| امروز پنج شنبه, ۲۶ مهر , ۱۳۹۷ |
سرخط خبرها:

یادداشتی از حسین‌علی رمضانی؛


جریان هنر سینما در ایران اسلامی

ابراهیم حاتمی‌کیا نماد جریان مقاومت و انقلابی‌گری در ساحت اثرگذارترین هنر عصر؛ یعنی هنر سینما در مقابل سیل بنیان‌کن هنر مادی و هوس‌آلود است.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه، دکتر حسینعلی رمضانی؛ پژوهشگر و محقق به مناسبت حواشی به وجود آمده در اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر، یادداشتی را با عنوان جریان هنر سینما در ایران اسلامی نوشته است که در ادامه از نظر شما می گذرد:

هنر تعامل بین دو عالم موازی با هم؛ یعنی عالم عدد، هندسه و نطق با عالم فیزیکال و مادی است. هنر تنزل یافتن معنا توسط عوالم میانی اعم از عدد، هندسه و کلمه است. هنر تجسم معنا با بهره‏گیری از ساحت قلبی، الهام و شهود و در کل قوه خیال انسان‏ها است. هنر از ترکیب اجزای عددی، هندسی و کلامی با یکدیگر و نیز با اجزای فیزیکال اعم از نقطه، خط، طول، عرض، عمق، فضا، زمان، نور، صدا و حرکت؛ نمود و بازنمود حقیقت معنایی است.

هنر نشان‏دهنده قدرت قوه خیال انسان در شکار عوالم معنایی و با دام عدد و هندسه و مفهوم است. هنر به تصویر کشاندن قوه مصوره انسان در عالم فیزیک می‏باشد و هنرمند واقعی کسی است که می‏تواند با جوهره درونی خود که همان تربیت قوه خیال می‏باشد به عوالم میانی سفر کرده و به شکار معانی با ظروف عددی، هندسی و مفهومی نایل آید.

هنر محصول لایههای مختلف فرهنگی است. هنر نشاندهنده لایههای مبانی فکری که خبر از هستی، انسان و معرفت میدهد و در لایه بالاتر به ارزشها و بایدها و نبایدهای حاکم بر مبانی استوار بوده و در ساحت ساختاری و قاعدهای در نهایت در بخشی از سبک زندگی به محصولی قابل لمس به نام هنر خواهد رسید. هنر در دو فرهنگ مادی و معنایی در این لایهها قابل تعریف میباشد.

حدود معنایی هنر گاه از عالم بالا بوده و گاه برآمده از عالم دانی و فانی برخواهد خاست. هنر را دو ساحت باشد؛ هنر عالی و فاخر که از معانی و محتوا و ماده خام عدالت، نظم، انصاف، حقیقت، زیبایی، لطف، مهربانی، دیگردوستی، عشق و… نشأت می‏گیرد و هنر دانی که منشأ و ماده خام آن برآمده از ظلم، طغیان، عصیان، خیانت، جنایت، فسق، فجور، حقارت، نفرت، ترس و…. می‏باشد و فرق بین این دو ساحت هنر از زمین تا آسمان خواهد بود.

هنرمند عالی به دنبال تنزل معنایی حقیقت هستی، انسان و معرفت از ابزار فیزیکی برای به تصویر کشیدن مجاهده می‏کند و هنرمند دانی سعی در به بالا کشیدن و تقلب در معانی هستی، انسان و معرفت با ابزار و تکنولوژی تصویری در هنرهای هفت‏گانه تلاش دارد. جهت و غایت فعالیت هر یک از این دو جریان هنری متفاوت بوده و در نهایت نتایجی را برای مخاطبان به همراه خواهد داشت.

هنر و آثار هنری نشان‏دهنده جریانهای فکری هستند که یا با رویکرد مادی و یا با رویآورد معنایی به عالم هستی و انسان و معرفت نظر دارند؛ لذا هیچ اثر هنری را نمیتوان یافت که فارغ از جریان و غایت باشد. هنرمندی که تمام همّ خود را بر روی ماده و آنچه بر فیزیک استوار است اعم از شهوت، غضب، خیال فاسد و ذهن مشوب به فهم نشان از ترویج بعد مادی و شیطنتآمیز انسان دارد، در حالیکه در آن سو هنرمند متعهدی قرار دارد که با توجه به ابعاد درونی و انفسی انسانها به دنبال نمایش هویت واقعی هستی، انسان و روابط صحیح بین انسانها، آیات الهی و دعوت به خیر دارد و تفاوت این دو مانند تفاوت «هل یستوی الاعمی و البصیر است و لایستون».

در بین هنرهای هفتگانه هنر سینما از جایگاه ویژهای برخوردار است. هنر سینما ترکیبی از نور، صدا و حرکت میباشد و نزدیکترین نوع و جنس هویتی به عالم فیزیکال محسوب میشود. هنر هفتم هر چند دو بعدی است اما با توجه به وجود حرکت قابلیت نزدیک شدن به عالم سه بعدی را دارد. ظرف هنر سینما با جلوهنمایی اگر با محتواهایی که متذکر شدیم که انسان را دعوت به خیر نماید اثری به مراتب بیش از پیش بر روی جامعه ما خواهد داشت.

غرب مادی در دو شقّ سینما و انیمشین به این اصل رسید که عصر مفهوم و کلمه گذشته و باید معناهای هر چند مادی را در ظرف عدد و هندسه(Geometry) قرار داد و از حالت صامت و ساکن به سمت صوت و حرکت و به جای گوش مخاطبین چشم و گوش آنها را مورد هدف قرار داد. نزدیکی این تصاویر به واقعیت اثر آن را صد چندان خواهد نمود و سینما چنین هویتی دارد.

و اما عامل اصلی نگارش این مقاله برای جامعه حقیقتخواه ایران اسلامی چیست و چرا محقق و با چه انگیزه-ای در این خصوص قلمفرسایی نموده است؟ شاید به عنوان یک انسان در درون جامعهای که هویت اسلامی داشته و ولی و رهبرش همچون باغبانی دغدغهمند رشد تک تک درختان و اجزای این باغ میباشد به عنوان جزیی از این باغ که در حال رشد و نمو هستم و شاهد غربت یک هنرمند ارزشی و معنایی در نقش کارگردانی برجسته در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر بودهام و تحلیل اولیه بنده بیانگر آن بوده و هست که شکاف بین دو جریان فکری ـ هنری را کاملاً درک نمودم؛ عاملی شد برای به دست گرفتن قلم و نوشتن این چند سطر.

در باغ نظام جمهوری اسلامی ایران؛ باغبان ولایت با ابزارهای مختلف قانونی و نیز با بهرهگیری از محصولی به نام هنر به دنبال رشد و تربیت آحاد جامعه و درختان این باغ میباشد. باغی که در بین جنگلهای وحشی لیبرالیسم و مادیت و تنازع بقا بر اساس سنت الهی رخ نمود و قرار است فرهنگ باغ را به جای فرهنگ وحشی جنگل در ساحت انسانی تولید و صادر نماید. ریشههای درختان این باغ سیرآب از خون پاک شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس میباشد و هنرمندان آن نیز با رویکرد معنایی به دنبال تصویر کشیدن فضایل انسانی گام برخواهند داشت  و ابراهیم حاتمیکیا از آن دسته میباشد، اما در بین این باغ متاسفانه شاهد رشد برخی درختان جنگلی هستیم که آبشخور ریشههای آنها ابرهای زهرآگین و مسموم اندیشههای مادی غرب میباشد.

هنرمندان آن به جای توجه به فضایل انسانی و الهی فقط به بعد حیوانی و فیزیکی انسان و روابط ناصحیح بینالافرادی و بینالاجتماعی نظر داشته و برای دیده شدن فقط جسمانیت و زیبایی حاکم بر کالبد و اندام را مبنا قرار دادهاند. در ادامه نیز شاهد گرفتن جایزه سیمرغ توسط بانوان بازیگر این مملکت با این رویکرد مادی لیبرال و لسه فری بودم. بانوانی که فردا قرار است به عنوان الگو و نماد در کشور اسلامی برای فرزندان ما نقشآفرینی کنند و در منظر خیل نامحرمان عرصه و ساحت خصوصی خود را با پوشش باز علنی کرده و به نمایش گذاشتهاند و جا دارد اینجا خطاب به این هنرمندان پرسید: أینَ تَذَهَبون؟

ابراهیم حاتمیکیا نماد جریان مقاومت و انقلابیگری در ساحت اثرگذارترین هنر عصر؛ یعنی هنر سینما در مقابل سیل بنیانکن هنر مادی و هوسآلود است. انقلاب اسلامی برای طی نمودن مسیر انقلاب تا تمدن چاره‌ای ندارد که از ابزار هنر به ویژه سینما بهره گیرد.

هنر سینما این قابلیت را دارد که ضمن الگوسازی، الگوپردازی به الگوپروری در بین کنشگران جامعه اسلامی بپردازد. بنابراین ضمن توجه دادن به مسئولین محترم در عرصه تبلیغات و هنر و رسانه به این موضوع نیز اشاره داریم که جبهه مقاومت هنری در مقابل جریان مادی باید هر چه سریعتر و با برنامههای راهبردی و سازماندهی نیرو و امکانات شکل عمیق و وثیقی به خود گیرد. انشاالله

کد خبر : 62264
تاريخ ثبت خبر : ۲۴ بهمن ۱۳۹۶
ساعت بارگزاری خبر : ۱۱:۰۱
برچسب‌ها, , ,

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)