| امروز یکشنبه, ۲ مهر , ۱۳۹۶ |
سرخط خبرها:

معرفی کتاب؛


آینده انقلاب اسلامی ایران

فصل دوم کتاب آینده انقلاب اسلامی با عنوان آزادی عقیده محور گزارش ما از کتاب نامبرده خواهد بود. البته در صدد بازخوانی و ترقیق معنای نظر استاد نیستیم بلکه صرفاً در پی معرفی این دیدگاه و فتح بابی برای آزادانه اندیشان عالم تفکر هستیم.

 به گزارش «خبرنگار پایگاه تحلیلی طلیعه» زهرا شمیرانی؛ تفکر شهید مرتضی مطهری از اندیشمندان آزاد اندیش ایرانی بود که در راستای تعالیم اسلامی و اعتلای جمهوری اسلامی از هیچ مجاهدتی دریغ نورزیدند، اندیشه این مرد بزرگ ـ گرچه در مدت کوتاه حیاتش پس از پیروزی انقلاب اسلامی ـ بسیار در تبیین جایگاه جمهوریت و اسلامیت در نظام اسلامی ایران مفید فایده بود اما پس از شهادت وی ارزشی صد چندان یافت.


آثار
استاد که اغلب پیاده شده ی سخنرانی های او در مجامع دانشگاهی و حوزوی و محافل مردمی و انقلابی است تا امروز پس از گذشت بیش از سه دهه برای آحاد مردم و به ویژه طبقه تحصیلکرده گان دانشگاهی و حوزوی در خور تأمل و تعمق است.از میان مجموعه کثیر آثار او به سراغ «آینده انقلاب اسلامی ایران » رفته ایم چرا که در این کتاب مباحث بسیار مهم پیرامون تبیین انقلاب اسلامی و پاسخ های تاکنون زنده ای که به پرسش ها و شبهات در خصوص انقلاب داده شده؛به بحث جداگانه ای با عنوان آزادی عقیده پرداخته شده که به نظر می رسد در کشاکش مباحث تحول در علوم انسانی و اسلامی و بومی سازی علوم انسانی و در چالش های میان موافقان و مخالفان این مهم جای طرح چنین بحثی بسیار خالی است.از همین رو در این یادداشت به ارائه گزارش مختصر و خلاصه ای از کتاب فوق الذکر می پردازیم.

باشد
که خوانندگان جوان بیش از پیش به آثار این آزاد اندیش نمونه ی جهان اسلام رجوع کرده و پاسخ بسیاری از سؤالات و دغدغه های فکری خویش را بیابند و پراهمیت تر از پاسخ به پرسش ها،اینکه روش استاد در آزاد اندیشی پیشه ی پویندگان راه تحول قرار بگیرد.

کتاب
آینده انقلاب اسلامی ایران مشتمل بر مجموعه سخنرانی های استاد مرتضی شهید مطهری است که در فاصله ی پیروزی انقلاب یعنی ۲۲ بهمن ۵۷،تا شهادت استاد در مراسم گوناگون از جمله در جمع مارکسیست ها و دانشجویان و . . . ایراد شده است.و پس از شهادت او به این شکل جمع آوری و پیاده گشته است.

کتاب
مشتمل بر ۵ بخش از جمله : اهداف روحانیت در مبارزات ، مفهوم آزادی عقیده ، تحلیل انقلاب اسلامی ایران ، آینده انقلاب اسلامی ایران ، و درباره جمهوری اسلامی است.

در بحث آخر شهید به بحث مشهور اسلامیت و جمهوریت می پردازد که این بحث، مباحث فصل سوم و چهارم در یک میز گرد تلویزیونی و به شکل پرسش و پاسخ صورت گرفته است. در فصل اول نیز دیدگاه نسبتا ً مشهور اما مهجور استاد مبنی بر عدم پذیرش مشاغل و پست های دولتی از جانب روحانیون در کنار سایر مباحث پیرامون روحانیت مطرح شده. اما فصل دوم کتاب با عنوان آزادی عقیده که محور گزارش ما از کتاب نامبرده خواهد بود،به غایت مغفول واقع شده.


ما
در نوشتار پیش رو در صدد بازخوانی و ترقیق معنای نظر استاد نیستیم بلکه صرفاً در پی معرفی این دیدگاه و فتح بابی برای آزادانه اندیشان عالم تفکر هستیم؛
این سخنرانی به دعوت مارکسیست هایی انجام شده است که در آغاز انقلاب در پی مصادره آرمان نهضت بودند و تلاش داشتند که خود را سهام دار نهضت معرفی کرده و از امام و انقلاب نیز چهره ی مارکسیستی و فدائی خلق ارائه کنند.که شهید مطهری با ارائه این بحث پاسخ کوبنده ای به منویات آنها داد و صرفاً روشنگری کرد و نشان داد که عقیده مارکسیسم زنجیری است بر اندیشه و تفکر انسانی، لذا از خلط مفهوم جلوگیری کرد.

مطهری شهید ابتدا به تفکیک آزادی حیوانی و انسانی پرداخته و گفته : آزادی حیوانی یعنی آزادی شهوات یعنی آزادی قوه غضبیه و روشن است این آزادی مورد نکوهش است و آزادی انسانی یعنی آزادی استعدادهایی والاتر از آن آزادی حیوانی و روشن است که مورد این مطلوب این آزادی است و حتی باید با موانع این ازادی مبارزه کرد. استاد این استعدادها را به مقوله عواطف و ادراکها و اندیشه ها تقسیم می کند و ابراز می کند که در آزادی تعقل،آزادی تفکر و حتی آزادی عواطف عالیه ی انسانی جای هیچ بحثی نیست،اما آزادی عقیده جای توضیح دارد.زیرا مستعد اشتباه و مغالطه است.


سپس
به تفاوت تفکر و ازادی عقیده می پردازد و عنوان می کند صراحت و عدم نفاق و شرط مهم تفکر آزادی هستند و این یعنی تفکر آزاد است اما فریبکاری ممنوع است.و در ادامه به بحث آزادی احزاب و عدم خرابکاری احزاب می پردازد که از آن می گذریم.

مرتضی
مطهری فکر را اینگونه تعریف می کند : قوه ای در انسان برای استدلال و استنتاج پیرامون مسائل و لذا هیچ دین و آیین و گروهی هم نمی تواند به انسان بگوید استدلال و استنتاج و حتی تفکر تجربی نکن،بلکه در اسلام این امر واجب هم هست.در معنای عقیده آورده است که : از ماده انعقاد و بستن است و دل بستن انسان به یک چیز یا بر مبنای همان تفکر است یا بر مبنای آنچه که دلبسته ی آن است که اولی ممدوح و دومی مذموم است(حبّ الشّیء یُعمی و یصمٌ ). چرا که وقتی انسان به چیزی دلبسته باشد دیگر چشم و گوشش از کار می افتد و نمی تواند «فکر» کند. همین جاست که استاد نتیجه می گیرد و ثابت می کند که چرا عقیده آزاد نیست.و مثال می آورد که عقیده ی به بت پرستی و پول پرستی و گاو پرستی . . . ( مارکسیسم به عنوان عقیده ) خودشان کاملاً راه را بر فکر می بندندو مانع ازادی فکر و اندیشه می شوند.و رسالت انبیاء را رفع همین موانع ازادی تفکر و اندیشه ذکر می کنند.

خلاصه
ی کلام استاد این است که در اسلام آزادی تفکر هست و آزادی عقیده ای که بر مبنای تفکر درست شده باشد نیز هست و حتی چنین فکری واجب و پسندیده است .اما ازادی عقیده ای که مبنایش فکر نیست و فقط حب و بغض است به هیچ وجه وجود ندارد.
عنایت به این بحث واین تفکیک در حوزه بحث علوم انسانی بسیار حیاتی و ضروری به نظر می رسد .باشد که از سوی صاحبان اندیشه و قلم مورد توجه واقع شود.

کد خبر : 5445
تاريخ ثبت خبر : ۲ خرداد ۱۳۹۴
ساعت بارگزاری خبر : ۱۴:۰۱
برچسب‌ها, , ,

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)