| امروز سه شنبه, ۲۹ مهر , ۱۳۹۹ |
سرخط خبرها:

مروری بر کتاب؛


«سیاست فرهنگ در دانشگاه ایرانی(رویکردی فرهنگی به آموزش عالی)»

کتاب «سیاست فرهنگ در دانشگاه ایرانی(رویکردی فرهنگی به آموزش عالی)» به قلم سید ضیاء هاشمی به همت انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، منتشر شد.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه، کتاب «سیاست فرهنگ در دانشگاه ایرانی(رویکردی فرهنگی به آموزش عالی)» به قلم سید ضیاء هاشمی، دانشیار جامعه شناسی دانشگاه تهران و به همت انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی، منتشر شد.

فهرست این کتاب عبارتند از:
دیباچه پژوهشکده
مقدمه

بخش اول: فرهنگ دانشگاهی
فرهنگ دانشگاهی
دانشگاه و فرهنگ جامعه
دانشگاه و تعالی فرهنگ
فرهنگ جهادی در دانشگاه
فرهنگ دانش پرور
اعتدال و سیاست فرهنگ دانشگاهی
امید در فرهنگ دانشگاهی
دانشگاه به عنوان سرمایه اجتماعی 
اقتضائات رسالت اجتماعی دانشگاه
دانشگاه، قانون مداری و تحولات دانشگاهی
علم، فرهنگ و بین المللی شدن آموزش عالی در ایران

بخش دوم: فرهنگ نقد در دانشگاه
تکثر و نقد در فرهنگ دانشگاهی
بینش، معرفت و بصیرت دانشجویان
معلمی و مسئله پرورش در دانشگاه
علم و فرهنگ علمی
بسترهای مشارکت در فرهنگ دانشگاهی
کرسی های آزاداندیشی

بخش سوم: دانشگاه و توسعه
دانشجو، دانشگاه و تغییرات فرهنگی
دانشگاه و شکوفایی فرهنگ و اقتصاد
دانشگاه و توسعه
دانشگاه و تحول
دانشگاه و علم کاربردی

بخش چهارم: اخلاق، دین و دانشگاه
علم و دین
فرهنگ قرآنی در دانشگاه
استاد مطهری: الگوی معلمی
درباب دانشگاه اسلامی
منزلت علم و عالم
منزلت استاد و دانشجو
حجاب و ارزش های فرهنگی
نهاد حراست و فرهنگ دانشگاه
علم و صلح
آموزش عالی و جهان عاری از خشونت
اخلاق و حقوق دانشجویی

بخش پنجم: کارگزاران فرهنگی و جشنواره های فرهنگی
جشنواره های دانشگاهی و سیاست فرهنگی و علمی در دانشگاه
فعالیت های هنری دانشجویان
نشریات: رسانه های فرهنگ دانشگاهی
رسانه، دانشگاه و سرمایه اجتماعی
دشواری های کار فرهنگی در دانشگاه
کارشناسی و مدیریت فرهنگی در دانشگاه
نمایه

دیباچه پژوهشکده

دانشگاه امروزی در اثر چرخش های فرهنگی، اجتماعی و فناوری در عصر حاضر دستخوش تغییراتی شده و این تغییرات موجب ظهور مفاهیم تازه ای در مطالعات آموزش عالی، علم و فناوری گردیده است.
در این بستر جهانی، در سال های اخیر مطالعات فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی، علم و فناوری نه تنها مورد توجه واقع شده بلکه در نظام شناخت و آینده نگری آموزش عالی اهمیت محوری پیدا کرده است.
فهم چالش های پیش روی آموزش عالی و انتظارات از آن با تکیه بر مولفه های درونی و بیرونی نظام علم، تحلیل وضعیت فعلی و آینده نگری تعاملات میان دانشگاه و محیط پیرامون را به مدد مطالعات فرهنگی و اجتماعی ممکن می نماید و از این طریق می‌توان راهبردهایی تعادل بخش میان کارویژه های دانشگاه با نیازهای اجتماعی و بازار کار ارائه داد.
براین اساس مطالعات آموزش عالی و علم برای شناخت وضعیت موجود، ارزیابی تعاملات آن با جامعه و فرهنگ و ایفای نقش موثرتر آموزش عالی در ترسیم آینده کشور نیازمند بهره گیری از ظرفیت علوم اجتماعی و علوم انسانی و کاربست راهبردهای آن در عرصه سیاست گذاری و تصمیم گیری است.
برای دستیابی به این اهداف، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری از سال۱۳۸۲ با هدف پژوهش در زمینه های فرهنگی و عالی و توسعه علمی، ایفای نقش نهاد واسط میان دانشگاه و جامعه و به عنوان نهاد مولد اندیشه و اتاق فکر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در حوزه های مورد اشاره تاسیس شده و در پی انجام پژوهش ها و مطالعاتی در محورهای زیر است:
۱٫ پژوهش در زمینه مطالعات فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی، توسعه علمی و فناوری
۲. مطالعه در حوزه سیاست گذاری فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی
۳. توسعه کانون‌های تفکر در حوزه مطالعات  فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی و توسعه علمی
۴٫ آینده نگری دانشگاه ها و شناخت نیازهای جدید آموزش عالی در زمینه های اجتماعی و فرهنگی
۵٫ شناخت و بسط مطالعات میان رشته ای و روش های گسترش آن.
با توجه به اهداف فوق، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی در کنار برنامه ها و فعالیت های پژوهشی، اقدام به تالیف و ترجمه آثار علمی در زمینه های فوق برای توسعه و رشد این حوزه مطالعاتی و همچنین تامین منابع فکری و علمی لازم برای سیاست گذاری فرهنگی و اجتماعی در آموزش عالی نموده است.
امیدواریم کتاب های منتشر شده توسط این پژوهشکده، به بهترین شکل در دسترس استادان، مدیران، کارشناسان، علاقه مندان مطالعات فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی قرار گیرد و ارتقای کیفی کارویژه های آموزش عالی و علم در جامعه ایران به سهم خود نقشی فعال داشته باشد.

مقدمه

نهاد دانشگاه ریشه در جهان سنت و تاریخ گذشته دارد؛ اما صورت بندی متاخر آن طی چند قرن اخیر و به ویژه در جهان مدرن سبب شده است تا دانشگاه یکی از نهادهای اصلی مدرنیته و محل تعامل میان دانش، فرهنگ و جامعه باشد.
نهاد دانشگاه در جهان جدید، به منزله تولید کننده و متحول کننده دانشی است که می توان آن را هم به مثابه علم و هم به مثابه فرهنگ در نظر گرفت.
عموما وجه تخصصی و علمی دانشگاه مورد توجه و تمرکز بوده و اغلب به دانشگاه به مثابه نهاد تولید علم تخصصی و متخصص حرفه ای تاکید شده است.
مطالعات اخیر نشان می دهد که دانشگاه واسطه و محل تعامل و ترکیب دانش تخصصی و سنت های فرهنگی جامعه است. از این منظر، دانشگاه نهادی فرهنگی است.
از سوی دیگر دانشگاه به مثابه نهاد متولی جامعه پذیری شهروندان، علاوه بر کار کرد جامعه پذیری علمی، نقشی کلیدی در تربیت شهروندان آینده جامعه و متولیان آن دارد.
به همین سبب دانشگاه در امتداد مدرسه یک نهاد کلیدی در تولید و توسعه فرهنگ جامعه است. اما با وجود دانشگاه، همچنان کاربرد مفهوم فرهنگ و رویکرد فرهنگی به آموزش عالی و دانشگاه ابهام خاص خود را دارد.
حداقل می توان در سه سطح از مفهوم فرهنگ و رویکرد فرهنگی برای بررسی و تحلیل دانشگاه استفاده کرد که عبارتند از
۱- در یک تلقی وسیع می توان دانشگاه را به مثابه یک نهاد فرهنگی در کنار سایر نهاده جامعه در نظر گرفت که البته در سطوح عالی و بالاتری به تولید و توزیع فرهنگ می پردازد.
۲- در یک تلقی محدودتر، می توان از خرده فرهنگ های درونی دانشگاه صحبت کرد، فرهنگ گروه های علمی و فرهنگ و فرهنگ دانشکده ها و پردیس ها و حتی سنت های فرهنگ ملی دانشگاه ها به نوبه خود بخشی از فرهنگ دانشگاه را می سازند.
۳- در تلقى خاص تر از رویکرد فرهنگی و مفهوم فرهنگ برای فهم و بررسی علوم و معرفت شناسی دانش استفاده کرد.
همه این تلقی ها بیانگر آن است که دانشگاه را می بایست در رابطه با فرهنگ درک کرده و در همین رابطه برای آن سیاست گذاری کرد. به عبارت دیگر وجه فرهنگی، بیانگر وجوه بینادین نهاد دانشگاه است و آن را بدون توجه به این وجه، نمی توان فهمید.
دانشگاه، در بستر فرهنگ شکل می گیرد و عمل می کند؛ اما در نهایت رسالتی فرهنگی دارد. تقلیل نقش دانشگاه به یک نهاد تخصصی تولید علم و کارشناس، نه تنها در کی ناقص از این نهاد است؛ بلکه موجب انحراف و کژکارکردی این نهاد خواهد شد.
آموزش عالی، نهادی است که در کنار نقش تعلیمی و آموزشی، متولی نقش تربیتی نیز هست و چه بسا نقش تربیتی و فرهنگی دانشگاه مهم تر از نقش صرفا علمی آن باشد.
دانشگاه جایی است که در آن انسانها فرصتی برای تحقق خویشتن، تعالی وجودی و کسب فضیلت‌ها دارند. به همین دلیل دانشگاه در غایت خویش، به دنبال توسعه و ارتقای فرهنگی است.
توجه بیش از حد به وجه تخصصی و کارشناسی علم و دانشگاه، سبب غفلت از وجوه مهم فرهنگی و تربیتی آن شده است. این مسئله را نه تنها در دانشگاه های ایران؛ بلکه در دانشگاه های سراسر جهان می توان به اشکال مختلف دید.
هری لوئیس  برحسب تجربه خود در دانشگاه هاروارد و در نقد عملکرد امروزی دانشگاه، اینگونه می نویسد:
جان کلام اینکه دانشگاه ها نقش تربیتی خود را در قبال دانشجویان فراموش کرده اند. امروزه دانشگاه ها بهتر از همیشه در قالب تولید کننده و مخزن دانش عمل می کنند، ولی فراموش کرده اند وظیفه بنیادی آموزش … برای دانشجویان… این است که … در رشدشان کمک کند تا دریابند چه کسی هستند و کمک‌شان کند تا هدف بزرگتری را برای زندگی‌شان جستجو کنند، تا در نهایت هنگامی که کالج را ترک می کنند به انسان های بهتری تبدیل شده باشند.
پس در کل می توان گفت هدف تعالی علمی چنان بر نقش تربیتی دانشگاه ها سایه انداخته که این نکته فراموش شده این دوهدف (مکمل هم بوده) و با هم ضدیتی ندارند.
تجربه های جهانی و محلی بیانگر آن است که دانشگاه در هر صورت یک نهاد فرهنگی است و غفلت از وجه فرهنگی با مداخله غلط در آن، جامعه را از ظرفیت بالقوه عظیمی برای رشد و توسعه محروم می کند و گاه سبب آسیب دیدن جامعه نیز می شود.
در ایران مدرن نیز رویکرد فرهنگی به دانشگاه به صورت آگاهانه مورد توجه بوده است. تاسیس دانشگاه مدرن در ایران با هدفی فرهنگی؛ یعنی رشد و توسعه فرایند ملی سازی همراه بود و بعد از انقلاب اسلامی هم در خدمت اهداف و ارزش های انقلاب و دین تعریف شد.
درهر حال، تاسیس  توسعه دانشگاه در ایران فراتر از کارکردهای علمی و تولید مختصص در آن، یک سیاست فرهنگی برای توسعه اجتماعی و فرهنگی بوده است.
مدل این سیاست گذاری فرهنگی در آموزش عالی ایران، از بالا به پایین و در نهایت الگویی تک صدایی بر آن حاکم بوده است.
 از همان آغاز دانشگاه محل تجمیع میراث فرهنگی، داشته های فرهنگی امروزی و افق های فرهنگی آینده بوده است.
 وجه فرهنگی در نهاد دانشگاه ایرانی، ببه طور صرف یک وجه توصیفی در معنای جامعه شناسی نبوده؛ بلکه درکی ایجابی، ارزشی و نخبه گرایانه از فرهنگ وجود داشته و در هر دوره ای ذیل فرهنگ مطلوب و آرمانی در سیاست گذاری های رسمی و غیررسمی در دانشگاه ایرانی دنبال شده است.
به همین جهت سیاست فرهنگ در دانشگاه؛ یعنی نزاع و تعامل میان گفتمان های مختلف گروه های گوناگون بر سر تعریف فرهنگ مطلوب و آرمان های نهاد دانشگاه، در جریان بوده است.
این جریان پویای فرهنگ های دانشگاهی در ایران، بخشی از حیات خلاقانه دانشگاه ایرانی به مثابه یک نهاد پیشرو و پیشگام در تولید و توسعه فرهنگ بوده است.
مدیریت فرهنگی آموزش عالی ایرانی مستلزم سیاست گذاری هایی است که از یک سو تعادلی میان کارکردهای فرهنگ دانشگاه و بستر کلان جامعه ایران و نیازهای آن ایجاد کند و از سوی دیگر مانع از تقلیل تنوع خلاق فرهنگ های دانشگاهی به یک مدل خاص و محدود از فرهنگ شود.
آنچه مهم است حفظ و توسعه چندصدایی و تکثر فرهنگی دانشگاه ایرانی است تا بتواند بستری برای رقابت و خلاقیت در زمینه فرهنگ ایرانی اسلامی و در راستای ارزش های متعالی جامعه و به دور از تنگ نظری های گروهی و حزبی باشد.
بنابراین سیاست گذاری فرهنگی در دانشگاه ایرانی مستلزم این تنوع و ایجاد فضای گفتگویی و توسعه زمینه های آزاداندیشی به عنوان شاه کلید رشد و خلاقیت روح فرهنگی دانشگاه ایرانی است.
در یادداشت ها و گفتارهای حاضر که به مناسبت های مختلف حسب مسئولیت اینجانب در معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم تحقیقات و فناوری در محیط های دانشگاهی ارائه شده، تلاش شده است دو ایده محوری برای فرهنگ دانشگاهی ایران برجسته شود: ۱- آزاداندیشی و گفتگو به عنوان شروط اصلی حیات پویای روح فرهنگی دانشگاه در نظر گرفته شود 
۲- تعامل خلاق فرهنگ دانشگاهی و ارزش های متعالی جامعه ما که در انقلاب اسلامی متجلی شده اند، زمینه حرکت به سمت نقطه مطلوب است.
البته شرط اصلی تحقق این دو ایده، پذیرش و دفاع از استقلال نهاد دانشگاه از سایر نهادهاست. این ها ایده محوری بحث های صورت گرفته در این مجموعه است.
برای فراهم کردن بسترهای توسعه فرهنگی دانشگاهی، می بایست آن را در رابطه ای مستمر با کلیت جامعه و فرهنگ ایرانی در نظر گرفت. در این رابطه نیز به شرط تحقق دو شرط فوق؛ دانشگاه ایرانی، پیشروترین نهاد برای پیشرفت و توسعه پایدار در این کشور خواهد بود و نقشی حیاتی و بی بدیل در رشد فرهنگی و اجتماعی ایران داشته و خواهد داشت.
پیشرو بودن آموزش عالی در توسعه فرهنگی ایران، مستلزم رویکردی انتقادی و بازاندیشانه در سیاست گذاری فرهنگی دانشگاه ایرانی است، تا از یک سو قانون گرایی را محور فعالیت های دانشگاه قرار دهیم و از سوی دیگر سیاست زدگی و شعارزدگی را از محیط دانشگاه دور کنیم. شرط موفقیت دانشگاه ایرانی، حفظ استقلال و تضمین معیارهای فرهنگ علم و آزاداندیشی و گفتگو در آن است.
اینها شروط حیاتی برای پویایی دانشگاه ایرانی است تا بتواند به عنوان نهادی فرهنگی و در رابطه با فرهنگ کلان جامعه، برای جستجوی حقیقت و با خدمت گذاری به نیازهای متعالی و حتی نیازهای مادی جامعه باشد.
این مجموعه سعی در بازتعریف فرهنگ دانشگاهی نه به عنوان امر فوق برنامه؛ بلکه به عنوان رکن اصلی و کلیدی حیات دانشگاهی در تعامل و تعادل با کارکرد تولید علمی آن دارد.
آنچه اهمیت دارد بازاندیشی مداوم در نقش فرهنگی دانشگاه ایرانی است. در تربیت نسل ایرانی، باید ارتباطی منطقی بین آنچه داشته ایم، آنچه داریم و آنچه مطلوب است که داشته باشیم، ایجاد کنیم.
در این کتاب تلاش شده است تا این ارتباط در برخی زوایای فرهنگ دانشگاهی بیان و تبیین شود. .
در پایان از پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی که نقش به سزایی در توسعه رویکرد فرهنگی به دانشگاه و آموزش عالی داشته و امکان نشر این کتاب را فراهم کردند تشکر می کنم.
همچنین به سهم خود از همه همکارانی که جمع آوری این یادداشت ها و پیاده سازی گفتارها در مناسبت های مختلف دانشگاهی، قدردانی می کنم.
امید دارم رشد درک فرهنگی از دانشگاه، بستر مناسب تری برای کنشگری فعالانه دانشگاهیان در فرهنگ ایران فراهم کند.
کتاب «سیاست فرهنگ در دانشگاه ایرانی(رویکردی فرهنگی به آموزش عالی)» پاییز ۹۶ در ۳۳۸ صفحه و با قیمت ۱۸هزار تومان روانه بازار فروش شد.

انتهای پیام/

کد خبر : 67609
تاريخ ثبت خبر : ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۷
ساعت بارگزاری خبر : ۰۹:۵۳
برچسب‌ها, , , ,

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)