| امروز سه شنبه, ۲۳ مرداد , ۱۳۹۷ |
سرخط خبرها:

یادداشت؛


«آزادی» مفهومی پرتأمل در میان اندیشمندان عصر مشروطه/ علمای مشروطه از مظاهر آزادی غربی در رنج بودند

آزادی در مشروطه در میان دستاوردهای مشروطه یعنی قانون اساسی و مجلس و در کنار مساوات و نوع رابطه‌ای که اولا با دین، ثانیا با استبداد و ثالثا با استعمار و در نهایت پیشرفت و عقب‌ماندگی جامعه ایرانی ایفاء می‌کند؛ محل تامل و نزاع متفکران و اندیشمندان عصر مشروطه بوده است.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ـ تحلیلی طلیعه، اگرچه ظهور مصادیقی از مفهوم «آزادی» در حوزه سیاسی در آراء اندیشمندان پیش از مشروطه قابل پی گیری است اما مفهوم آزادی برای اولین بار در ادبیات مشروطه به طور گسترده ظاهر شد و پس از آن به طور چشمگیر در ادبیات سیاسی ایران مرسوم شد.

مشروطیت در عرصه اندیشه و مفهوم آزادی این مسئله را اثبات کرد که مباحث تئوریک و انتزاعی هرچند در ظاهر بسیار واضح و متفق القول به نظر می رسند اما در مقام عمل و تحقق به موضوعاتی مبهم، تنوع بردار و پر چالش تبدیل می گردند؛ این مسئله در مورد مفهوم «آزادی» وقتی مهم تر جلوه می کند که با بررسی آراء متفکران مشروطه متوجه خواهیم شد اختلاف در عرصه نظر نیز در مورد آزادی بسیار به چشم می خورد و این اختلاف پر حاشیه و پر سر و صدا نیز بود و علی رغم پر سر و صدا بودن دعوا بر سر «آزادی» عمق اندیشه آن بسیار کم و سطحی به نظر می رسد.

در واقع اندیشه آزادی در گفتمان‌های مختلف مشروطه به گونه ای خاص ظهور کرده است و هریک از گفتمان های اسلامی، ملی گرا و غرب گرا با توجه به ماهیت آنها، برداشتی خاص از این مفهوم داشته اند؛ این مهم به گونه ایست که، بخش قابل توجهی از نزاع‌های مشروطه ناظر بر تفاوت در ماهیت چنین برداشتی از مفهوم آزادی بوده است.

آزادی در مشروطه در میان دستاوردهای مشروطه یعنی قانون اساسی،  مجلس و در کنار مساوات و نوع رابطه ای که اولا با دین، ثانیا با استبداد و ثالثا با استعمار و در نهایت پیشرفت و عقب ماندگی جامعه ایرانی ایفاء می کند؛ محل تامل و نزاع متفکران و اندیشمندان عصر مشروطه بوده و در نتیجه از این گذرگاه برای محقق امروزین قابل فهم است.

مفهوم آزادی برای اولین بار در ادبیات مشروطه به طور گسترده ظاهر شد و پس از آن به طور چشمگیر در ادبیات سیاسی ایران مرسوم شد

با این تفاصیل، فارغ از این که اختلاف علمای مشروعه خواه و مشروطه طلب بر سر مشروطیت چه مبنای اندیشه ای و فکری داشته است اختلاف این علماء بر سر مفهوم آزادی سطحی و در حد مغالطات لفظی به نظر می رسد.در حقیقت، علمای مشروطه  از مظاهر آزادی غربی در رنج بودن و گرنه همانطور که بیان شد اختلاف شیخ فضل الله در بحث آزادی با «چند نفر لامذهب بی دین آزادی طلب» است نه با مفهوم آزادی که امثال نائینی و محلاتی آن را تعریف می کردند و این در حالی است که علمای مشروطه خواهان در تعریف خود از آزادی «رهایی از بندگی خلق» را با احادیثی مانند «الناس مسلطون أموالهم» به تفسیر و تحلیل می پرداختند. آیت الله نائینی و محلاتی اساس حکومت مشروطیه و ولائیه را ناظر بر آزادی می دانستند؛ محلاتی برای مردم حقوقی را نیز قائل می شد که سلطان حق تعرض به آن را ندارد و آزادی را زایل نشدن حقوق ملت می داند.

با قرائت خاص نائینی از مشروطه و دفاع وی از آن، مسائل حاشیه ای آزادی از جمله انواع آزادی و موانع آزادی نیز مطرح شده است. نائینی صحبت از استبداد دینی و جهل مردم به مثابه دو مانع اصلی مردم برای رسیدن به آزادی های مشروع خود هستند. نائینی در موضوع استبداد دینی کلامش به کواکبی نزدیک می شود و در موضوع جهل و تاریکی ما را به یاد عقاید سید جمال اسدآبادی می اندازد. نائینی همچنین معتقد بود مفاهیم سیاسی چون آزادی و مساوات از عالم اسلام به غرب راه یافته و به دلیل عدم توجه علما به سیاست، در دوران نهضت مشروطه خواهی، ایرانیان ناچار شدند آنها را از طریق غرب بیاموزند. این نوع تفکر نائینی از مفاهیم سیاسی نشان از فهم سطحی وی از غرب دارد، زیرا آنچه که در غرب از آزادی مراد می کردند با آنچه که نائینی و علمای مشروطه خواه در نظر داشتند بسیار متفاوت بود.

در آراء متفکران عصر مشروطه، باید دغدغه محوری را تشخیص داد و آنگاه مسئله آزادی را در قالب آن تحلیل کرد


اما در میان مشروطه خواهان، کاشانی تعریفی متفاوت ارائه می دهد. همانطور که اشاره شد، آزادی در لسان فقهای مشروطه خواه، به رهایی «رقیت استبداد» و اعمال خودسرانه حکومت های خودکامه تعبیر می شد و تقریبا اتفاق نظر کلی نیز نسبت به این مسئله وجود داشت اما کاشانی آزادی را در ارتباط با حق اختیار و خودمختاری انسان تعریف می کند. کاشانی از همان آغاز سخن، بحث خویش را با بیان تفاوت میان حیوان و انسان آغاز می کند از نظر او آنچه انسان و حیوان را متمایز می سازد، آزادی است؛ فرق میان انسان و حیوان آزادی و بندگی است انسان یابد آزاد باشد تا آزاد نباشد انسان نیست.

اینکه متفکر عصر مشروطه دردهای مشروطه را در چه امری به ترتیب اولویت بندی می کرد؛ قاعدتا در تجویز درمان ها و یا اولویت‌های وی نقش بسزایی داشت. برای متفکری که عامل اصلی عقب ماندگی عصر مشروطه، عدم قانون است با متفکری که عامل اصلی عقب ماندگی را در جهل می داند، قاعدتا سطوح و اولویت بندی تجویزی متفاوت است. خصوصا از لحاظ سطح تحلیل، در آراء متفکران عصر مشروطه، باید دغدغه محوری را تشخیص داد و آنگاه مسئله آزادی را در قالب آن تحلیل کرد. در واقع متفکر عصر مشروطه با ارتباطی که با این مسئله محوری بر قرار می کند؛ سعی دارد آزادی مطبوع و مورد نظر خود را تبیین نماید.*

*منبع: نعمتی، محمدحسن، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، اندیشه آزادی در آراء متفکران مشروطه.

انتهای پیام/

کد خبر : 73899
تاريخ ثبت خبر : ۱۵ مرداد ۱۳۹۷
ساعت بارگزاری خبر : ۱۰:۳۲
برچسب‌ها, , ,

دیدگاه شما

( الزامي ) (الزامي)