| امروز شنبه, ۲۵ آذر , ۱۳۹۶ |
سرخط خبرها:

به‌مناسبت روز دانشجو؛


حضور جدی دانشجویان در کرسی‌های آزاداندیشی بستری برای نظریه‌پردازی در علوم انسانی

حسین بستان گفت: کرسی‌های آزاد‌اندیشی در دانشگاه‌ها بستر مناسبی برای نوآوری و نقد و مناظره است و هر چقدر بیشتر توسعه پیدا کند و جدی گرفته شود تأثیر بیشتری می‌گذارد.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه، تفکر تحول در علوم انسانی سالهاست که در مجامع علمی و دانشگاهی ما مطرح شده و پیرامون آن نقدها و نظریه های متفاوتی بیان شده است. علوم انسانی باعث فهم انسان می شود که این در علوم تجربی و ریاضی وجود ندارد. بالطبع اهمیت علوم انسانی بومی برای کشور می تواند در اینجا خود را نمایان کند. علوم انسانی ارائه شده در نظام آموزشی کشور علوم غربی و ترجمه شده ای است که متناسب با فرهنگ و سنتهای غربی نوشته شده و نمی تواند جوابگوی مسائل جامعه اسلامی باشد. بنابراین تحول در علوم انسانی اسلامی می تواند با ارائه نظریات جدید و متناسب با کشور و فرهنگ بومی دستاورد مهم محققان و پژوهشگران باشد.

تولید نظریه های جدید در بستر فضای دانشگاهی و علمی امکان پذیر است و این بستگی به نوع تربیت دانشجویان و تغذیه فکری آنها دارد. استاد و دانشجو باید دغدغه پیدا کنند و متناسب با داشته‌ها و واقعیت‌های جامعه مشکلات را بررسی کنند. بنابراین نوع مباحث متون درسی و دانشگاهی دارای اهمیت بسزایی است زیرا دانشجو را برای تحقیق و پژوهش آماده می کند. اگر مطالب ارائه شده با نگاه بومی و اسلامی باشد می تواند در راستای اهداف جامعه تولید محتوا کند اما در غیر اینصورت مباحث ترجمه شده غربی را که طی سالهای گذشته وارد شده اند را می آموزد. با این تفاسیر عده ای در برابر ورود علوم انسانی اسلامی به فضای علمی کشور مخالف هستند و آن را رد می کنند زیرا معتقدند مباحث علمی با گزار های دینی نمی توانند ترکیب شوند. با توجه به این موضوع با حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسین بستان عضو هیئت علمی گروه علوم اجتماعی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه درباره اهمیت ورود علوم انسانی اسلامی به دانشگاه ها گفتگویی را انجام داده ایم.

بستان درباره جبهه و سد مقابله کننده که در برابر نفوذ علوم انسانی اسلامی در دانشگاه ها وجود دارد، گفت: یکی از دلایل مهم در راستای مقابله با اندیشه علوم انسانی اسلامی سوء تفاهمی است که نسبت به این علوم وجود دارد و تفسیرهای مختلفی که از آن ارائه شده زمینه ای را ایجاد کرده تا افرادی در برابر آن موضع بگیرند و با آن کنار نیایند.

مدافعان علوم انسانی اسلامی آنطور که انتظار می رفت عملکرد صحیحی نداشتند و شاید یکی از دلایل آن هم پیشبرد مباحث شان در سطح انتزاعی و فلسفی بوده است

بستان ادامه داد: این گروه تفسیری را مد نظر قرار می دهند که لزوما تنها تفسیر و صحیح ترین تفسیر نیست و نگاه افراطی نسبت به علوم انسانی اسلامی دارند و بر این اساس عمل می کنند. گروه مخالفان قرائت هایی را مبنای مخالفت خود قرار می دهند که شاید قابل دفاع نباشد و تمام این اندیشه را زیر سوال می برند و با آن مخالفت می کنند.

وی تصریح کرد: این گروه رویکرد علوم انسانی اسلامی را نادرست می دانند و در برابر آن موضع می گیرند. اگر تفاسیر از علوم انسانی اسلامی به درستی بیان شود کمک می کند تا بسیاری از سوء تفاهم ها برطرف شود و دیدگاه های موافق و مخالف به یکدیگر نزدیک شوند و مقابله های تند و انکارهای موجود جای خود را به تعامل سازنده ای بدهد.

بستان اضافه کرد: هر تفکری که مطرح می شود قطعا خالی از اشکال نیست اما با بیان نظرات و اشکالات فضای سالم بوجود می آید و غنای بیشتر علوم انسانی اسلامی را باعث می شود. فضایی که اکنون وجود دارد  اینگونه نیست و به دلیل وجود سوء تفاهم ها مواجهه تندی با علوم انسانی اسلامی صورت می گیرد. اگر به این مشکل توجه می شد فضای علمی و دانشگاهی بیشتر از بحث علوم انسانی اسلامی استقبال می کردند.

مخالفت ها در کندی این حرکت تاثیرگذار بودند زیرا اگر این فضا نبود جریان تحول در علوم انسانی با سرعت بیشتری حرکت می کرد. مخالفت با این حوزه باعث شد بعضی از افراد به این حوزه وارد نشوند و از آن استقبال نکنند

وی با اشاره به تاثیرگذاری اساتید دانشگاه بر نوع تفکر دانشجویان در استقبال یا عدم استقبال از علوم انسانی اسلامی گفت: استادان دانشگاه دارای تاثیر زیادی بر نوع تفکر دانشجویان هستند. در محیط های علمی در یک قاعده کلی شاگرد تابع استاد است. این در دانشگاه و در حوزه های علمیه وجود دارد. دانشجویان بیشتر پذیرنده هستند تا اینکه به نظریه و دیدگاه مستقلی رسیده باشند. در موافق یا مخالفت دانشجویان نقش استادان بسیار پر رنگ است.

وی در پاسخ به این سوال که چرا بعد از گذشت نزدیک به چهل دهه از انقلاب اسلامی هنوز نظریه ای قابل رقابت با نظریه های غربی در حوزه علوم انسانی در کشور تولید نشده است، گفت: مجموعه ای از عوامل دست اندرکار در این مساله دخیل بودند و نمی توان برای عدم ارائه نظریه یک عامل را مطرح کرد. مخالفت‌ها در کندی این حرکت تاثیرگذار بودند زیرا اگر این فضا نبود جریان تحول در علوم انسانی با سرعت بیشتری حرکت می کرد. مخالفت با این حوزه باعث شد بعضی از افراد به این حوزه وارد نشوند و از آن استقبال نکنند. زمانی که نیروهای فکری زبده و قوی به این جریان وارد نشوند، حرکت کند و بطئی می شود.

 عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه اضافه کرد: مدافعان علوم انسانی اسلامی آن طور که انتظار می رفت عملکرد صحیحی نداشتند و شاید یکی از دلایل آن هم پیشبرد مباحث شان در سطح انتزاعی و فلسفی بوده است. وجود مبانی فلسفی در این حوزه لازم بود اما شرط کافی نبود. باید از سطح مباحث فلسفی به سوی روش حرکت می شد.

بستان اضافه کرد: روش یعنی چگونه علوم انسانی را با رویکرد اسلامی عرضه کنیم. ما در سطح فلسفی و انتزاعی باقی ماندیم و بالطبع خروجی مورد انتظار محقق نشد. در نتیجه می توانیم هم موافقان و هم مخالفان علوم انسانی اسلامی را در کندی حرکت در تولید این علوم موثر بدانیم.با این وجود ما در این حرکت ناامید نیستیم و نشانه ها و کارهایی که انجام می شوند هر چند که کند هستند اما امیدبخش است.

بستان درباره اهمیت وجود کرسی‌های آزاد‌اندیشی میان موافقان و منتقدان علوم انسانی اسلامی در دانشگاه ها گفت: برگزاری کرسی‌ها در راستای بیان اندیشه‌های مختلف باید برگزار شوند. نظرات باید نقد و چکش کاری شوند. راه تکامل و ارتقای نظریه ها نقد و بررسی آنهاست.

وی در پایان سخنانش گفت: کرسی های آزاداندیشی بستر مناسبی برای نوآوری و نقد و مناظره است و هر چقدر بیشتر توسعه پیدا کند و جدی گرفته شود تاثیر بیشتری می گذارد. صرف برگزاری کرسی تاثیر چندانی ندارد بلکه باید مشارکت کنندگان آن را جدی بگیرند. این کار یکی از راه های ارتقای نظریه هاست و می توان امیدوار بود که به نتیجه برسد. در غیر این صورت باید سالها انتظار کشید تا افراد نخبه و نابغه بتوانند کاری انجام دهند.    

انتهای پیام/

کد خبر : 57699
تاريخ ثبت خبر : ۱۶ آذر ۱۳۹۶
ساعت بارگزاری خبر : ۰۹:۳۰
برچسب‌ها, , ,

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)