| امروز جمعه, ۲ آبان , ۱۳۹۹ |
سرخط خبرها:


اقتصاد دوران دفاع مقدس مقاومتی بود؟

جنگ تحمیلی در شرایطی اتفاق افتاد که اقتصاد ایران که تا پیش از انقلاب به شدت بر درآمدهای نفتی متکی بود، در آستانه اجرای برنامه ها و اقداماتی در جهت خودکفایی و نیز کاهش وابستگی به نفت برای تحول در اقتصاد کشور قرار داشت. جنگ باعث شد بخشی از بودجه کشور به امور دفاعی تخصیص یابد و بسیاری از اراضی حاصل خیز و نیز واحدهای اقتصادی کشور از بهره‏وری خارج شود.

پایگاه خبری-تحلیلی طلیعه، مهدی خدام؛ اقتصاد و جنگ دو متغیری هستند که درباره ارتباط تئوریک آنها بحث‏ های عمیق و متعارضی انجام شده است. تاریخ جوامع بشری در عین حال که در برگیرنده گرایش گسترده به رشد، شکوفایی و رفاه اقتصادی بوده، با نزاع‏ ها و جنگ ‏های خونین بسیاری نیز همراه بوده است. در نگاه اول شاید این‏ گونه تصور شود که جنگ‏ ها بیشتر محصول دغدغه ‏ها و اختلافات انسان‏ ها در امور سیاسی ـ امنیتی بوده و ارتباط عمیقی با نیازهای اقتصادی ندارند، اما مطالعات فراوانی که در این زمینه انجام شده خلاف این قضیه را نشان می ‏دهند. جنگ اگرچه ظاهراً پدیده‏ای مخرب و پرهزینه است، اما پیوند عمیقی با امور اقتصادی دارد.

هنگام جنگ، هدف اولیه و فوری دولت‏ ها پیروزی است و در این راستا از کلیه منابع و امکانات موجود بهره می ‏گیرند. ممکن است جنگ بر سر مسایلی در گرفته باشد که اصولاً صرف هزینه‏ های سنگین جنگ به لحاظ اقتصادی عقلانی نباشد؛ اما جنگ ادامه می ‏یابد، چرا که در بسیاری از جنگ‏ ها تصمیم‏ گیران فراتر از دایره محاسبات اقتصادی عمل می ‏کنند.

در جنگ، ابزارها و امکانات اقتصادی نقش سلاح را بازی می‏ کنند. تخصیص بودجه در جنگ، جهت ‏گیری خاصی پیدا می ‏کند و گرایش به تقویت صنایع خاصی چون فولاد و تسلیحات بیشتر می ‏شود. سهم بودجه دفاعی افزایش می ‏یابد که تأثیر منفی بر بخش‏ های رفاهی باقی می‏ گذارد. در حالی که در جنگ ممکن است نیاز به هزینه ‏های بهداشت و سلامت افزایش یابد، اما افزایش هزینه ‏های جنگ ممکن است تأثیر منفی بر آن بگذارد.

اگرچه دولت ‏ها معمولاً در طول جنگ از ابزارهای مالی و پولی برای تأمین هزینه ‏های جنگ استفاده می‏ کنند، اما آنها با این واقعیت مواجهند که تحمیل فشار اقتصادی بر مردم می ‏تواند انگیزه آنها را در حمایت و پشتیبانی از جنگ تضعیف کند. بر این اساس ممکن است با اعمال یک سیاست توزیعی حساب شده تا حدی از فشارها علیه مردم بکاهند. چنین سیاست‏ هایی با هر ترفندی که ترسیم و اعمال شوند، مانع صدمات اقتصادی جنگ نمی ‏شود؛ تنها ممکن است عوارض محسوس صدمات را به آینده منتقل کنند. از این‏رو، دولت پس از پایان جنگ با دشواری‏ها و معضلات مختلفی مواجه خواهد بود و همین مشکلات می‏ تواند بر موقعیت و محبوبیت آن اثر منفی بگذارد. “در دوره جنگ، کنترل دولت‏ها بر سیاست‏های اقتصادی‏شان معمولاً ضعیف‏تر از شرایط عادی است و احتمال شکست طرح‏ها و انتظارات بالاست”(۱).

 

اقتصاد مقاومتی

به یقین با پیروزی انقلاب اسلامی، در بسیاری از عرصه ها به شکوفایی های، چشمگیری دست یافته ایم. این امر برای دولت های استکباری بسیار نگران کننده بوده و خشم آنان را بر انگیخته است؛ به طوری که در یک زمان جنگ سرد، در زمانی تهاجم فرهنگی و هم اکنون از تحریم اقتصادی به عنوان سلاح علیه کشور ما استفاده می نمایند.

نظام سلطه در گذشته بیشتر در عرصه جنگ و اشکال نظامی وارد عمل می شد و اکنون با بکارگیری استراتژی دیگری به نام تحریم اقتصادی بر کشورهایی که با مقابله با آنان برخاسته اند، مبارزه می کند. “نظام استکبار اغلب برای این که یک کشور تصمیم و اراده خود را به منصه ظهور برساند، به برقراری تحریم مبادرت می ورزد. این مورد بویژه در خصوص امریکا صادق است، زیرا این کشور برای این که بخواهد رهبری خود را در عرصه جهانی نشان دهد، به تحریم متوسل می شود”(۲).

ایالات متحده آمریکا و کشورهای غربی از همان ابتدای شکل گیری انقلاب اسلامی ایران، خصومت های خود را پنهانی و آشکار علیه ایران اسلامی شروع کردند که یکی از مهمترین ابزار فشار بر ایران تحریم هایی بود که تا کنون اعمال شده است، تا با این وسیله به هدف های خود که مهمترین آن همراه کردن ایران با خود می باشد، دست پیدا کنند.

 

تعریف اقتصاد مقاومتی

اقتصاد مقاومتی مختص زمان تحریم و جنگ نیست؛ بلکه یک چشم انداز بلندمدت پیش روی اقتصاد ایران است. اقتصاد ایران در سایه تفکر جمهوری اسلامی و عدالت خواهی همیشه آماج حملات ناجوانمردانه استکبار و صهیونیزم جهانی خواهد بود. در حقیقت اقتصاد مقاومتی در رویارویی و تقابل با اقتصاد وابسته و مصرف کننده قرار می گیرد؛ لذا منفعل نیست و در مقابل اهداف اقتصادی سلطه ایستادگی می کند و سعی در تغییر ساختارهای اقتصادی موجود و بومی سازی آن بر اساس جهان بینی و اهداف دارد.

اصطلاح اقتصاد مقاومتی برای اولین بار در تاریخ ۱۶ شهریورماه ۱۳۸۹، توسط مقام معظم رهبری در دیدار ایشان با جمعی از کارآفرینان سراسر کشور مطرح شد. “اقتصاد مقاومتی یعنی تشخیص حوزه های فشار و به دنبال آن تلاش برای کنترل و بی اثر کردن آن ها و در شرایط آرمانی تلاش برای تبدیل این فشارها به فرصت است. رویکرد این اقتصاد، کاهش وابستگی ها و تاکید روی مزیت های تولید داخل و تلاش بر خود اتکایی است” (۳). اقتصاد مقاومتی روشی برای مقابله با تحریم ها علیه یک منطقه یا کشور تحریم شده می باشد. در شرایطی که صادرات و واردات هیچ کدام برای آن کشور مجاز نمی باشد.

 

ابعاد و مولفه های اقتصاد مقاومتی

با توجه به سخنان مقام معظم رهبری در محافل گوناگونی که برگزار شده است، می توان مؤلفه های اقتصاد مقاومتی را تبیین نمود که عبارت است از:

  1. مردمی نمودن اقتصاد
  2. تقویت فرهنگ کار و تولید
  3. کاهش وابستگی به ذخایر زیرزمینی
  4. اصلاح الگوی مصرف و پرهیز از اسراف
  5. حمایت از تولید ملی
  6. استفاده حداکثری از همه ظرفیت ها
  7. روح خودباوری و خوداتکایی
  8. توجه به اقتصاد دانش بنیان

وضعیت اقتصادی ایران و سیاست‌های اقتصادی اجرا شده در دوره جنگ

جنگ تحمیلی در شرایطی اتفاق افتاد که اقتصاد ایران که تا پیش از انقلاب به شدت بر درآمدهای نفتی متکی بود، در آستانه اجرای برنامه ها و اقداماتی در جهت خودکفایی و نیز کاهش وابستگی به نفت برای تحول در اقتصاد کشور قرار داشت. جنگ باعث شد بخشی از بودجه کشور به امور دفاعی تخصیص یابد و بسیاری از اراضی حاصل خیز و نیز واحدهای اقتصادی کشور از بهره‏وری خارج شود. همه اینها موجب شد اصلاح ساختار اقتصادی و بهبود مدیریت اقتصاد کشور با مشکلات بسیاری روبرو شود و کماکان درآمدهای نفتی که در آغاز انقلاب به دلیل کاهش عمده و برنامه ریزی شده، صدور آن کاهش یافته بود، مجدداً نقش مؤثر و عمده ای را در اقتصاد ایران ایفا کند.

الف) وضعیت اقتصادی ایران در دوران جنگ

اقتصاد ایران در طول جنگ تحمیلی سه دوره رکود و رونق اقتصادی را تجربه کرد:

دوره اول: رکود اقتصادی (۱۳۶۰-۱۳۵۹)

رکود اقتصادی که از نیمه سال ۱۳۵۶ شروع شده بود، با پیروزی انقلاب و مشکلات داخلی و آغاز جنگ، تا سال ۱۳۶۰ ادامه یافت. با شروع جنگ، مراکز صنعتی و تجاری در جنوب غربی کشور به شدت آسیب دید یا در معرض آسیب و تهدید قرار گرفت. در این دوره، با وجود بالا بودن قیمت نفت در بازارهای جهانی، درآمدهای نفتی ایران به دلیل کاهش صادرات نفت، تنزل یافته بود. “رکود اقتصادی، وضعیت نامطلوب شاخص های کلان اقتصادی، بالا بودن قیمت نفت، تولید و صادرات پایین نفت و کمتر از ظرفیت کشور، فشارهای سیاسی و بین‌المللی و تشدید نبردهای زمینی از جانب هر دو طرف درگیر، از جمله خصوصیات این دوره بوده است” (۴). در این دوره، بخشی از مراکز مهم اقتصادی و صنعتی تخریب شد یا در معرض تهدید قرار گرفت.

دوره دوم: رونق اقتصادی (۱۳۶۴- ۱۳۶۱)

در پی اقدامات ایران برای باز پس گیری مناطق اشغال شده و اجرای عملیات های بزرگ و موفقی همچون بیت‏المقدس که به آزادی خرمشهر و مناطق وسیعی از کشورمان در خرداد ۱۳۶۱ منجر شد، بخش مهمی از مراکز اقتصادی کشور از تیررس دشمن و تهدیدهای آن رهایی یافتند و با افزایش صادرات نفتی، درآمدهای حاصل از آن نیز افزایش یافت؛ لذا برخی شاخص های اقتصادی نشان دهنده بهبود اوضاع اقتصادی در سال ۱۳۶۱، به نسبت دو سال قبل از آن می باشد.

دوره سوم: رکود اقتصادی (۱۳۶۷-۱۳۶۵)

رکود شدید اقتصادی، وضعیت نگران کننده شاخص‌های اقتصادی، کاهش شدید قیمت نفت و درآمدهای نفتی، فشارهای شدید بین‌المللی، افزایش نبردهای زمینی، تشدید حملات عراق به مراکز اقتصادی و غیرنظامی، گسترش و تشدید جنگ نفتکش‌ها، حضور ناوگان جنگی قدرت های شرق و غرب، و درگیری مستقیم با آمریکا از خصوصیات این دوره است. فشارهای بین‌المللی نقش مهمی در این دوره داشت؛ به طوری که از یک سو ایران را از دسترسی به بازارهای معمول و ارزان اسلحه محروم کرد و از سوی دیگر، دخالت قدرت‏های خارجی و کشورهای منطقه مانع از پیروزی سریع و قاطع ایران بر عراق شد.

ب) سیاست‌های اقتصادی دوران جنگ

صادرات

صادرات به دلیل نقشی که در افزایش درآمد ارزی و ایجاد تقاضا برای تولید داخلی دارد، در دوره جنگ نیازمند توجه بیشتری است. تجارت خارجی ایران با صادرات تک‏محصولی (نفت) و وابستگی شدید به ارز حاصل از آن شناخته می‏شود. بدین معنا که “در سال‌های متمادی، همواره سهم صادرات نفتی روبه افزایش بوده و در مقابل صادرات غیرنفتی سیر نزولی داشته است” (۵). “میزان و سهم درآمدهای نفتی از کل صادرات کشور همواره غالب بوده است که این مطلب در مورد دوران جنگ نیز صدق می کند. ارزش صادرات کالاهای نفتی وغیرنفتی در دوره زمانی ۶۷-۱۳۵۸به ترتیب عبارت از ۳۳۴، ۱۲۲و۳۷۷،۶ میلیون دلار بوده است” (۶).

به طور کلی سال‌های اولیه انقلاب (۱۳۵۸-۱۳۶۱) به دلیل بروز جنگ تحمیلی و اعمال تحریم‌های اقتصادی، صادرات غیرنفتی سیر نزولی داشت و از ۸/۸۱۱ میلیون دلار در سال ۱۳۵۸به ۲۸۴ میلیون دلار در سال ۱۳۶۱رسید. از سال ۱۳۶۱با توجه به اعمال سیاست‌های تشویقی مانند پرداخت جوایز ریالی، صدور مجوز واردات در قبال صادرات، معافیت درصدی یا کامل پیمان سپاری ارزی برای برخی کالاها (نظیر فرش)، صادرات غیرنفتی با افزایش مواجه شد به طوری که از ۲۸۴ میلیون ریال در سال ۱۳۶۱ به ۱۰۳۶ میلیون ریال در سال ۱۳۶۷رسید. در دوران جنگ، صادرات کالاهای کشاورزی و دستی بیشترین سهم را در کل صادرات غیرنفتی داشته‌اند که نشان‏دهنده ترکیب نامناسب صادرات غیرنفتی می‏باشد.

واردات

در دوره جنگ به دلیل اهمیتی که نوع مصرف درآمدهای ارزی دارد، دولت در تعیین نوع و مقدار واردات دخالت زیادی می‌کند؛ زیرا دولت به دنبال دستیابی به حداکثر رفاه و فرصت، با حداقل مصارف ارزی می باشد. از این‏رو، از ابزارهای گوناگونی مانند اعمال محدودیت‌های مقداری و افزایش تعرفه‌ها استفاده می شود تا واردات به تأمین نیازهای اساسی محدود شود. واردات کشور حتی در دوران جنگ نیز نمی‏تواند امر منفی تلقی شود، مگر اینکه میزان و نوع کالاها اغلب مصرفی باشد و یا در مواردی با افزایش درآمد دولت‏ها وافزایش کالاهای مصرفی و لوکس، واردات بی‏رویه افزایش یابد که چنین وضعیتی نگران کننده است.

نظام پولی و بانکی و سیاست‌های پولی

نظام پولی و بانکی به دلیل نقش تعیین کننده پول در اقتصاد و اهمیت سازمان‏های بانکی در اداره پول، از اهرم‏های اساسی دخالت دولت در امور اقتصادی به شمار می رود. اهرم پولی و بانکی در کنار اهرم‏های بودجه و برنامه، قدرت اقتصادی مهمی را در اختیار دولت قرار می‏دهد که بنا به ماهیت دولت، کل اقتصاد جامعه را می‏تواند تحت تأثیر قرار دهد.

نقدینگی

نقدینگی بنا به تعریف عبارت است از مجموع حجم پول وشبه پول. لذا با افزایش حجم پول و شبه پول، نقدینگی در جامعه افزایش می یابد که اگر رشد آن با رشد تولید تناسب نداشته باشد، یکی از دلایل اصلی افزایش تورم محسوب می شود. نظر به اینکه کنترل تورم در دوره جنگ اهمیت بسیاری داشته، رشد نقدینگی با حدود ۱۸ درصد، نسبت به دوره قبل از آن (۱۳۵۲-۵۷) که معادل ۳۴درصد بوده، و همچنین نسبت به دوره های پس از جنگ نیز کمتر بوده است. “بررسی نقدینگی در سال‌های جنگ نشان می دهد که دولت همواره برای کنترل نقدینگی در تلاش بوده است، طوری که در سال ۱۳۶۳رشد نقدینگی به ۶درصد کاهش یافته که این میزان از سال ۱۳۵۳ تاکنون بی سابقه بوده است” (۷).

مبارزه با احتکار و گران‌فروشی

یکی از موضوعات مهم و مورد ابتلا در دوران جنگ، به ویژه در سال‌های پایانی آن، افزایش فعالیت شبکه‏های زیرزمینی احتکار کالا و گران‌فروشی بود. این گونه اقدامات با کاهش واردات و کمبود مایحتاج عمومی و همچنین افزایش نرخ تورم و ادامه جنگ و بحران اقتصادی، شدیدتر می شد تا جایی که دولت برای مبارزه با گران‌فروشی و احتکار ناچار شد با شدت بیشتر عمل کند.

اجرای سامانه جیره بندی و نظارت و کنترل شدید دولت بر قیمت‏ها و نحوه توزیع کالا که در آن موقعیت، اقدامی ضروری و لازم بود، محاسن و معایبی را به همراه داشت. توزیع کالاها با قیمت‏های دولتی به مردم، که معمولاً کمتر از تقاضای مردم می باشد، به گسترش شبکه‏های زیرزمینی و احتکار و گران‌فروشی انجامید.

استفاده از سیاست‌های حمایتی و سهمیه‌بندی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی، عواملی چون تحریم اقتصادی ایران، ضبط ذخایر ارزی کشور و کاهش برخی از تولیدات داخلی به کمبود و گرانی کالاهای اساسی منجر شد. در آن زمان، به ویژه در سال‌های اولیه جنگ تغییراتی در نظام پرداخت یارانه به وجود آمد که مهم‏ترین مشخصه آن نظام سهمیه‌بندی کالاهای اساسی بود که در کشورهای درگیر جنگ و بحران اقتصادی به آن روی می آورند. “کالاهای اساسی را دولت با قیمت ثابت عرضه می کرد و برای جلوگیری از کمبود و افزایش قیمت کالاهای اساسی، دخالت خود را در تهیه و توزیع این کالاها افزایش داد و طرح توزیع عادلانه کالاهای اساسی را با ایجاد بسیج اقتصادی در سال ۱۳۶۰ و با انتشار کوپن و اجرای سامانه سهمیه بندی کالاهای اساسی به اجرا درآورد. اما وجود احتکار و بازار سیاه موجب شد تا قیمت این کالاها در بازار آزاد به چندین برابر برسد” (۸).

 

تجربه مقاومت در جنگ و عوامل آن (تعمیم آن به دوران اقتصاد مقاومتی)

با نگاهی به آنچه در دوران دفاع مقدس رخ داده است، بخش هایی از مهم ترین اتفاقات اقتصادی آن دوران در بخش قبل ذکر شد، می توان دریافت که بسیاری از مولفه ها و ابعاد اقتصاد مقاومتی در آن دوران شکل گرفته است و می بایست با مطالعه دقیق به این تجربه گرانقدر دست یافت. به عبارت دیگر، برای آن که بتوانیم اقتصاد مقاومتی را که با شدت گرفتن فشارهای دشمن در عرصه جنگ نرم اقتصادی، پا به عرصه وجود گذاشته است، تئوریزه و به صورت علمی بیان نماییم، باید از تجربه موفق اقتصاد ایران در دهه ۶۰ و تعبیر دیگر اقتصاد دفاع مقدس بهره ببریم. در ذیل به برخی از اصلی ترین ویژگی های مشترک اقتصاد مقاومتی با تجربه اقتصادی دوران دفاع مقدس پرداخته می شود که با نگاهی به این لیست می توان دریافت اصلی ترین مولفه ها و ویژگی های اقتصاد مقاومتی در آن دوران روی داده است.

۱- مردم در جنگ نقش اصلی را ایفا می کردند (حضور نیروی مردمی از همه اقشار در جنگ)؛

۲- نقش موثر باورمردم نسبت به مقاومت در برابر دشمن (گره خوردن مقاومت با اعتقادات دینی)؛

۳- بالا بودن انگیزه تحمل در برابر سختی ها؛ کاستی ها و مشکلات ( وجود روحیه ایثار)؛

۴- داشتن انگیزه مقاومت مبتنی بر ارزشها و باورهای دینی؛

۵- حضور نیروهای جوان مردمی با انگیزه بالا و با آگاهی و بصیرت و داشتن روحیه ایثار و شهادت طلبی؛

۶- اطاعت از رهبری و ولایت (پیروی از مرکز تصمیم گیری واحد)؛

۷- عدم وجود اختلاف در مسیر مبارزه همه جانبه و حضور در صحنه های مقاومت از سوی مسئولین؛

۸- وجود اتحاد و انسجام کامل و وحدت نظر بین مسئولین و همچنین مردم و مسئولین؛

۹- باور به تهاجم دشمن و عدم وجود خیر خواهی در سطح منطقه و بین المللی دشمنان؛

۱۰- قرار دادن امکانات و تجهیزات و ابزار مقاومت در اختیار جنگ؛

۱۱- حضور فرهنگ مقاومت به عنوان یک امر ارزشمند در زندگی مردم؛

۱۲- نبود فرهنگ مصرف زدگی، تجمل گرائی، رفاه طلبی و سهم خواهی و سیاست زدگی در بین مسئولین؛

۱۳- تلاش در جهت کاهش وابستگی و اتکاء به بیگانگان؛

 

نتیجه گیری

پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و عدم توفیق آمریکا برای به انحراف کشاندن و مصادره انقلاب، لجاجت آشتی ناپذیری بدلیل از دست رفتن منافع خود از خویش نشان داده است و این لجاجت و دشمنی در سه دهه بگونه های مختلف ظهور و بروز کرده است. در ابتدای انقلاب، کشور با چالش گروهک های معاند و بعد از آن به مدت ۸ سال به کشور جنگ تحمیل شد تا کشور از مسیر اصلی خود منحرف شود.

اقتصاد در دوران دفاع مقدس با شاخصه ها و مولفه هایی همراه بوده است که شناخت راز موفقیت در آن دوران در این حوزه می تواند راهکارهای اساسی جهت نیل به الگوی اقتصاد مقاومتی را نشان دهد. شاخص هایی چون حضور نیروی مردمی از همه اقشار در جنگ، گره خوردن مقاومت با اعتقادات دینی، وجود روحیه ایثار، پیروی از مرکز تصمیم گیری واحد، نبود فرهنگ مصرف زدگی، تجمل گرائی، رفاه طلبی و سهم خواهی و سیاست زدگی در بین مسئولین و … نشان می دهد در آن دوران یک مدل اقتصادی موفق در کشور شکل گرفته بوده است که می تواند راه گشای مشکلات فعلی کشور نیز باشد.

پی نوشت

۱- قنبرلو، ص ۱۴

۲- بهروزی فر، ص ۲۰۱

۳- جعفرزادگان و حبیبی، ص ۹

۴- دژپسند و رئوفی، ص ۹۴

۵- ابریشمی، ص۸۹

۶- رزاقی، ص۱۰۳

۷- دژپسند و رئوفی، ص ۱۷۳

۸- امینی، ص ۳۵

منابع

بیانات رهبر معظم انقلاب در سال های گوناگون

ابریشمی، حمید (۱۳۷۵) اقتصاد ایران، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول

امینی، مجید (۱۳۸۸) وضعیت اقتصادی ایران و سیاست‌های اقتصادی اجرا شده در دوران جنگ، مجله نگین ایران، دوره ۸، شماره ۳۰، پاییز، صفحه ۲۱-۳۹                          

بهروزی فر، مرتضی (۱۳۸۳) اثر تحریم های یک جانبه آمریکا بر اقتصاد بازرگانی، ایالات متحده و بازارهای جهانی انرژی، فصلنامه و پژوهشنامه، بازرگانی، شماره ۳۳، زمستان، صص ۲۳۹-۱۹۵

جعفرزادگان، امیر و حبیبی، احسان اله (۱۳۹۱) اقتصاد مقاومتی: مفهوم، ضرورت، واقعیت، مجموعه مقالات همایش ملی بررسی و تبیین اقتصاد مقاومتی، دانشگاه گیلان

دژپسند، فرهاد و رئوفی، حمید رضا (۱۳۸۷)، اقتصاد ایران در دوران جنگ، تهران: مرکز اسناد دفاع مقدس

رزاقی، ابراهیم (۱۳۷۶) آشنایی با اقتصاد ایران، تهران: نشر نی، چاپ اول

قنبرلو، عبدالله (۱۳۸۸) اقتصاد و جنگ: ارتباط نظری، مجله نگین ایران، دوره ۸، شماره ۳۰، پاییز، صفحه ۹-۲۱

کد خبر : 6167
تاريخ ثبت خبر : ۱۶ خرداد ۱۳۹۴
ساعت بارگزاری خبر : ۱۹:۱۹

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)