| امروز پنج شنبه, ۲۸ تیر , ۱۳۹۷ |
سرخط خبرها:

یادداشتی از بخشعلی قنبری؛


تشیع در عصر امام جعفر صادق(ع) منسجم و به صورت مکتب درآمد

امام جعفرصادق(ع) معتقدند که در تربیت انسان ملزم به تبعیت و پیروی از پیامبر(ص) هستیم چراکه ایشان نمونه کامل قدسیت الهی هست و این امام(ع) در مبحث مهم تربیت انسان از لایه های آغازین تربیت شروع تا بدان جا که خواص را مورد تربیت عرفانی قرار می‌دادند.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه، جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب(ع)، ششمین امام شیعیان، و پنجمین امام از نسل امیر المؤمنین (ع) کنیه او ابو عبد الله و لقب مشهورش «صادق» است. لقب‌های دیگری چون صابر، طاهر، و فاضل نیز دارد. امام صادق(ع) از جهت علم، فقه، حسب، نسب، عبادت، سیر و سلوک معنوی و مکارم اخلاق، بزرگترین و معروف ترین شخصیت عصر خویش بود و جمعی از دانشمندان، بدین امر شهادت داده اند. منصور دوانیقی حاکم ظالم آن زمان نتوانست پیشرفت امام(ع) را ببیند و عظمت او را تحمل نماید و طرح قتل او را از طریق مسموم کردن تهیه نمود. به مناسبت شهادت ششمین شمع روشنگر و وصی پیغمبر، حضرت امام جعفر صادق(ع)، دکتر بخشعلی قنبری، دانشیار و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی، یادداشتی نگاشته است که از نظر می گذرد:

اهل بیت(ع) در نزد پیامبر(ص) و بعد از ایشان امام علی (ع) از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است و هنگامی که از عبارت اهل بیت(ع) سخن می گوییم منظور هم‌آنهایی هستند که از نظر شیعیان امام شده اند و هم فرزندان ایشان هستند که به مقام امامت نرسیده اند.
هر دو دسته ایشان هم برای شیعه و هم برای اهل سنت، از جایگاه والایی برخوردارهستند و با امامان(ع) برای شیعیان اهمیت غیرقابل وصفی دارند؛ به بقیه خاندان و بستگان معصومان نیز احترام و اهتمام ویژه‌ای قائل هستند.

اهل بیت(ع) در نهج البلاغه، پیشتازان بعثت و رازداران وحی الهی هستند و یکی از اهل بیت(ع) که نقش بسزایی در گسترش اسلام داشته، حضرت امام صادق(ع) است.

امام علی(ع) در خطبه ۲ نهج البلاغه بیان می کنند که اهل بیت(ع)، مواضع و جایگاه های اسرار پیامبرالهی(ص) هستند و اینها صندوقچه پیامبر عظیم و حکمت های آن پیامبر اعظم نزد اینان است و اینان کوه های استوار دین الهی هستند و اگر در دین انحنایی به وجود بیاید، ایشان انحنا را راست می کنند.«بهم اقام انحناء ظهره» و اگر شانه های دین اسلام به لرزش درآید، اهل بیت(ع) می تواند این لرزش‌ها را از بدنه اسلام دور کند که اتفاقا یکی از امامانی که به این مهم اهتمام ورزید، حضرت امام صادق(ع) بود؛ آن‌گاه که ۴ هزار شاگرد را اطراف خود جمع کرد و اینان را در سراسر عالم اسلامی، توانایی یافتند که اسلام را بگستراند.

امام علی(ع) در خطبه ۱۵۴ نهج البلاغه  در باب جایگاه و مقام عظیم شان ایشان مجدد موکد می شود که« فِیهِمْ کَرَائِمُ الْقُرْآنِ وَ هُمْ کُنُوزُ الرَّحْمَنِ، إِنْ نَطَقُوا صَدَقُوا وَ إِنْ صَمَتُوا لَمْ یُسْبَقُوا. فَلْیَصْدُقْ رَائِدٌ أَهْلَهُ وَ لْیُحْضِرْ عَقْلَهُ وَ لْیَکُنْ مِنْ أَبْنَاءِ الْآخِرَهِ فَإِنَّهُ مِنْهَا قَدِمَ وَ إِلَیْهَا یَنْقَلِبُ» کرامت های عظیم قرآن کریم نزد اهل بیت(ع) است و در وجود این  بزرگواران اخلاق کرامت وجود دارد و گنج های خداوند رحمان نزد ایشان است؛ امام صادق(ع) نیز یکی از کسانی است که هم دارای علم الهی و در عین حال یکی از منشاهای عرفان اسلامی ما شیعیان از ایشان آغاز گشته است.

در میان امامان شیعه، امام صادق(ع) از جایگاه علمی بسیار بی نظیری برخوردار است که این جایگاه عظیم هم در میان شیعیان و هم در میان اهل سنت، مطرح است.

ابن ابی الحدید معتقد است که همه علمای بزرگ اهل سنت، دانششان را از اهل بیت(ع) اخذ نمودند و نقل می کنند که ابوحنیفه نعمان بن ثابت موسس مذهب حنفی، مالک ابن انس موسس مذهب مالکی، محمد ادریس شافعی موسس مذهب شافعی واحمد ابن حنبل موسس مذهب حنبلی، به طور مستقیم  و یا با واسطه از شاگردان امام صادق(ع) بودند.

امام صادق (ع) همچنین توجه خاصی در جذب و تربیت جوانان داشتند که می‌توان به هشام که جوانی بود و در محضر امام(ع) مورد تعلیم و تربیت قرار گرفت و به شکوفایی رسید و نیز مفضل بن عمرو که یکی از بیشمار جوانانی بود که امام صادق(ع) روی ایشان سرمایه گذاری کردند، اشاره کرد.

پل نویا، نویسنده ای مسیحی عراقی بعد از اینکه به فرانسه هجرت می کند و در آنجا مقیم شد، کتابی با عنوان «زبان قرآنی تفسیر عرفانی» نگاشته است که اسماعیل سعادت ترجمه و به همت مرکز نشر دانشگاهیان منتشر شده است. وی در این کتاب، فصلی عظیمی را به امام صادق(ع) اختصاص و درآن‌جا عرفان امام صادق(ع) را به نوعی بیان و اشاره دارد که عارفان اهل سنت و شیعه ای که بعد از امام صادق(ع) ظاهر شدند، تحت تاثیر تعالیم عرفانی حضرت امام صادق(ع) قرار گرفتند تا بدان جا که اصطلاحاتی‌ که به کار برده اند برای نخستین بار امام صادق(ع)، به کار برده بود.

عرفان امام صادق(ع)، عرفانی جامع است که هم دارای عرفان شهودی و هم عرفان معرفتی است؛ به بیان دیگر امام صادق(ع) هم مباحث معرفتی عرفانی و هم مباحث عملی عرفان را مطرح نموده است.

امام صادق(ع) در تفسیرهایش از قرآن در مباحث مربوط به انسان شناسی عرفانی خصوصا در سوره فاطر آیه ۳۱«فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَیْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذَلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ» ایشان انسان ها را بنا به تفسیر این آیه به ۳دسته تقسیم نموده است که تعدادی از انسان ها ظالم هستند که اینان با نفس خود به جهان می نگرند، دسته ای مقتصد و قلب میانه رویی دارند و اینها باقلبشان به آخرت می نگرند و تعدادی با روح خدا به همه چیز می نگرند.

امام صادق(ع)، رابطه انسان با خدا و رابطه انسان با قرآن را به ۴ دسته طبقه بندی نموده و می فرمایند: آدمیان در مواجهه با قرآن ۴ دسته هستند و یکدسته کسانی هستند که به آیات قرآن توجه دارند و از زیبایی ظاهری قرآن بهره مند می شوند و آن‌ها را اهل عبارات می‌خوانند.

دسته دوم کسانی هستند که در قرآن می نگرند و از ظاهر قرآن به باطن قرآن رهنمون می‌شوند که  امام صادق(ع) اینان را اهل اشارات می خوانند.

دسته سوم به لطایف قرآن اهتمام می ورزند و قرآن را مانند میوه ای رازآلود می‌دانند که به خواص حیات بخش قرآن دست‌ می یازند که ایشان آنها را اهل لطایف می خوانند.

و دسته آخر افرادی هستند که حقایق را تالیفی از معرفت و تجربه درونی می دانند که امام صادق(ع) آنها را با عنوان اهل حقایق، تلقی می کنند. 

امام صادق(ع) بر اساس علم و عرفانی جامع و کامل، به تربیت انسان می پردازند و در تربیت انسان به آیه۳۱ آل عمران «إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ» که اگر خدا را دوست دارید از پیامبر(ص) تبعیت کنید، اشاره و به آن اهتمام می‌ورزیدند و ایشان معتقد است در تربیت انسان ملزم به تبعیت و پیروی از پیامبر(ص) هستیم چرا که ایشان نمونه کامل قدسیت الهی هست و این امام(ع) در مبحث مهم تربیت انسان از لایه های آغازین تربیت شروع تا بدان جا که خواص را مورد تربیت عرفانی قرار می‌دادند.

جایگاه امام صادق(ع) به عنوان یک دانشمند اسلامی بی بدیل است به طوریکه شهرت علمی ایشان آن‌چنان چشم گیر و زبانزد خاص و عام بود که از نقاط بسیار دور برای حضور در درس ایشان، حاضر می شدند و از علوم الهی ایشان بهره مند میگشتند تا بدان جا که فقها و دانشمندان بزرگ در برابر عظمت علمی حضرت امام صادق(ع) سر تعظیم فرود می‌آورند و برتری علمی او را می‌ستودند و درست بر پایه علم و همت امام صادق(ع) اصول اربع ماه تنظیم شد و بر اساس آن تشیع، صورت و سازمان جدید نمایان گردید که ثمره این مهم القای این بود که تشیع در عین اینکه مذهبی عظیم است، حکومتی بی نظیر و یگانه نیز هست که این دو مهم هیچگاه جدایی پذیر نخواهند بود.

در خطبه ۲۳۹ امام علی(ع) یکی از ویژگی و به نحوی وظیفه امام را زنده و احیا کردن علم خواندند، «هُمْ عَیْشُ الْعِلْمِ وَ مَوْتُ الْجَهْلِ، یُخْبِرُکُمْ حِلْمُهُمْ عَنْ عِلْمِهِمْ وَ ظَاهِرُهُمْ عَنْ بَاطِنِهِمْ وَ صَمْتُهُمْ عَنْ حِکَمِ [حُکْمِ] مَنْطِقِهِمْ؛ لَا یُخَالِفُونَ الْحَقَّ وَ لَا یَخْتَلِفُونَ فِیهِ، وَ هُمْ دَعَائِمُ الْإِسْلَامِ وَ وَلَائِجُ الِاعْتِصَامِ؛ بِهِمْ عَادَ الْحَقُّ إِلَى نِصَابِهِ وَ انْزَاحَ الْبَاطِلُ عَنْ مُقَامِهِ [مَقَامِهِ] وَ انْقَطَعَ لِسَانُهُ عَنْ مَنْبِتِهِ؛ عَقَلُوا الدِّینَ عَقْلَ وِعَایَهٍ وَ رِعَایَهٍ، لَا عَقْلَ سَمَاعٍ وَ رِوَایَهٍ، فَإِنَّ رُوَاهَ الْعِلْمِ کَثِیرٌ وَ رُعَاتَهُ قَلِیلٌ.»

اینها زنده‌کنندگان علم هستند و جهل را می رانند و از حلم ایشان به علم ایشان می توان پی برد و از ظاهر ایشان از باطن ایشان خبر می دهد و وقتی سکوت می کنند نشان دهنده این است که درونشان از منطق مملو گشته است و با حق مخالفت نمی کنند و آن‌گاه که حق برآنها آشکار شود، خود را تسلیم حق می کنند و امامان هستند که پایه های اسلام و به واسطه ایشان، باطل از میان رفته و زبانش بریده می شود و این‌ها در دین، ژرف‌نگری می کنند.

و این مهم را می‌توان در زندگی امام صادق(ع) به وضوح دید که با توجه به اینکه ایشان درعصری می‌زیستند که فتنه، آشوب و انقلاب به کشورهای اسلامی سرایت کرده بود؛ به تنهایی زمینه را برای فعالیت‌هایشان آماده کردند؛ تا بدان‌ جا که مکتب تشیع حفظ و احیا کردند و در نهایت تشیع در عصر این امام(ع) شکل جدیدی گرفت و به نحوی منسجم گردید و به صورت یک مکتب درآمد.

انتهای پیام/

کد خبر : 71387
تاريخ ثبت خبر : ۱۸ تیر ۱۳۹۷
ساعت بارگزاری خبر : ۱۱:۲۶
برچسب‌ها, , ,

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)