| امروز شنبه, ۲ بهمن , ۱۳۹۵ |
سرخط خبرها:

حسین خزایی در گفتگو با طلیعه:


تحولات سیاسی در راستای آزاداندیشی به ایجاد تمدن کمک می کند

عضو گروه فرهنگ پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بیان کرد: تحولات سیاسی در راستای آزاداندیشی به شکل گیری تمدن کمک کننده است هر چند که عده ای فکر می کنند تحولات اقتصادی زمینه ایجاد تمدن را محیا می کند.

حسین خزایی عضو گروه فرهنگ پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی  در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه، با اشاره به مبانی آینده پژوهی گفت: این مبانی شامل سه جزء هستی شناسی، معرفت شناسی و انسان شناسی می شود که در تمدن سازی نیز اساس شکل گیری همین سه مبنا است و  سبب تفاوت ماهیت تمدنی می شود .

خزایی با بیان اینکه تمدن غرب حاصل ۳۰۰ سال تلاش غرب برای تمدن سازی بوده است، افزود: این تمدن با این سابقه  و پیشرفت در علم و تکنولوژی ، کمک های زیادی به بشر کرده است، اما در کنار این خدمات، دارای عوارضی بود که گریبانگیر بشر شد و این سوال را مطرح کرد که آیا می توان بر مبنای دانش بومی و جهان بینی توحیدی تمدنی را ایجاد کرد که دارای عوارض تمدن غرب نباشد؟

تفاوت رویکرد غرب با رویکرد اسلامی

وی اضافه کرد: ما معتقد هستیم مبنای رویکردها بر اساس هستی شناسی، معرفت شناسی و انسان شناسی شکل می گیرد و این مبانی سبب شکل گیری کلان پیامدهایی می شود که دارای اقتضائاتی هستند  بطوریکه براساس اقتضائات روش ها شکل می گیرند. بنا براین چون مبنای رویکرد غرب با رویکرد اسلامی متفاوت است بنابراین لزوما باید تمدن اسلامی با تمدن غربی متفاوت باشد، چنانچه حتی در تمدن های دیگر باستانی، شاهد غیریت تمدن اسلامی در گذشته بوده ایم  .

این محقق و پژوهشگر ادامه داد: شاید تصور ایجاد چنین تمدنی، انتزاعی و ذهنی تصور شود اما دنیای غرب هم متوجه وجود ایرادات زیادی بر تمدن خود شده و خواستار رفع آنها است. این ادعا صرفا مبتنی بر فرض و فرضیه نیست زیرا ما در گذشته هم دارای سابقه تمدنی بوده ایم که غرب از آن الگو گرفته است . مثلا دانشگاه جندی شاپور در زمان انوشیروان در سال ۵۳۱ میلادی ( سال تولد پیامر اکرم (ص) ۵۷۰ میلادی بوده ) ساخته شد و تا سال ۲۵۰ قمری سرزمین هایی مثل هند و یونان و… از این دانشگاه استفاده علمی می کرده اند و یا افرادی مانند رازی، ابن سینا (غرب تا سال ۱۹۰۳ در تدریس کتب  ازجمله قانون اصرار داشته اند ) ابن هیثم و …حاصل تمدن اسلامی هستند که غرب هم از علوم این دانشمندان بهره می گرفته است.

غرب از دنیای اثبات گرایی و پوزیتیویستی خارج نشده است

عضو گروه فرهنگ پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی  با بیان اینکه ما امیدواریم بتوانیم تمدنی مبتنی بر توحید و خداگرایی با استفاده از منطق وحی ایجاد کنیم، گفت: رویکرد ایجاد چنین تمدنی متفاوت از تمدن غربی است. غرب در فلسفه متاخرخود دیگر از جزمیت علمی که از علت و معلولهایی برساخته از دانش حسی خود که قبلا مطرح شده بود، سخن نمی گوید زیرا دنیای کنونی فراتر از حس های مادی است که ما در می یابیم در حالی که غربی ها هنوز از دنیای اثبات گرایی و پوزیتیویستی خارج نشده اند و به این نتیجه رسیده اند که اگر همه مقدمات کاری را مهیا کنند به نتیجه  صد در صدی نمی رسند زیرا عوامل ماورایی در امور حضور دارند.

خزایی اضافه کرد: غرب در بحث های پوزیتیویستی به نیروهای کیهانی و ماورایی جهان های موازی و… اشاره می کند، آنچه که ما تحت عنوان نیروهای الهی مطرح می کنیم. دنیای غرب به این نتیجه خواهد رسید که در این جهان موثری وجود دارد که آن را نمی توان کتمان کرد.

وی در تشریح مولفه های تحقق تمدن نوین اسلامی گفت: مولفه های ایجاد تمدن نوین اسلامی شامل تعلیم و تربیت به عنوان عنصر اصیل تمدن ساز، امنیت ، عدالت و کرامت انسانی می شود. اندیشمندان ما باید سالها تلاش کنند تا به این چند مولفه اصلی دست یابند ضمن اینکه این موارد نباید تنها تعریف شوند بلکه باید اراده جمعی از نخبگان و رهبران برای تحقق آنها ایجاد شود.

خزایی با اشاره به الزاماتی که در ایجاد تمدن نوین اسلامی باید محقق شوند، افزود: یکی از مهمترین الزامات ایجاد تمدن، حکومت است تا اراده ای مبنی بر تمدن سازی داشته باشد. علاوه بر حکومت، خواست عمومی یکی دیگر از الزامات است تا تشکیل تمدن مدنظرش باشد نه اینکه به ایجاد تمدن به عنوان موضوعی تزیینی نگریسته شود. امنیت هم از دیگر الزامات ایجاد تمدن محسوب می شود بi طوری که در هر جایی که امنیت وجود داشته زمینه شکل گیری ایجاد تمدن بوجود آمده است.

به گفته خزایی عدالت، همگرایی و غیریت هم از دیگر الزامات ایجاد تمدن نوین اسلامی محسوب می شوند.

وی در پاسخ به این سوال که تحولات سیاسی و اقتصادی را در شکل گیری تمدن نوین اسلامی تا چه اندازه تاثیرگذار می داند، گفت: تحولات سیاسی در راستای آزاداندیشی به شکل گیری تمدن کمک کننده است هرچند که عده ای فکر می کنند تحولات اقتصادی زمینه ایجاد تمدن را محیا می کند اما من معتقدم لزوما این گونه نیست و زمنیه های ایجاد تمدن جدید می تواند با رشد اقتصادی همراه نبوده بلکه گاهی کاستی ها و فشارهای اقتصادی هم باعث شکل گیری تمدن های جدید شده است.

وی ادامه داد: پرداختن به اقتصاد درونی شاخه ای از شکوفایی غیریت است که منجر به زایش تمدن می شود. زمانی ما مصرف کننده هستیم  که این مصرف صرف باعث تولید تمدن نمی شود. افراد با تولید و  فرآوری داشته هایشان می توانند پی به نقاط قوت و ضعف خود ببرند و آنها را با دیگران مقایسه کرده و نواقص خود را رفع کنند. این نوع تولید یکی از جنبه های اقتصاد مقاومتی است زیرا اقتصاد مقاومتی به رفع و رجوع نیازهای واقعی، بi واسطه فراوری که نسبت به عرضه کالا صورت می گیرد، عمل می کند.

تمدن سازی فرآیند و برنامه نیست

عضو گروه فرهنگ پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه ایجاد تمدن فرآیند و برنامه نیست، تصریح کرد: تمدن موضوع بلندمدتی است که طی سالیان دراز شکل می گیرد. بهترین راهکار برای تمدن سازی مدیریت آینده پرداز است یعنی برنامه ای مبتنی بر تصاویر مطلوب طراحی شده و حرکت های تغییر ساز (نه تغییر پذیر) در رسیدن به مطلوب هایی که بر اساس ارزش ها طراحی شده است. مدیریت آینده پرداز بر خلاف مدیریت استراتژیک مبتنی بر تغییرات نیست بلکه تغییر ساز است و افق های ۵۰ و ۱۰۰ ساله را در بر می گیرد همان طور که در برنامه ریزی های معمول در جهان کنونی شاهد آن هستیم.

وی در پایان با اشاره به جایگاه آموزه های مهدوی در احیای فرهنگ تمدن نوین اسلامی گفت: در جهان بینی اسلامی حکومت مهدوی حکومت مطلوبی است که تصویری از فرجام بشر ارائه می دهد. موضوع مهدویت ابزار موتور محرکی است که انسانها بر اساس ارزشهای تمدن آن را شکل می دهند و امید دارند تمدن نوین اسلامی به تمدن حضرت مهدی(عج) پیوند بخورد.

انتهای پیام/

کد خبر : 35122
تاريخ ثبت خبر : ۷ آذر ۱۳۹۵
ساعت بارگزاری خبر : ۱۴:۰۷
برچسب‌ها, ,

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)