر می‌برند، دسترسی بی قید و بند به اخبار به انسانها اجازه شکستن همه مرزهای موجود را میدهد و آنها را از طول، عرض و عمق مکان در فرآیند زمان عبور داده و با عدد صفر و یک به است و نیست پیام میرساند.

 زمان که گامهای مکانی است از استاندارد ثانیه در تکانههای سزیوم به استاندارد روز در حرکت وضعی و سال در حرکت انتقالی زمین از سه بعد  X،Y و Z به بعد فضا (Space) انتقال یافته است و تداعیکننده جهانهای موازی (Parallel Universes) در هستی و بعد و قوه خیالی در انسانها است.

انسانها از صرف فعل «است و نیست» و «ایجاب و سلب» ارسطویی به اگر آنگاه (If and Then) و منطق فازی (Fuzzy Logic)  رسیده و ارتباط وثیقی بین اجزای معرفتی با اجزای هستی با نگاه سیستمی دست یافتهاند.

هستی انباشت خبر بوده و پدیدهها در انواع موجودات حامل پیام برای انسانهای تشنه خبر در مسیر کشف(Discover) هستند.

خبری که توصیف کننده پدیده، روابط بین آنها و قواعد حاکم بر آنها بوده و انسان با ابزار واسط معرفتی چون سمع و بصر و قوه تحلیلی؛ ماده خبری(Data) خام را به پیامی پردازش شده به نام (Intelligence) تبدیل و در صورت عمق یافتن به مرحله خرد (Wisdom) نایل میشود.

قوای دیداری و شنیداری و شبکه شناختی انسان، واسطی برای شنیدن، دیدن و پردازش «نمود» و «بازنمود» پدیدهها است.

در اینجا سؤال بزرگ انسان در فلسفیدن دائمی که آیا «این همان است» باقی است؛ اما ذات شی و پدیده و معنای پس پرده و نمود پدیدارهای هستی و بازنمود آن در قالب مفهوم(Concept) و تصویر(Image)  در حوزه معرفتی انسانها؛ در هالهای از ابهام و سؤال دائمی قرار دارد که «چگونه» است؟ در عالمی که پدیدهها در تغییر دائمی به سر میبرند! رسیدن به معرفت ثابت اندکی دشوار و شاید هم محال مینماید.

انسان به دنبال تبیین و توصیف حداکثر از رخدادهای متغییر و پیچیده دست به اکتشاف قواعد حاکم بر آنها میزند و نظریه(Theory) برونداد این اکتشاف است.

او از پارادایمی به پارادایمی دیگر شیفت می‌شود و ابایی از توصیف و تحلیل پدیدهها ندارد. او فقط کاشف خبر است و انباشت دانش میکند.

در برابر پارادایم و دانش متعارف که تصرف بر عالم را آسانتر میکند زانو زده و چنانچه دچار معمای جدیدی شود، آن را به دانش و هنجار علمی حاکم عرضه میدارد و تاب و توان پاسخگویی آن را میسنجد تا ببیند آیا میتواند پاسخ درست دهد یا خیر؟ و چنانچه در انباشت معماها دچار بحران شود از زمین بطلمیوسی به خورشید کپلر و گالیله و از پارادایم مکانیکی به پارادایم کوانتومی کوچ میکند. همه اینها به خبر دهی هستی و خبرگیری معرفتی انسان وابسته است.

خبر را آگاهی نسبت به اجزا و پدیدههای پیرامونی مینامند. آگاهی عامل اصلی اعتماد و یا بیاعتمادی بوده و اعتماد نقطه جوش مشارکت اجزای هستی در سیر حرکت است.

سیستمهای پیچیده(Complex systems) جهان هستی که توسط گزارههای خبری ساده-سازی(Simplification)  و قابل فهم و درک برای جهان معرفتی انسانی میشود.

ابعاد وجودی انسان، اگر به فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی، اطلاعاتی و زیست تفکیک شود، ابعاد خبر نیز بر این منوال شکل میگیرد؛ این ابعاد خود حاوی سطوح و لایههای مختلف است که خبر از بعد به سطح و لایه تنزل مییابد.

چنانچه در فرهنگ، خبر از لایههای زیرین بدیهیات(Axioms) و پیشفرض-ها(Assumption) میدهد، در لایههای بعدی خبر از ارزشها، هنجارها و رفتارها نشر مییابد.

در بعد اجتماع نیز خبر از سطح فردی به خانواده، سازمان و جامعه قابل تمییز است. اخبار فردی به زندگی عرصه و ساحت عمومی (Public)  و خصوصی (Personal) یک کنشگر اشاره دارد.

اخبار خانوادگی (Family) نیز در حوزه ابتداییترین روابط یک فرد با اعضای خانواده خود نظر داشته و این سطوح تا کلان سیستم اجتماعی انتشار مییابد.

این اخبار در حوزه اقتصاد به فرآیند تولید، توزیع و مصرف میپردازد و موجب آگاهی مخاطب میشود. در حوزه سیاست به تبلیغات، دیپلماسی و جنگ اشاره دارد.

لازم به ذکر است که این ابعاد و اخبار ناشی از آن، تک ساحتی و در رویکرد تفکیکی نبوده و می‌تواند در هم و با هم ترکیب شوند.

ترکیبی که در آن سطوح اجتماعی در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، امنیتی و زیستی در هم تنیده میشود و فرد، خانواده، گروه، سازمان و جامعهای حامل اخبار مختلف خواهد بود؛ بنابراین اخبار چون کلافهای سر در گمی بوده و باید توسط ذهن تحلیلگر تجزیه و ترکیب شود و در اختیار جامعه هدف و طیف مخاطبین قرار گیرد.

خبر معمولا به صادق و کاذب و با طیفی از صفر تا صد ارزشگذاری میشود. خبری که مبنای آن واقع و مصداق بیرونی داشته باشد صادق است و خبری که مبنای واقعی و مصداق بیرونی نداشته باشد کاذب محسوب میشود.

 خبر کاذب، علم کاذب به انسان میدهد؛ بدین معنا که علمی که باید دارای سه ضلع و وجه معروف افلاطونی؛ باور صادق موجه باشد را در وجه و ضلع صدق با واقع دچار اشکال مینماید. خبری که صرفا از ظن و گمان ناشی شده و با آنکه توجیهپذیر باشد، صادق نبوده و اینجا رد پای مغالطه را می‌توان به خوبی مشاهده کرد.

اخباری که بر پایه ظن و گمان و نفس مزینه و نیز شیطنت شکل گیرد، منجر به تهمت و افترا میشود و از عرصه صراط مستقیم منحرف شده و به ورطه صراطها و قرائتها وارد می‌شود.

 همچنان که خبر و آگاهی صادق برای انسجام اجزای یک سیستم مفید است به همان نسبت خبر و آگاهی کاذب مضر فرض میشود و باعث از هم گسیختگی درونسیستمی خواهد شد.

مؤلفههایی که در نشر اخبار و در راستای آگاهیبخشی اجزاء دخیل هستند عبارتند از: منبع خبر، محتوای خبر، ابزار نشر یا همان رسانه و در نهایت مخاطبین؛ که در حوزه خبر و پیامرسانی باید مد نظر قرار گیرد.

 منبع خبر توجه به «من قال» است و اینکه خبر از سوی چه کسی و از لسان چه شخص و شخصیتی صادر میشود. محتوای خبر توجه به «ما قال» است و اینکه ماهیت و معنا، ساختار و روش و هدف پیام چیست؟ معمولا بین دو طیف صدق و کذب در نوسان دائمی است.

 ابزار خبر یا همان رسانه در دو نوع واقعی(Act) و مجازی(Virtual) قابل تقسیم بوده و در قالبهای متنی، صوتی و تصویری به سمع و نظر مخاطبین میرسد.

 مخاطبین یا جامعه هدف خبر در صدر و ذیل و طول و عرض قابل تمییز است. بدینمعنا که قشری از کارگری به کارمندی و از جنس زن و مرد و سنی از کودک، نوجوان، جوان، بزرگسال و کهنسال و… را در بر میگیرد.

مخاطبین در مسیر کسب آگاهی باید به کل فرآیند و مؤلفههای پیامرسانی، بر اساس نیاز و با قوه قضاوتی خود نگاه کرده و نسبت به آنها ارزشگذاری نمایند؛ به نحوی که بتوانند به آن منبع، محتوا و ابزار خبر اعتماد کنند.

حسن فعلی و فاعلی اجزای پیامرسان توسط مخاطب کاملا زیر نظر قرار گرفته و میزان استقبال بستگی به این موضوع دارد. رابطه پیامرسانی با شکلگیری قوه قضاوتی مخاطبین، رابطهای دو سویه است. شبکه فکری افراد در سایهسار پیام و خبر شکل میگیرد و همان نیز نقش قضاوتی راجع به پیام را به خود میگیرد.

شبکه قضاوتی یا همان پارادایم فکری افراد از طریق پارامترهایی چون؛ رسانه، اقتصاد و شیوه تولید، آموزش و پرورش، خانواده، مذهب و سبک و سیاق روابط اجتماعی شکل میگیرد.

شکلی که گاه دارای نظم و هارمونی بوده و گاه با سوء عملکرد پارامترهای فوق، شبکه قضاوتی و پارادایمی حالتی کاریکاتوری به خود میگیرد و قبض و بسط آن در برخورد با پیام ناموزون بوده و دچار اشکال در تجزیه و تحلیل و قضاوت رخ خواهد داد.

در عصر حاضر خبر؛ از ساحت طول، عرض و عمق میل به فضا پیدا کرده است. نمود بارز این دیدگاه شکلگیری فضای مجازی (Cyberspace) است.

در حالی که خبر در واقع (Act) دارای ویژگیهایی چون محدود بودن در دو مرز زمان و مکان داشته؛ یکسویه، پیوند وثیق با پدیده و مصداق، اصولی و قاعدهمند، دسترسی محدود، محصور در مناسبات (اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، امنیتی و زیست بوم) و روابط خطی است؛ اخبار در فضای مجاز (Virtue) دوسویه بوده و دارای پیوندی منطقی با پدیدارها نبوده و دارای اصول و قواعد پایداری نیستند.

اخبار به صورتی بی حد و حصر و افسارگسیخته و بدون در نظر گرفتن مناسبات مذکور در حال گردش به وسیله مخاطبین است و روابط خطی واقعی بین اجزا یا همان کاربران میل به مثلثی، مربعی، مخمسی تا … مینماید.

اگر در واقع خبر مکتوب یا شفاهی با قلم و زبان در بستر شایعه شکل میگرفت! در فضای مجاز با یک کپی(Copy) پیست(Past) و یا بازارسال(Forward) انتشار در شبکه تا n-1  صورت خواهد گرفت.

حال سؤال از اخلاق خبر و پیامرسانی در بستر مجاز بیپروا و بیقید و بند و ارتباط آن با احکام شرع و جامعه مخاطبین دینی ما است.

اساس و بنمایه دین اسلام بر علمالاحکام شکل گرفته و احکام دارای پنج طیف واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح است. حدود شرعی نشان از مرزبندی دارد.

اگر در تکوین، مرز مکان و زمان را برای تعریف حدود پدیدهها مدنظر قرار میدهیم در تشریع، مکان و زمان مبنای رفتار و نیات انسانها در تعامل با خدا، همنوع و طبیعت بیان شده است.

 احکام اسلام اگرچه سعه وجودی آن از بدو تشریع «…الْیوْم أکملْت لکمْ دینکمْ و أتْممْت علیکمْ نعْمتی و رضیت لکم الْإسْلام دینا» تا وقتی که انسان در ساحت هستی وجود دارد، باقی است.

اما جزئیات احکام بر پایه حدود (زمانمند و مکانمند) هستند و تعدی از یک حد وارد شدن در حدی دیگر است؛ وقتی امری از منظر شارع حرام است؛ یعنی ورود به آن حریم برای نامحرم حرام است. فضای مجاز به مثابه ساحت قوه خیالیه و قلب انسان است که بیپروا و بیحد و حصر از بعد فیزیک(زمان – مکان) عدول کرده و با صفر زمان و مکان به هر طرفی انتشار مییابد.

در این انتشار هم میشنود و هم میبیند. این تداعیکننده عرصه و ساحتی است که شیطان به عزت خدا قسم یاد کرد تا به اغواگری جمیع انسانها بپردازد«قال فبعزتک لأغْوینهمْ أجْمعین».

 فضایی از جنس قوه وهم و خیال که در دو بعد طول و عرض در قالب متن و تصویر خوانده و شنیده و دیده «إن السمْع والْبصر والْفؤاد کل أولئک کان عنْه مسْئولا» میشود و موجب سلامت «…منْ أتی الله بقلْبٍ سلیمٍ" یا مرض"…فی قلوبهم مرضٌ فزادهم الله مرضا» قلب مخاطب میشود.

اخبار در بستر فضای مجاز حد و حصری عقلی – شرعی به خود نمیگیرد. هرکس در هرجا و هرزمان بر اساس شرایط دست به جمعآوری اطلاعات و یا انتشار آن میپردازد.

انسانها بدون نگه داشتن حرمت و حریم افراد و بدون تعیین حد محرم و نامحرم، فعل و رفتار حلال و حرام به نگارش خبر و انتشار آن در فضای مجاز در قالب متن یا تصویر اقدام مینمایند.

 قوه قضاوتی متشکل از پارامترهای ذکر شده نیز با تایید و ردهای مخاطبین در رابطه با پیامهای دریافتی، مرز عدالت و انصاف را در مینوردد «… ولا یجرمنکم شنآن قومٍ علی ألا تعدلوا اعدلوا هو أقرب للتقوی».

نتیجه حاصل از قرار گرفتن در بستر فضای مجاز و بهرهگیری از این تکنولوژی ارتباطی – تعاملی و در هم تنیدگی، چیزی جز شکسته شدن حریمها نخواهد بود.

دیگر انسان عرصه خصوصی نخواهد داشت که حریم او محسوب شود. او در یک قاب شیشهای زندگی میکند که هر کسی را مجاز به حضور و ورود در این عرصه دانسته و هر کسی مجاز به دیدن و شنیدن او است.

ستر عورت و عیوب در این فضا معنایی ندارد. قبحزدایی اصل اساسی این بستر تعاملی است و مصداق آیه شیوع فحشا "إن الذین یحبون أنْ تشیع الْفاحشه فی الذین آمنوا لهمْ عذابٌ ألیمٌ فی الدنْیا و الْآخره و الله یعْلم و أنْتمْ لا تعْلمون" خواهد بود. حرم در مستوری بوده و فضای مجاز، مجاز به دریدن این ستر است. انسانی که دیده و شنیده می‌شود با ابزار قضاوتی و پارادایم فکری کاربران فضای مجازی لایک(Like) خورده و یا فالو(Follow) جمع میکند.

انسان حریص یافتن خبر، حریص در «خبر شدن» یا باصطلاح «دیده شدن» دارد. او برای دیده و شنیده شدن، از پس دیوارهای فیزیکی عبور کرده و خود را در قاب شیشهای با تبدیل شدن به خبر، به نمایش درمیآورد. او دیگر قوه تمییز بین عرصه خصوصی و عمومی را ندارد و چه بسا اتاق خوابش را هم به نمایش گذارد.

انسان مجازی در انباشت اخبار، حد شرعی را زیر پا گذاشته و به بیان دیگر با چنین ابزاری، انتظار از ترسیم حدود امری محال است. آسیب اصلی شبکههای مجازی بر دین، شکستن حریمهای شرعی در عصر حاضر است.

 حریمهایی که باعث میل به آگاهی و تشنگی واقعی برای کسب خبر بوده، تبدیل به استقساء دائمی انسان برای اخذ خبر شده است. تشنگی بیپایانی که هر دیوار و حریمی را برای دستیابی به نوشیدنی صادق و کاذب در مینوردد و پردهدریها میکند. اخباری که انباشت آن، باعث فشردگی اطلاعات در بستر زمان میشود و سرعت زمان را صد چندان میکند و به اقرار همه کاربران فضای مجاز، عمر به سرعت برق و باد در حال گذر است. در حالی که سرعت زمین در حرکت وضعی و انتقالی خود هیچ تغییری نداشته است.

انسان در انباشت خبر، زودتر میل به پیری پیدا میکند و با فشارهای روانی که در پس معنای اخبار نهفته شده است به آنتروپی درونی میل مییابد. اخبار چه صادق و چه کاذب انسان و اجزای سیستمی را به درون خود فرو میبرد و میبلعد و تجزیه میکند. آگاهی ناشی از اخبار، کمرنگ شده و اعتماد و چسبندگی بین اجزا کم خواهد شد. با تجزیه شدن اجزای سیستمی باید منتظر شکستن و انقلاب درونی و تغییر ماهوی سیستم بود.

انتهای پیام/

کد خبر : 68245
تاريخ ثبت خبر : ۱ خرداد ۱۳۹۷
ساعت بارگزاری خبر : ۰۹:۲۲
برچسب‌ها, , ,

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)