| امروز یکشنبه, ۳۰ تیر , ۱۳۹۸ |
سرخط خبرها:

سید رضا حجازی:


اگر عقل بر قلب حاکم شود، نفس انسان به سمت کامل شدن می‌رود

اگر عقل بر قلب حاکم شود، نفس انسان با استفاده از اثرات رفتار، به سمت کامل شدن و توفیق می رود و اگر هوا جای عقل را بگیرد اثرات رفتار بر نفس انسان به سمت خذلان پیش خواهد رفت.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه، به همت حلقه علمی باقرالعلوم(ع) از سلسله مباحث انسان شناسی در علوم انسانی اسلامی، نشست تئوری پردازی نوین و ایدئولوژیک در اقتصاد و مدیریت با ارائه دکتر سید رضا حجازی عضو هیئت علمی و معاون آموزشی دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران با استفاده از کتاب های «اسرار الصلاه» و «منازل السائرین» و «منزلت عقل در هندسه معرفت دینی» و مقاله science and Ideologhy اثر شومپیتر برگزار می شود.

در ادامه گزارش جلسه ۲۷ تیرماه این نشست را با هم می خوانیم:

اگر بپرسند در یک اتاق چه چیزی دیده می شود پاسخ از اشیاء خواهند شنید حال آنکه نور، ظاهرترین وجود و لازمه دیدن است ولی عمدتا از شدت ظهور آن را در نمی یابیم و خودآگاه به دیدن نور نیستیم. حضور خدا در زندگی بشر هم همین گونه است. همان طور که در آیه ۲۲ سوره ق آمده: لَقَدْ کُنْتَ فِی غَفْلَهٍ مِنْ هَٰذَا فَکَشَفْنَا عَنْکَ غِطَاءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ.

دید اسلام به طبیعت و تن و بدن انسان مانند ابزاری است که باید به وسیله آن نفس را به کمال رساند و مادی‌گرایان خلود در زمین و مشغولیت به مادیات را انتخاب می کنند در حالی که اینها مانند مهد و رحم هستند که برای تولد انسان کامل به کار گرفته می شوند.

در روایت است که: «خَلَقَ اللّه الْعَقْلَ فَقالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ، فَقالَ لَهُ: مَنْ أَنَا وَ مَنْ أَنْتَ؟ قالَ: أَنَا أَنَا، وَ أَنْتَ أَنْتَ: ثُمَّ قالَ لَهُ: أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ فَقالَ لَهُ: مَنْ أَنَا وَ مَنْ أَنْتَ؟ قالَ: أَنْتَ الرَّبُ الْجَلیلُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِیلُ.»

خداوند عقل را آفرید و به او فرمود: رو کن، رو کرد، پس از او پرسید: من کیستم و تو کیستى؟ گفت: من منم، و تو تویى. سپس به او فرمود: پشت کن، پشت کرد. پس از او پرسید: من کیستم و تو کیستى؟ گفت: تو پروردگار بزرگ، و من بنده ذلیل هستم.

گویا در اقبال، ما بالذات و ما بالغیر تشخیص داده نمى شد، مانند آیینه که در او نقش قرار گیرد. هر چیزى در آینه نقش ببندد، هر چه صاحب نقش دارد، آن نقش و عکس نیز دارد؛ ولى در ادبار که متوجه مى شود آن چه دارد بالذات نیست و بالغیر است، در این صورت که تدلّى و وابستگى خود را مى یابد اعتراف مى کند.

گویی اگر باچشم عقل به دنیا نگاه کنیم آن را ناکافی می یابیم و ابزاری برای صعود به سمت وجود کامل ولی با چشم جهل به آن سرگرم شده و از رشد و صعود باز می مانیم.

در سوره مؤمنون (آیات ۱۲ تا ۱۴) آمده است:«وَلَقَد خَلَقنا الانسانَ مِن سُلالَهِ مِن طِینٍ، ثُمّ جَعَلناهُ نُطفَهِ فی  قَرارِ مَکِینِ، ثَمّ خَلَقنا النُطفَهَ عَلَقَهَ فَخلقنا العَلَقَهَ مُضغَهَ ، فَخلقنا المُضغَهَ عِظاماً فَکَسَونا العِظامَ لحماَ ثُمّ أَنشأناهُ خَلقاً آخَرَ فَتَبارَکَ اللهُ أحسَنُ الخالقینَ.» در انتهای این آیات به خلقا آخر اشاره شده و بیان شده که انسان پس از طی کردن مسیر و جان گرفتن برای خلق دیگری آماده است و این مسیر جدید راه کمال است که مختارانه باید به صورت صعودی طی نماید.

رحم اول که باعث شکل گرفتن جسم انسانی است همان رحم مادر و رحم دوم که باعث تربیت و شکل گرفتن روح انسان است رحم طبیعت می باشد، انسانی که به دنیا می آید انسان بالقوه است و اگر در طول زندگی نفس خویش را تربیت کند در هنگام مرگ انسان بالفعل خواهد شد.

در هنگام خروج از این دنیا ملکاتی را کسب کرده که تصویرگر صورت اخروی او خواهند بود. گفته شده که نفس تعلق استکمالی به بدن دارد، یعنی نفس دنبال کامل شدن و بدن ابزار کامل کردن نفس است. اگر عقل بر قلب حاکم شود، نفس انسان با استفاده از اثرات رفتار، به سمت کامل شدن و توفیق می رود و اگر هوا جای عقل را بگیرد اثرات رفتار بر نفس انسان به سمت خذلان پیش خواهد رفت.(الهی قلبی محجوب و عقلی مغلوب و نفسی معیوب و هوایی غالب)

عصمت ویژگی عقل است و اگر هوای نفس بر قلب حاکم شود عصمت از میان می رود. فطرت انسانی نیز نمایانگر نحوه آفرینش اوست. عقل یا هوا می تواند در تشخیص مصداق گرایشات فطری موثر باشند.

مدل تصمیم گیری و کنش انسان با توجه به حدیث العُقولُ أئِمَّهُ الأَفکارِ، وَالأَفکارُ أئِمَّهُ القُلوبِ، وَالقُلوبُ أئِمَّهُ الحَواسِّ، وَالحَواسُّ أئِمَّهُ الأَعضاءِ از امام علی(ع) و مباحث معرفت نفس و کتاب اسرارالصلوه به شرح زیر می باشد: عقل، ملائکه و دواعی خیر (الهام) یا هوای نفس، شیطان و دواعی شر(وسوسه).

مشیت و اختیار انسان در هر تصمیم به یکی از این دو تعلق می گیرد و راه اثر را بر قلب هموار می کند، در قلب شاکله انسان اثر می گذارد و اگر در گذشته و محیط جهت گیری به سمت خیر باشد شاکله به خیر متمایل می شود و بالعکس.

الهام یا وسوسه در قلب اثر می کند و باعث میل و شوق به انجام کاری می شود، اراده، قصد و کلیات فعل در ذهن نقش می بندد، در مرحله بعدی حدود و اجزای فعل تعیین می شود (تقدیر) و در صورت ثبات کلیات و جزئیات (عزم)، به اعضا دستورات لازم داده می شود (جزم) و در نهایت اثری که از فعل به انسان می رسد یا باعث نور در قلب می شود (توفیق) و یا ظلمت و خذلان.

می توان با استفاده از این مدل کنشهای کارآفرینان را نیز تبیین نمود و از تشخیص تا بهره برداری از فرصت را تحلیل نمود.

انتهای پیام/

کد خبر : 72698
تاريخ ثبت خبر : ۱ مرداد ۱۳۹۷
ساعت بارگزاری خبر : ۱۳:۳۶
برچسب‌ها, ,

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)